Info
تكرار تاریخ

همین اولش بگم
با اینكه سر و تهش رو زدم بازم خیلی طولانی شد
ولی اگه تا ته بخونی جایزه داره!

درس تاریخ دوره ی راهنمایی و دبیرستان، طوری كه اینجا درس داده میشه، معمولا یه كتاب قطور بوده با صفحه ها و عكسای بدرد نخور و خسته كننده و خمیازه آور
البته خب نه به اندازه كتاب مزخرف بینش اسلامی.
خارج از كشور رو متاسفانه نمیدونم ولی فكر نكنم مثل ما از اینجور درسای خسته كننده داشته باشن و نوع ارائه درسا براشون طوری متنوع و جالبه كه لااقل به معلم فحش نمیدن!

به هر حال
همه آدمای نسل ما كه رفتن مدرسه تاریخ رو میخونن و قراره ازش نتیجه های خوب خوب بگیرن
همه داستان گالیله رو شنیدیم كه چجوری توی دادگاه محكوم شد و آخر سر روی زمین ِهمون كلیسا با پاش حرفش رو نوشت و ما اون لحظه كه اینو میخوندیم یه احساس بدی نسبت به كشیشای قرون وسطا پیدا كردیم
یعنی خب فكر كنم اون موقع یه كم می فهمیدیم حق با كیه یا لااقل چون الان همون بعده هاییه كه علم مشخص كرده كه زمین مركز هستی نیست و كروی ِ و دور خورشید میچرخه و این مسئله هم برامون هضم شده و قبولش داریم، در نتیجه به خودمون و مرحوم گالیله حق میدیم و اون دادگاه صالحه رو در تاریخ محكوم میكنیم.
بعد میگیم گالیله آدمی بود كه بدرد عصر خودش نمیخورد و فراتر از زمان بود!
همینطور اینشتین یا ابن سینا یا آدمایی كه زمان خودشون حرفی برای گفتن داشتن رو میگیم اگر الان بودن چی میشد...
موقعی كه میخوایم توی تاریخ قضاوت كنیم و حق رو به جانب یكی بگیریم هم باز همینطوره
میگیم اسكندر، آتیلا، چنگیز و تیمور و هیتلر آدمای خونخوار و جانی و پست فطرتی بودن كه اینهمه كشته روی دست بشریت گذاشتن
ما از تاریخ درس میگیریم، ولی قضاوتمون وقتی كه به نفعمون باشه معمولا درسته و آدمایی رو قبول داریم كه با ما جور در بیان و ما بگیم كه خوب بودن یا بد

هیچكس بی طرف نیست
مثلا حتی اگر من ادعا كنم كه بیطرفانه میخوام بشینم قضاوت كنم كه هیتلر واقعا نسل یهودی ها رو اینجوری كه نوشتن میخواسته از روی زمین برداره یا نه

١- اگر یهودی باشم
2- اگر صهیونیست باشم و تلموت رو حفظ باشم و شب بدون ده صفحه كتاب مقدس خوندن خوابم نبره و مدام بهم گفته باشن تو از بنی اسرائیلی و قوم برگزیده ی خداوندی و ...
٣- آلمانی باشم و پدر ِ مادربزرگم هم نازی بوده باشه
(كه البته الیاس بوده و نه نازی و منظورم اینجا حزب نازی بود!)
و یا اگر خدایی نكرده دیگه مسلمون هم باشم،
در هر كدوم از این موارد یجوری قضاوت میكنم و حق رو به یكی میدم
یعنی وقتی من بخوام راجع به كوره های آدم سوزی هیتلر تحقیق كنم و بفهمم كه خارج از اینكه من آلمانی هستم یا یهودی یا صهیونیست یا مسلمون؛ بالاخره چقدر آدم توی این كوره ها سوخته شده و چقدرشون یهودی بودن و چراهای دیگه ...
برای تحقیق به یه سری مراجع رجوع میكنم كه نتیجه ی تحقیق، باز بستگی به این مراجع داره كه چه دیدگاهی داشته باشن و كدوم طرفی باشن
وقتی یه نئو نازی كه زندگیش ثابت كرده از یهودی ها متنفره و ازشون باج نمیگیره، میگه كه هدف نهایی برداشتن یهودی ها بوده و یه پیرمرد یهودی كه از جنگ جهانی جون سالم به در برده هم، با همون مظلوم نمایی همیشگی همینو میگه و یه افسر گِشتاپو هم كه دلش میخواد همه ی یهودی ها رو خفه كنه و میدونیم كه فیلم بازی نمیكنه و باز از طریق یه سری منبع دیگه اطمینان داریم كه منابع مالیش به یهودی ها وصل نیست؛ نقل میكنه كه قصد ما این بود كه تصفیه ی نژادی كنیم...
برای من حقیقت ثابت میشه و اطمینان پیدا میكنم كه حقیقت همینه و یه نسل كشی بزرگ داشته شكل میگرفته كه جنگ تموم شده.

