تبریکات صمیمانه ما را به خودمان پذیرا باشید
اول بابت سالروز تولد امام علی و بعد هم قالب نو
قالب جدید حاصل چندین و چند هزار ثانیه تلاش، تجربه، کار شبانه روزی و بی وقفه ی متخصصان و اندیشمندان و مغزهای متفکر داخلی نیست!
بلکه جناب لاست با پیگیری های مداوم و پشتکار و مشاوره ی بی دریغ و صادقانه و خالصانه ی شخص بنده این قالب رو طراحی، نصب و اجرا نموده اند که همینجا ازشون تشکر می کنید!
بنده هم خب به داشتن همچین همکار وبلاگی، کارمند،عضو تحریریه و دوستی افتخار میکنم چرا که موفقیت یک مجموعه به تلاش و کوشش و دلسوزی تک تک اعضای اون مجموعه (از پایین ترین درجه که بنده ی حقیر هستم تا بالاترین درجه که بازم منم) بستگی داره
حالا بماند که مجموعه ی ما، دو نفر بیشتر نیست ولی خب همینش هم خودش كلی دنگ و فنگ داره!
(یعنی به عبارتی تووش زاییدیم!)
خب ... بالاخره لاست لرد بعد از دو سال پوست انداخت و قالب عوض کرد و خداییش هم خوب شده و قشنگه و چشمش درد نکنه
اما نطق امروز که اول قرار بود فقط به مناسبت قالب جدید و در مورد قالب باشه ...
بعدا قرار شد فقط به مناسبت قالب جدید و در مورد قالب نباشه و چند تا چیز دیگه هم به عنوان درددل بگم!
از اونجایی که اینجا همه چی پیدا میشه ، میشه گفت بعد از دو سال تقریبا جون گرفته و وبلاگ سرپا و قرص و محکمی شده و یه عده خواننده ی ثابت داره و من ِ نویسنده هم طبعاً خب خوشحالم از این بابت
ولی اینم بگم که اینجا هر کس به اندازه ی خودش برمیداره نه به اندازه ای که من نوشتم و من میخوام
ببینید
این خیلی عادیه که بعد از این سه چهار سالی که وبلاگ می نویسم و صرفا هم برای دل خودم نوشتم هنوز نمی دونم دقیقا مخاطبین سایت ما چه کسایی هستن و دنبال چی میگردن که به سایت ما می رسن و موندگار میشن یا دیگه این طرفا پیداشون نمیشه و یا سطح سواد و فرهنگشون چیه و اصلا طرز فکرشون به من میخوره یا نه ...
یه نگاه که به دروازه های ورودی سایت بندازین و refers ها و key words های آمارگیر سایت رو چک کنید می بینید که چقدر سلیقه ها متفاوت و ضد و نقیض و مختلف و آش شله قلمکاره
حالا سوال اینه که ما و سایت ما میتونه جواب سوالای همه رو بده و نیازهاشون رو برطرف کنه یا نه؟ ... خب نه
چون من هر چی نوشتم محض رضا و ارضای کسی نبوده و بیشتر برای این بوده که خودم از نوشتن لذت می برم
وسط حرفام معمولا سعی کردم حتی شده به اندازه ی یه کلمه، یه حرف ِ تازه زده باشم و یه چیزی که میدونستم رو انتقال داده باشم تا خواننده هم بدونه
اما اینکه نوع نوشتن بعضی چیزا به مذاق بعضیا خوش نمیاد و نیومده یا توقع نوشتنش رو از من نداشتن و شخصیت لرد رو با علی ِ خارج از دنیای وبلاگ ها که مقایسه میکنن خیلی براشون ثقیل و غیر قابل هضم به نظر میاد، به من مربوط نمیشه و چون هستند همیشه کسایی که جزء استثناها بودن، این مشکل خودشونه
خب
(:
به عنوان حسن ختام بگم که اگر روزی اینجا فقط یه خواننده هم داشته باشه و بدونم یکی هست که حرفم رو میخونه و براش ارزش قائله و میفهمه و منظوری که پشت حرفم بوده رو میگیره ادامه میدم
فعلا که هنوز نا امید نشدم و اگرم از این به بعد دیدید که مزه ی دهنم عوض شد و چیزای دیگه ای نوشتم، بیشتر برای اینه که فقط یخورده راحت نیستم و در واقع کسایی که نباید اینجا رو میخونن و نمیشه خیلی حرفا رو زد
سعی میکنم نوشته هایی که راجع به خودمه و روز نوشت هائیه که صرفا برای ثبت و یجورایی دفتر خاطراتم به حساب میان رو جای دیگه ای بنویسم
یه وقتایی فکر میکنم چقدر خوب بود اگر از اینهمه خواننده، هیچکس منو خارج از اینجا نمی شناخت و اینجا هم هر چه میخواهد دل تنگت بگو بود و ...
میدونی که
هویت مجازی رو حاضر نیستم با هیچ چیزی عوض کنم از بس که به آدم احساس امنیت می ده ...
حس نامرئی بودن و در عین حال مؤثر واقع شدن
دوست می دارمش بعضی وقت ها
همینو و السلام