Info
درسهای جمعه

آقای بهنود ، در درسهای جمعه (27 خرداد) نوشته بودید:
پس مبارک است همین انتخابات پرخدشه.
هر چه از خواب بیدارمان کند و مساله واقعی جامعه را پیش چشممان بگشاید مبارک است.
از تصور و اوهام چیزی نمی زاید و نتیجه ای نمی آید.
بر خود و برجامعه خشم گرفتن، شعار دادن و فریاد ِ باید برود سر دادن همه در دنیا می دانند چاره کار نیست.
و برنامه ای ارائه دادید با این مضمون:
باید آنقدر نمره بالا باشد که آرای منسجم اهل تکلیف نتواند کار را به سوی آن ها بچرخاند.
و بعنوان پیش بینی هم گفتید:
احمدی نژاد رئیس جمهور نمی شود كه مردم ما عاقل تر از آنند كه اینگونه انتخاب كنند و اگر بشود
یا آنقدر اوضاع خراب میشود كه مردم خود انقلاب میكنند و یا آمریكائیها می آیند...

تا كی این درسهای دردناكی كه توسط روشنفكران ما از تاریخ گرفته میشود ادامه دارد و به دردشان میخورد نمیدانم
راستش از همه نظر از شما كوچكترم ولی آن موقع كه یكی از همجنسان شما از من پرسید به چه كسی رای میدهم و من احمدی نژاد را نام بردم به خاطر روشن بودن برنامه هایش و كارهای عملی مثبتی كه در شهرداری كرده، خندید و گفت لااقل به كسی رای بده كه رای بیاورد، آن كوچك شمردن نتیجه اش آن بود كه جری تر شدم در انتخابم و كسان دیگری كه مخالف بودند هم با خود همراه كردم تا بگویم كه اشتباه میكنید
آن روز گذشت و امروز رسیده و چند صندوق هم از احمدی نژاد باطل كردند و نمره اش چون بالای چهارده بود توفیری نداشت و در نهایت همه فریاد وا اسفا یشان به آسمان بلند شده كه چرا اینچنین شد

تبلیغات هفته های گذشته را همه یادمان هست، آن هم از نوع منفی و بسیار پرهزینه و آنچه خود ِ شما بهتر میدانید ...
اما وقتی به كسی اتهامی زده شود كه از آن اتهام بری باشد و خود به این امر ایمان داشته باشد كه بیگناه است، وكیل نمیگیرد و لاجرم از خود دفاع میكند و دفاعش آنقدر قاطع است كه مردم را كه به عنوان هیئت منصفه در دادگاه جامعه نشسته اند نسبت به دادستان ها بدبین میكند و سرانجام رای می آورد.
احمدی نژاد زندگی سالمی دارد و آنها كه از نزدیك میشناسندش، از او یك بچه مسلمانِ زیرك سراغ دارند كه درس خوان بوده و استاد دانشگاه شده و از شهرداری هم حقوق نمیگیرد و تا دیروقت هم كار میكند و میدانند كه اهل ریای دینی و سیاسی نیست و آنقدر مخلص است و همه چیزش معلوم، كه حرفها و شایعه هایی كه برایش درمی آید را هم باور ندارند.

این انتخابات هم با شكستی برای همه جناح ها تمام شد
یك طرف هاشمی رفسنجانی بود با گذشته اش و تمام احزاب و گروههای موافق و مخالف نظام و روشنفكران و اصلاح طلبان و آنها كه فریاد آزادی می زدند
و یك طرف هم یك كوتوله ی سیاسی به اسم احمدی نژاد كه دكترای مهندسی ترافیك و حمل و نقل داشت و استاد دانشگاه بود و گفت فقط با تكیه به خدا آمده ام تا بتوانم كاری كنم برای این مردم و برنامه هایم را هم با استادان دانشگاه بسته ام و كابینه ام را هم تعیین كرده ام و به امید خدا چنین میكنیم و چنان.

آقای بهنود، من فكر نمیكنم كسانی كه به احمدی نژاد رای دادند انسانهای احمقی بودند كه تنها دغدغه ی نان داشتند
فكر میكنم دانشجوهایش هم بودند در علم صنعت كه دیوار كلاسها را با عكس ِ نه چندان زیبا روی او تزئین كردند و شیفته ی رفتار و اخلاقش بودند و نه سیمایش كه بوی ادكلنش هم شاه عبدالعظیمی نیست!