حقیقت برای من روشن شده ولی نتیجه ی تحقیقم رو یه موسسه ای میخواد چاپ كنه
یه هیئتی میشینن روی این تحقیق نظر میدن
اولش این گفته ی من رو كه میگم یهودی ها مظلوم نمایی میكنن و تعداد كشته ها با تعداد آمار گشتاپو همخوانی نداره و كمتر از این حرفهاست رو بزرگ میكنن
و در نهایت این در میاد كه ای ... یه تعدادی كشته شدن ولی خب ارزش تحقیق نداره اصلا
آخه این تحقیق باعث میشه یهودی ها پر رو بشن!
به همین سادگیه
ما حق رو می بینیم
قرار هم نیست بابتش چیزی ازمون كم بشه
ولی خب یه چیزایی مانع میشه

چی میخواستم بگم و چی شد
آها بحث قضاوت بود
متاسفانه ما توی دنیایی هستیم كه همینجوری منابع مختلف توش ریخته
این چیزی كه این پایین كشیدم و گذاشتم، آیینه ی تمام نمای اكثر همسن و سالهاییه كه می بینیم 

 

امیدوارم ناراحت نشید ولی واقعیتی كه بی تعارف باید فریادش زد و نترسید
حقیقت در مورد خیلیا اینه كه رسانه ها و اخبار و منابع خبری، قدرت فكر رو ازشون گرفته . مثل قیف اطلاعات درست و غلط رو توی پیت مغزشون سرازیر میكنه 
بعد در اثر دلبسته شدن به زندگی مادی و لذتهاش، بهره های هوشی پایین اومده و اكثر افراد فقط تا فاصله ی یك متریشون رو میبینن
مردم از فكر كردن به هر مسئله ای كه یه چرای دیگه براشون ایجاد كنه خسته شدند و میخوان فكرشون راحت باشه
پس اكثراً دلشون به لودگی و مسخره بازی و یه دو دقیقه بخندیم ها و حرفهایی كه هیچ ارزشی نداره و بازیهای كامپیوتری و تفریحای جنون آور خوشه
این وسط یه عده استفاده میكنن و یه عده سوء استفاده و یه عده هم در اثر حماقت، به صورت خودجوش و مردمی در اختیار سوء استفاده كننده ها قرار میگیرن
اگر در طول تاریخ همه درست آینده رو می دیدن و یه كم از پوسته ی بسته ی اطرافشون بیرون اومده بودن، به جای تمام نقاط تاریك و زشتی كه ثبت شده، الان یه دنیای بهتر داشتیم
اگر باور داشته باشیم خارج از دنیایی كه بعد از این دنیا انتظارمون رو میكشه، وقتی میخوایم كاری انجام بدیم، به این فكر كنیم كه یه روزی بخوان تاریخ ما رو بنویسن ...
هر كاری میكنم نمیشه نگم كه یه كم فكر در مورد همین جریان انتخابات خودمون بد نیست و اصلا تا اینجای قضیه مقدمه بود!
الان میگه ای بابااااا

ولی من به جای اینكه فكر كنم احمدی نژاد تیر خلاص میزده و شیپیشو و به قول خاتمی در شأن ریاست جمهوری نیست و كلی بیخوده و افكارش انقلابی و بیچاره كننده س ...
فكر میكردم اینهمه حرفی كه پشتشه برای چیه
همونجوری كه فكر كردم این همه حرفی كه پشت رفسنجانیه برای چیه و رفتم دنبالش و خدا رو شكر به نتیجه هم رسیدم
راستی ببینیم
چی شد كه یهویی انگار كل دنیایی كه اونهمه حرف پشت رفسنجانی میزد و میخواست به عنوان جنایتكار جنگی و مسبب شش سال جنگ اضافی و كلی كشته بعد از فتح خرمشهر بفرستش دادگاه لاهه!، همه بسیج شدن و فولدر ِ تمام اون حرفا رو از رفسنجانی
 rename كردن به احمدی نژاد؟

