Info
خودمونی جات!

چند روز پیش جهت انجام یك ماموریت اداری ِخیلی باكلاس رفتیم به ساختمون شماره یك وزارت امورخارجه
هدف از ماموریت، گرفتن چند سند محرمانه از معاون سخنگوی وزارت امور خارجه بود! (تیریپ گجت)
در مورد این وزارتخونه چه عرض كنم ...
نمیدونم والا
بلا نسبت شمای دوست این كارمندای كوفتی و بی ادب و خودخواه ِ امورخارجه كه انگار از یه جای فیل افتادن، دارن تو قصر حال میكنن و یخ در بهشت میخورن و ما تو اون شركت داریم جون میكنیم و آبجوش در جهنم میخوریم
بعد اونا به شدت آدمای اوشگولی تشریف دارن كه عمرا فهم و شعور و سوادِ تعداد زیادیشون به پای نسل ما نمیرسه و ما اینجوری داریم هدر میریم!
مقایسه ش دیگه فكر كنم درست نباشه كه اونجا باید برای دیدن یه آدم گاگول كه یه موقع با سیكل رفته كارمند شده و كارش از اول فقط امضا زدن بوده، وقت قبلی داشته باشی و كلی آدم رو زیر و رو میكنن و عین این ویدئو كلوپا كارت شناسایی میگیرن تا راه بدن بری توو و اونوخ شركت ما عین طویله ی مش حسن درش از صبح تا شب بازه!
یعنی خب كولر وقتی جواب نمیده نتیجه ش همینه دیگه
بگذریم
خلاصه امانتی رو گرفتم و از دفتر آقای بانك (چه اسم باحالی!) اومدم بیرون و داشتم میرفتم به سمت دالان خروجی كه حس كردم یكی پشت سرم داره نزدیك میشه...
بعد این زونكنی كه دست من بود رو از پشت قاپید
ولی خب از اونجایی كه بنده عادت دارم به همه چی رو محكم فشار دادن؛ در نتیجه این قاپ زدنِ ناجوانمردانه نافرجام ماند
بعد برگشتم میبینم مرتیكه هرهر داره میخنده!
همكلاسی دانشگام بود!!
بعد به ما هم نگفته بود معاون وزیره!!!
خلاصه بسی مایه ی افتخار كه رفیق و پارتی مدیرعاملمون میشه معاون سخنگوی وزارت امور خارجه و رفیق ما میشه معاون خود وزیر!
خلاصه دعوت كردن و رفتیم تو اتاقشون و گرم صحبت شدیم از دانشگاه و درس و این حرفا و بعد هم كه بنده شروع كردم تخلیه ی اطلاعاتی كردن ِ طرف!
این بنده خدا كلی شاكی بود از اینكه احمدی نژاد اومده روو كار!
فعلا كه خودش داره با پای خودش میره ولی وقتی از احمدی نژاد میگفت كه یه تیم قوی ورداشته آورده كه بچه های باسواد و سالمی هستن و هیچكس همچین تیمی نداشته و ...
من داشتم فكر میكردم پس چرا این چیزایی كه میگه بده؟!
مگه نه اینكه اصل بر سلامت باید باشه؟
خب من فكر میكنم وقتی ما خودمون جزئی از یه بدنه ی بیمار باشیم و سالهای سال با ویروسا و میكروبا خو كرده باشیم وقتی گلوبولای سفید جون بگیرن و بخوان كار كنن، خود ِ بدن هم یخورده حال نمیكنه...
به هر حال من فعلا گیجم كه اگه این آقا و تیمش آدمای سالم و باسواد و خوبی هستن چرا پس جو عمومی اینجوریه و حتی كسی هم كه ازش تعریف میكنه میگه میخواد خودشو بازخرید كنه؟!
یعنی نتیجه این میشه كه همه مشكل دارن دیگه ...
خیلی بابا
واقعا كه عجب مملكتی داریم...
                                     
بیت: دل من گرفت از این شهر ، در این حصار و بشكن
            

نوشته جناب Lord در تاریخ: July 14, 2005 8:51 PM
لینک دنبالک: http://www.lostlord.com/cgi-bin/mt4rc2/mt-tb.cgi/690


نظرها:
1-

وزارت چی فرمودین؟


نوشته جناب صورتک خیالی در تاریخ July 14, 2005 10:53 PM

2-

سلام آقايون ميبخشيد كه يه مدت اينجا چيزي ننوشتم آخه مشغول نوشتن در www.mokhche.com بودم اين سايت رو تازه راه اندازي نمودم البته با كمك بر و بچز و خلاصه لنگ لنگون داريم طي طريق ميكنيم ولي خوب هنوز سر و شكلي نداره ولي خوب نمك داره! تشريف بيارين خوشحال ميشيم!


نوشته جناب fesgheli در تاریخ July 17, 2005 12:31 AM

3-

سلام استاد
کارتون عاليه بابا گل کاشتيد ايول


نوشته جناب عليرضا در تاریخ July 17, 2005 8:22 AM


نظر شما