Info
روزگاری نه غریب

ابراهیم ادهم اندر کشتی خواست نشست، سیم نداشت
گفتند: هر کسی که در کشتی نشیند، دیناری بباید داد
او دو رکعت نماز کرد و گفت: یارب! از من چیزی میخواهند، ندارم
در وقت آن ریگ همه دینار شد

رساله قُشیریه

بیشتر خودمو میگم که میدونم چم شده یا نمیدونم
اینکه ایمان همون باوره یا باور همون ایمان
یا وقتی یه همچین حکایتا و داستانهایی رو میشنویم چقدر باورشون میکنیم و ازشون چه برداشتی داریم و چه درسی میگیریم
یا عصر ما که عصر  اطلاعات و ارتباطاته و ماشین و برق و تکنولوژیش که داره ما رو با سرعت رو به جلو میبره و غرق میکنه آخرش کجاست و چقدر با این قصه هایی که  معنویه و مادی نیست میتونه سنخیت داشته باشه ...
خیلی دیگه قلمبه شد
ولی میدونی چیه
یه چیزایی هست که هیچ جوری با چیزای دیگه  جور در نمیاد
حتی اوشو هم که اومد تز "زوربای بودایی" رو پیشنهاد کرد، خودش هیچوقت از حیطه ی بودایی بودن بیرون نرفت و به نظرم این حرفش که بیاین و زوربای بودایی باشین، فقط برای جذب مُرید بود
بریم سر داستان خودمون و اینکه توی قرن ما همه چی برای ما شده اسطوره و افسانه و داستانای علمی تخیلی و همین موضوعه که خیلی منو میترسونه
حتی معجزات و کرامات هم برای خیلیا دیگه رفته جزء چیزای غیرقابل باور و unbelievable !
نقطه ی جالب داستان اینه که ابراهیم ادهم خب خیلی با هری پاتر فرق داره ولی بچه های امروز ما هری پاتر رو با اون عینک گرد و عصای پرنده و خراش روی پیشونی بیشتر از ابراهیم ادهم قبول دارن و میشناسن
حالا باور کردنش بماند که منظورم از قبول داشتن هم همون معنی باور داشتنه...


خلاصه ی کلام اینکه ... به اندازه ی خودم شدیدا بیمناک و نگران آینده ای هستم که ما هم یه نسلی مثل بچه های ژاپن امروز داشته باشیم که مجبورشون کردن برای گذار از سنت به مدرنیته هر چیزی که مربوط به سنت میشده رو فراموش کنن وبچسبن به یه مشت بازیهای سطحی و کامپیوتری و چیزای دیگه ای که شما بهتر میدونین
به قول بابا آخرش که کلی برق و وقت مصرف کنی و خودتو بکشی و تموم بشه یه پرنسس میاد و میگه thank you mario!
فکر کنم خیلی ناجور باشه اینهمه بیهوده وقت تلف کردن
یعنی هیچ هودی نداشته باشه!
که یحتمل بیهوده هم همون بیسوده بیده که یه یعنی هیچ سودی نداشته باشه!
بیخیال
مهم اینه که ...
بگذریم... حواسم پرت شد...
خودتون میدونین لابد دیگه حتما ...
فعلا

پ.ن: راستی گفتم هری پاتر و یاد یه چیزی افتادم
اینکه تیراژ و تعداد کتابایی که درباره مجیک و جادو جمبل و سحر و کیمیاگری نوشته شده توو این ده سال اخیر یعنی از سال ۹۵ تا حالا در تاریخ بشریت بی سابقه بوده و اون قدیما که زمانش بوده، تا این حد به این مقوله نمیپرداختیدند!
منظورم داستانای تخیلی که تو مایه های هری پاتر باشه نیست
کتابهایی که از روی نسخه های قرون وسطای اروپا و حتی اسرار علوم غریبه ی سرخپوستای امریکا و هند و شرق ِ دور  بازنویسی و ترجمه شدن و توی هر کتابفروشی میشه یکیشون رو پیدا کرد! (البته نه به زبون فارسی)
چند وقت پیش با یکی از استادا راجع به این موضوع حرف میزدم که یه کتاب دراورد و نشونم داد ... حتی وردها و ذکرها رو هم عینا با اسپل انگلیسی نوشته بودن و خلاصه خیلی جالب بود ...
اما خارج از اون باید عرض کنم فرق است بین سحر و معجزه و کرامت.
باقی بماند برای بعد
فعلا

تمة


نوشته جناب Lord در تاریخ: August 8, 2005 12:04 PM
لینک دنبالک: http://www.lostlord.com/cgi-bin/mt4rc2/mt-tb.cgi/701


نظرها:
1-

چي مي گي داداش
گذشت اون زمونا كه كسي اينا رو باور مي كرد
گذشت و تموم شد


نوشته جناب ماني در تاریخ August 9, 2005 12:01 AM


نظر شما