البته خب جنس حرفا برمیگرده به یه چیزای دیگه و صاف هم رفته سمت نقطه ضعف ها
مثلا اگر احمدی نژاد رئیس جمهور بشه فاجعه س و میخواد دستور بده لباس پوشیده جهت خانمها و البته آقایون طراحی كنن!
اصلا آقا طالبان ایرانی كه میگن همینه و میخواد چادر رو اجباری كنه!
میخوان خیابونا رو زنونه مردونه كنن!
الله كرم میاد با باتوم میزنه تو سر همه مون و حق نداریم با دوست دخترمون دو كلمه حرف بزنیم!
این كه اصلا شكل و قیافه ی رئیس جمهوری نیست و شكل میمونه و دیدی ریشش رو بزنه و یه كم هم لپش پر بشه چقدر شبیه بوش میشه و آدمای احمق همه شكل همه ن!
بابا این یارو خیلی شوشیه و ...


خداییش اینا خیلی بچگانه تر از چیزایی نیست كه به هاشمی میگفتن؟
و مگه همینایی كه الان اینا رو میگن همونا نبودن؟
یعنی آقا خدایی نكرده نكنه اینهمه آدم (دور از جون خر) نویسنده و گرافیست و فیلم بساز و ... سرشون توو آخور رفسنجانی بود و بهش فحش میدادن و ظهر میرفتن دمپختك میخوردن؟
راستی، آقا یاسر هاشمی چطوره اگه اینا رو بخونه؟
خب
یه استدلالی هست كه میگه بعضی وقتا كه فكر میكنی اگر بد رو به بدتر ارجحیت ندی ممكنه آسیب جدی ببینی، عاقلانه ترین راه اینه كه بد رو انتخاب كنی
و یه استدلال دیگه هم هست كه میگه فرض بر اینه كه تو  توی یه مملكتی هستی كه بزرگترین ركورد جهانیش سرعت پخش شایعه است و مردمی داره كه توی حرف زدن حرف ندارند و دلیلشون برای حرفاشون اینه كه آروم بگن شنیدی؟
و اونقدر فراماسونری ریشته دوونده توی زیرزمینا و برج های این مملكت كه با یه تزریق هفت میلیاردی...
آره خب درست خوندی ... تازه این یكیشه
آقای بدتر تبدیل میشه به فرشته ای كه قراره ما رو از دست زشت نجات بده و آخر سر هم تازه تِشَكُر كنه
همین زشتی كه تا قبل از وارد شدن به بالاها خوب بود و میخواست ادای بهترها رو دربیاره و وام یه میلیونی بدون بهره میداد به همه كسایی كه ازدواج میكردن و نمونه بود و وای مامانم اینا چقدر تو گلی، وقتی با دُم شیر بازی كرد تبدیل شد به زشت و بد و در نهایت بدتر
یهویی فیلترینگ اینترنت برداشته میشه
همه ی دنیا میرن طرف فرشتهه و میگن آفتاب از كدوم طرف درومده مهربون شدی
ملت ِ همیشه در صحنه و جو گیر ایران هم كه همیشه عاشق جلال و جمال و جبروت بوده و بالاخره خارج از همه ی دنیا نیست كه
تازه كلی هم آدم عوضی داره كه می ترسن از اینكه یه وقت آقای خوب كه تبدیل به زشت شده كار دستشون بده و به خماری بیوفتن یا اونقدر فكرشون كوچیكه كه فكر میكنن الان دوباره كمیته راه میوفته دهنا رو بو میكنه كه ببینه چند پیك بالا كشیدی و یا دیگه بساط خانومبازیشون تعطیل میشه و ...
و البته بماند كه بزرگانشون به تشویش افتادن كه اگر مسئولین فعلی سازمان مبارزه با مواد مخدر عوض بشن اقتصاد جهانی به هم می ریزه و هزینه های حملشون از شرق افغانستان و حتی پاكستان، قیمت تموم شده رو تقریبا دوبرابر میكنه
از اونطرف هم كه بحث فناوری هسته ای ...
خودم خسته شدم

