Info
نوشته های قبلی
1-صداقت
2-در طربستان دل
3-شومال
عکاسم عکس میندازم!

عکسای روی هارد رو که نگاه میکنم میگم این سفر آخر که رفتم شمال، تجربه ی فوق العاده ای بود برای عکاسی
فکرش رو بکن
یارو عکاسه اون قدیما یه حجم عظیمی به اسم دوربین دستش بوده که با سه پایه و مخلفات خودش یه اسب و درشکه میخواسته برای جابجایی
بعد باید هوا خوب می بوده تا آقا بتونه بساطش رو علم کنه و بره زیر پارچه و همه تا ده ثانیه ثابت وایسن
بعد یه چیزی توو مایه های دینامیت بالاسرش بترکه
بعد اگه چاشنی ِ اون به اصطلاح فلاش خوب عمل میکرده و طرف خودش نمی رفته اون دنیا ... تازه یه عکس در پیت قهوه ای میتونسته بگیره که البته بازم تا ظاهر کردن عکسه پدرشون در میومده!
حالا ما دوربینه رو میذاریم پر شالمون ... سوژه رو میبینیم و یه فوکوس همینطوری میکنیم و یه کادر بندی و تِق!
نتیجه ی کار هم همون موقع معلومه و اگه خوب نشده باشه میتونیم تکرارش کنیم
و خداییش این تکنالجی چه کرده
بنده که خودم وقتی غرقش نیستم و با قدیم مقایسه ش میکنم، فی الواقع حیرت زده میشم
شما رو نمیدونم

پ.ن: اما بازم به جهت اینکه زیاد تکنولوژی زده نشم عرض کنم دوربین کجا و چشم خودمون کجا!
فوکوس اتومات و با قابلیتای خفن که هنوز عمرا یه دوربین پنجاه مگاپیکسلی هم به پاش برسه
         


نوشته جناب Lord در تاریخ: September 10, 2005 12:27 PM
لینک دنبالک: http://www.lostlord.com/cgi-bin/mt4rc2/mt-tb.cgi/722


نظرها:
1-

ولی اون موقعها از این کارشون خیلی بیشتر حال میکردن، یعنی میخوام بگم که ارزش تکنولوژی در حالی که به بشر میداده، اون موقعها بیشتر بوده،من حتی شنیده ام که مردم اولین "علم گاز شهری" رو مثل ضریح زیارت میکردن و دست میمالیدن به سر و روش. لحظه ای رو تصور کن که انسان قدیمی میدیده که میشه یه پدیده رو با عکس ثبت کرد، و انسانی رو تصور کن که از عکس فرار میکرده چون فکر میکرده که بخشی از روحش هم در اون عکس تسخیر میشه. لذتی بوده اون موقع زندگی کردن ها! دلم میخواد تجربه اش کنم،یه چیزی توی مایه های ماشین زمان دلم میخواد!


نوشته جناب soon در تاریخ September 10, 2005 11:19 PM

2-

خيلي حالت بده
چرت و پرت زياد مي گي تازگي ها


نوشته جناب behnam در تاریخ September 11, 2005 7:42 PM

3-

بازم خوش به حال تو ما که امسال نه شمالی دیدیم نه عکسی.


نوشته جناب مژگان در تاریخ September 12, 2005 2:03 AM

4-


شاید شصت سال پیش هم به خیال خیال پردازترین انسانها هم نمی رسید که بعد از پنجاه سال انسان بتواند با وسیله ای کوچکتر از قوطی کبریت با دورترین نقطه زمین مکالمه کند... پیشرفت تکنولوژی که می گن همیناس. ایشالا که همیشه عکاس باشی بمانید و عکسهای قشنگ بگیرید!


نوشته جناب هیولا در تاریخ September 12, 2005 7:37 AM


نظر شما