و بر عكس كسانی را رای دهنده به هاشمی دیدم كه اكثریتشان آمده بودند تا نگذارند احمدی نژاد رئیس جمهور شود
و گفتند این كارآزموده است ، یا موقعیتمان به خطر نمی افتد و یا بد از بدتر بهتر است و جنگ میشود و ...
و كلا تبلیغات را گرفته بودند و دفاعیات را باور نداشتند
در تهران هم اكثریت لااقل كسانی نبودند كه اهل تكلیف باشند و دیدیم كه آرا در تهران تقریبا برابر بود

اما آرای منسجم هفده میلیونی همه اهل تكلیف بودند؟
اگر میدید چه كسانی به احمدی نژاد رأی میدهند به فكر فرو میرفتید كه اینها مگر نمیدانند قرار است ما حركت قهقرایی داشته باشیم و به هجده سال قبل بازگردیم؟
آقای بهنود
این هفده میلیون نفر، همه آن خشگ مغزان و سربازان چوبی ِ نوری همدانی و مهدوی كنی و مصباح نبودند كه ذوب شده در ولایت باشند و هرچه دیكته شان كنند بگویند سمعا و طاعتا، فكر داشتند و از صاحبان اندیشه هم بودند بعضا.
اگر اینگونه بخوانیدشان كه كسانی هستند بدون شعور سیاسی، تأسف باید خورد برای اینهمه سالی كه در راه پژوهش و تحقیق در تاریخ معاصر صرف كرده اید و اگر نه،  باید كه درسی كوچك بگیرید

نتیجه ی آنهمه فریاد آزادی خواهی و هزینه برای اصلاحات آن شد كه بنا بر اعلام رسمی بانك مركزی، مجموع بدهی‌های قطعی شده كه در سال 1384 سررسید می‌شوند، برابر با 6/6 میلیارد دلار می‌باشد كه این میزان پرداخت بدهی در تاریخ ایران بی‌سابقه است.
مبلغ مذكور در حالی توسط دولت آینده پرداخت می‌شود كه این دولت موظف است مبالغ سنگینی نیز بابت بدهی داخلی و انتشار اوراق قرضه بپردازد.
سال گذشته با انتشار حدود 3/1 هزار میلیارد تومان اوراق مشاركت با رقم سود 17 درصد، دولت جدید موظف شد تا علاوه بر بازگرداندن اصل اوراق، سالانه مبلغ 220 میلیارد تومان به عنوان سود اوراق بپردازد؛ این رقم به تنهایی، حدود یك میلیارد دلار منابع ارزی دولت در چهار سال آینده را برای تأمین بهره، بدهی دولت فعلی ناشی از فروش اوراق مشاركت در سال گذشته هزینه می‌كند.
این در حالی است كه بنا بر اعلام رئیس بانك مركزی، مجموع بدهی دولت به سیستم بانكی كشور، بیش از سیزده هزار میلیارد تومان، معادل پانزده میلیارد دلار است.
رشد نقدینگی نیز در هشت سال گذشته، 600 درصد بوده و از 6/11 هزار میلیارد تومان در پایان سال 1375 به 68 هزار میلیارد تومان در پایان سال 1383 افزایش یافته كه بخش قابل توجهی از رشد نقدینگی به دلیل بدهی دولت به بانك مركزی ایجاد شده است.
و نمیدانم دولت آینده چه خواهد كرد ...
آقای بهنود عزیز
احمدی نژاد این ارقام را فریاد خواهد زد و مردم باز هم امیدشان بیش از پیش از اصلاحات برمیگردد
اما چهار سال تا پایان احمدی نژاد مانده
در این بین اگر اتفاقی ناخوشایندی بخواهد بیوفتد، چه در عرصه ی اغتشاشات و شورشهای كور داخلی و چه در عرصه ی تنشها و منازعات بین المللی، منورالفكرانی كه خود را روشن فكر می نامند و صاحب نظر و آخر نگفتند این اصلاحات دقیقا چیست، مسئول خواهند بود
و براستی اصلاح طلبان چنین میگویند و اصلاح طلبان چنان میگویند و ...
این هشت سال ، با همه ی مشكلاتش گذشت و كسی آخر نفهمید این به اصطلاح اصلاحات چگونه عمل میكند، یا عمل كرده است...
منظورم دقیقا همین اصلاحاتی است كه به نظر اكثر عقلای قوم و بزرگان فكری و دینی كشور افساداتی بیش نبوده و امنیت و اخلاق را در جامعه تا مرز بی هویتی و فحشایی كه در غرب هم شاهد آن نیستیم برده است و سطحی نگری را رواج فكر جوانانمان ساخته،
هشت سال ِ خاتمی گذشت و مردم به حقوق هایشان در پایان هر ماه نگاه میكنند و نه به سدهایی كه ساخته شده یا آزادی هایی كه به دست آمده و گفتگوی تمدنها برایشان چه كرده
آن جوانانی هم كه یك میلیون وام ازدواج بی بهره از شهرداری گرفته اند و آنهایی كه سود ِ بدهی هایشان به شهرداری برداشته شد هم همین ها را میبینند.
و بلیط اتوبوسشان را میبینند كه هر سال مبلغی به آن اضافه میشد و چند سالی هست كه همین بیست تومان ناقابل مانده
اگر باور كنیم كه عامه ی مردم ما بلیط اتوبوسشان از مشكلات زرافشان و گنجی مهمتر است و آن هفده میلیون اكثرا از قشر محروم یا به قول خود احمدی نژاد مستضعف (ضعیف نگه داشته شده) هستند، كمی برنامه ها مشخص تر میشود.