بگذریم
به هر حال این یه پروسه س كه باید طی بشه تا هاشمی رفسنجانی رئیس جمهور باشه
جریان اینه كه تو احمدی نژادی و مثل خیلی از آدمای همسن و سال خودت یه گذشته ی انقلابی داری
تا اینجاش مشكلی نیست و اگر زیاد حرف نزنی كسی كاری به كارت نداره
ولی حق نداری زیادی توی یه سیستم بسته ای كه همه ی انحصارا در اختیار ازمابهترونه حرفی برای گفتن داشته باشی
حالا هر چقدرم كه حرف و برنامه داشته باشی بازم نمیتونی كه جلوی دنیا و مخصوصا انگلیس وایسی

بابام یه حرف جالبی میزد كه خیلی وقت پیش یادم رفته بود بنویسم و امشب از زبون یكی از دوستان شنیدم!
اینكه توی سیستمی كه آقایون پیاده كردن، نفت بشكه ای ده دلار باشه یا پنجاه و هشت دلار بازم یجوریه كه به حال تویی كه مجبوری در زیرساخت كار كنی نباید فرقی داشته باشه
به قول اوست معمار من این بالام و تو اون پایین
من استالینم و تو باید به سادگی همه چیزت رو با همه شریك باشی
نگران نباش
من نگاهت میكنم و جای خدا رو برات می گیرم.

والسلام

 

پ.ن:
میدونی كه
همیشه به خودم میگم
اگه حرفی بزنی و بعدا پشیمون بشی اون حرفت ارزشی نداشته
از این حرفام هیچوقت پشیمون نمیشم ولی بعضیا میخوان پشیمونم كنن
برای اینكه پشیمون نشم و حرفم همیشه برای اهلش ارزش داشته باشه، ترجیح میدم دیگه اینجوری ننویسم
یادش بخیر چند وقت پیش داشتم فاطمه، فاطمه است رو میخوندم كه شریعتی نوشته
یه جاش بود كه انگار وضعیت علی رو توی صفحه های كتاب میشد دید
بهش گفتم الان اون موقع است كه باید سكوت كنی و لبخند به لب داشته باشی
بعد شب كه رفتی وسط نخلها، میتونی حسابی به حال همه زار بزنی
حالا توی چاه یا روی خاك ...
اینو برای اونی گفتم كه یه چیزی گفت كه نباید میگفت!

فكر كنم بعضی وقتا با بعضیا اگه دیگرذات پنداری نكنیم بهتره
بالاخره گلیمی كه زیر پامونه خرده میشه كه بافته نمیشه

تا همینجاش هم زیاد بود

بیخیال

تابعد
        

 

 


نوشته جناب Lord در تاریخ: June 22, 2005 5:10 AM
لینک دنبالک: http://www.lostlord.com/cgi-bin/mt4rc2/mt-tb.cgi/677


نظرها:
1-

حاجي طومار نوشتي ؟!


نوشته جناب پیام در تاریخ June 22, 2005 12:22 PM

2-

قضاوتت در مورد مسائل اطراف هر چند با به رخ كشيدن تاريخ خواندن و اديان خواندنت است ولي بدجوري بوي شكم سيري و پشت گرمي مي دهد . تو مي توانستي تحليل گر خوبي باشي اگر اينجور نبود . در هر حال اين هم يك جورش است . دانستن نظراتت جالب است .


نوشته جناب غزال در تاریخ June 23, 2005 1:35 PM

3-

به نظرم اصلا نميشه از سياست سردرآورد
جدي ميگم
چون كسي فكر نمي كرد نتيجه اينجوري بشه
حالا به هرنحوي كه شده باشه
با راي مستقيم يا با تخلفات انجام شده


نوشته جناب اشک مهتاب در تاریخ June 23, 2005 5:21 PM

4-

پس جايزش كو ؟ lol


نوشته جناب زهره برهاني در تاریخ June 25, 2005 1:49 PM


نظر شما