Info
Untitled 11

ماه ِخیال پرور سیمین به شستشوست در آب چشمه سار
با پیكر برهنه ی خود در برابرم
ای ماه من، خیال تو هم گرم شستشوست
در كوچه های پیچ در پیچ ِ باورم ...

              
ده ساله بودم كه در دفتر شعر پدر خواندمش 
      هنوز هم یادم می آید گاهی چیزهایی از آنوقت ها
                        كه تنها جرقه ای می خواهد برای شعله وری
شاعرش اما به گمانم پدر باشد 
آخر هر چه در آن دفتر بود از همین دست بود و با خط خوردگیهای زیاد كه معلوم بود هیچوقت پیدا نكردند فرصت پاكنویس شدن را
بعد هایش را یادم هست كه گفتم چیزی از فریدون مشیری كم ندارد
كمی تنها خودباوری شاید بخواهد و بس
پیدایش كنم آن دفتر را ... 
لازمش دارم


پ.ن: این پاره شعر و عكس مربوطه عرفانی بوده، فلذا برداشت فقهی نكنید!
(فكر نكنید خیلی صحنه داره!)
ممنون
            


نوشته جناب Lord در تاریخ: June 28, 2005 11:10 PM
لینک دنبالک: http://www.lostlord.com/cgi-bin/mt4rc2/mt-tb.cgi/684


نظرها:
1-

ما کلا کوچیکتر از اینیم که برداشتی بکنیم استاد!


نوشته جناب صورتک خیالی در تاریخ June 28, 2005 11:59 PM

2-

koochehaye bavare man dar daste saakht ast amma
taa key nemidaanam
be gomaanam taa lahzeye asiriye baazdam dar sineh
kaash dir nabaashad
ey maahe man, kaash khiaale to garme shostoshoo baashad
dar koochehaaye mostaghime bavaram...


نوشته جناب Chloe در تاریخ June 29, 2005 1:31 AM

3-

خوب امروز دو نکته هست که قابل تذکر میباشد. اولندنش که ابوی گرام شما حس شعر و شاعری دارن و خوب این خیلی خوبه اونم تو این زمونه! راستش یادم میاد 5-6 سال پیشترا شایدم بیشتر پیشترا منم گاهی چیزایی میگفتم و داستان مینوشتم و کلی انشا بودم واسه خودم ولی خوب الانه دیگه مثل اون قدیما نیست،! اینقده مشغولیت دنیا داریم که سرسام میگیریم و میام اینجا یک خط! نه بیشتر، همون یه خط رو بنویسیم جونمون بالا میاد! دقت کرده باشین کامنتهای من اکثرا یه خطیه شاید کمتر اما نه بیشتر!
خوب شاید ابوی گرام شما اعصاب آرومی دارند که اینطور راحت دفتر مینویسن! بگزریم
آقا این اشاره شما به هیکل نحیف و رنگپریده و محو یک موجود در آب چیه ؟ و اشاراتش چیه؟؟ که برداشتمون چیچی باشه؟
یادمه یه بار یه جا در جواب متلک بنده به موضوعی که یادم نیست دقیقاچی بود(اما محتواش فکر کنم جنسی، فقهی بوده باشه) دوستی فرمود که: جوان به شکاف میان دیوار هم میخندد! شده همین موضوع ما! همیشه ما جوانها چه مونث و چه متذکر! به هر موضوعی که کوچکترین مشابهتی چه شکلی چه قدی چه نوشتاری و ..... مربوط به نقطه انحرافی مورد نظر داشته باشه با دیده بد نظری مینگریم! چرا؟؟؟ هر کی جوابش رو میدونه بگه وگرنه خودم یه جواب میسازم براش!
به بهترین و کوتاهترین جواب یک اسپری به قید قرعه اهدا میشود!!


نوشته جناب fesgheli در تاریخ June 29, 2005 9:48 PM

4-

این زیبا بود.هر چند مال بابا بود.


نوشته جناب مژگان در تاریخ June 30, 2005 2:06 AM

5-

شعر زيبايي بود. چرا چاپ نشدن پس؟ راستي وبلاگ خيلي خوشگلي هم داري. كلي خوشم اومد. اجازه دارم لينك بدم؟


نوشته جناب Atefeh در تاریخ June 30, 2005 8:59 AM

6-

يك طنز در مورد انتخابات
http://www.tohave.co.uk/all/cartoons/IranHolySelection.jpg


نوشته جناب مسعود انتظار در تاریخ July 1, 2005 1:32 AM

7-

تركيب زيبا و دلنشيني است. بابت طربستان من هم ممنونم


نوشته جناب پرنیان در تاریخ July 1, 2005 9:56 PM

8-

متاسفانه نمي تونيم باور كنيم كه عرفاني بوده مخصوصا عكسه


نوشته جناب فاطی در تاریخ July 2, 2005 11:44 AM


نظر شما