مصطفی معین فیلمی تهیه كرد كه از تلویزیون با سانسور پخش شد
مصاحبه ای بود با حجاریان كه با زیرنویس پخش شد و حتما دیده اید
مهم این است كه اكثریت ملت ما هم دیدند و دنبال نقاط سانسور شده هم گشتند كه مبادا چیزی از قلم بیوفتد.
اما برایشان خسته كننده است دانستن راجع به شیرین عبادی و زهرا كاظمی و نویسندگان دربند و قلمهای شكسته و آزادی های سلب شده
شما و همفكرانتان نیز در مقابل اكثریت جامعه ای كه تبعیض را حس میكنند، اندكید آنچنان كه اپوزوسیون اندك است
معین در فیلمش گفت ما زیر بنایی كار میكنیم و نگفت چگونه
احمدی نژاد كه سه سال متوالی به عنوان اولین استاندار اردبیل استاندار نمونه شده بود و اكنون شهردار است، عملگرایانه ، خانه ی سابق شهردار یكی از مناطق را نشان داد كه چیزی از قصرهای شاهان كم نداشت و درحال حاضر در آن كار فرهنگی میكردند و لوازم قصر هم فروخته شده بود به نفع منافع شهرداری و صندوق ازدواج جوانان كه اصلا جزء وظایف شهرداری نیست...
و كروبی هم پنجاه هزار تومان برای هر ایرانی را به قمار گذاشت و تا نفر سوم لیست بالا آمد
به تحلیل احتیاجی ندارد گفتن این نظر كه مردم ما درد نان دارند و بس و میخواهند زود نتیجه اش را هم ببینند و این باید در هر برنامه ای كه برای آینده داده میشود، ولو نظریه و فرضیه ی صرف، لحاظ شود تا به آن توجه كنند.
ملت ایران قابل پیش بینی بود اگر چشم باز میكردید و میدید
نه با چشم دل كه البته با چشم باز
و در آخر عذر میخواهم از جسارتی كه در نوشتن به خرج دادم و خدانگهدارتان
بدرود
                   
علی محتشمی
چهارم تیر ماه 84
                     


نوشته جناب Lord در تاریخ: June 25, 2005 8:38 PM
لینک دنبالک: http://www.lostlord.com/cgi-bin/mt4rc2/mt-tb.cgi/679


نظرها:
1-

ممنون از اين تفكرات زيبا من هم موافقم


نوشته جناب مسعود در تاریخ June 26, 2005 7:13 AM

2-

سلام. ما مشتري هميشگي هستيم گرچه كامنت نميذاريم . از شما بعيده شما كه از تمام كارشكنيهايي كه در دوره خاتمي از بيت رهبري تا ارازل انصار شد بايد خبر داشته باشيد حالا اينكه خاتمي مي تونست يا نمي تونست ايستادگي كنه از جونش ترسيد يا يا چيز ديگه يه بحث ديگه رو ميطلبه . البته مي تونستي از نرخ تورم . از گندم از "" پارس جنوبي "" كه به تنهايي براي يه كارنامه البته 4 ساله يه افتخاره . سد ها و خيلي چيزهاي ديگه كه اين حكومت نذاشت مردم ببينن وبدونن هم بگي ..... البته از امروز به بعد تلويزيون حتي آما ر دم و بازدم هاي رئيس جمهور ارزشيه!! جديد مون رو ميده البته بدون اروقهاي دم به دمي كه خواهند زد بر عكس كاري كه با خاتمي كردند . چقدر دلم مي خواست اين مطلب به جاي كامنت يه پي نوشت زير پستت بود يعني ميشه؟ البته اين جا كاملا مطعلق به شماست و اين فقط يه خواهشه همين . .بازم پيشتون ميام . موفق باشيد . يا حق


نوشته جناب MOHAMMAD در تاریخ June 26, 2005 8:37 AM


نظر شما