گفتم خارج از اینکه بیام بگم که امروز غریب و یکه و تنها و بی کس و اینا رفتم کوه و از مسیر اوسون ایستگاه پنج توچال رو فتحیدم و خیلی خوش نگذشت و این حرفا ... بیام و یه کمی از خود ِ کوهنوردی بگم و کار فرهنگی و زیربنایی کنم!
آخه هیچی نباشه از ده دوازده سالگی داریم سوراخ سُمبه های این کوهای تهران رو سرک میکشیم و یه بارم که پامون شکسته و زخم خورده ایم و مثلا دیگه خیلی حرفه ای شدیم!
خب بریم اصل داستان
اگه از تعریفای کوهنوردی و اینکه با کوهپیمایی و شاتوت و بلال خوردن ِ توو درکه فرق داره و درعین حال خیلی ورزش کم هزینه و سالم و مفیدیه و اینا بگذریم... یادمه اولین باری که رفتم کوه با داییم بود و دفعه ی دوم با مربی کوهنوردی فداراسیون رفتیم دارآباد و درست یه ماه بعدش بود که جنگلای کوهستانی رامسر و ییلاق اونجا رو با یه اکیپ پنجاه نفره و مربیای تربیت بدنی دور زدیم
از اون به بعد هم که خوشمان آمد و لذت بردیم و خدا رو شکر با بالا و پایینش تا امروز کوهنوردی ادامه یافته
اوما
خیلی مختصر و مفید چیزایی که توو این مدت یادگرفتم و الان یادم میاد که براتون بگم ایناس:
1- پا همونجوری که قلب دوم شماست در کوهنوردی باید چشم سوم شما هم باشه ... یعنی نگاهتون همینطوری که به منظره و دار و درخت و سگ و گربه هاس جلوی پاتون هم نگاه کنین که یه وقت خدایی ناکرده یه نوک پاتون که به یه سنگ بگیره بعدش معلوم نیست چی میشه
(همین اولش که اینو بگی همه بیخیال میشن!)
2- اگر بیماری خاصی دارین (مثلا بیماری قلبی) و دکتر گفته ورزش سنگین نکنین، همون پایین دربند و درکه بشینین و چاییتونو بخورین و صفا کنین و هوس نکنین برین بالا ببینین چه خبره و حتما سعی کنین ورزش دیگه ای در حد پیاده روی سبک داشته باشین
اون بالا نه حلوایی خیر میکنن نه شام میدن ... فقط یهو هوای خوب بهتون نمیسازه و غش میکنین
یا اگر بیماری قندی دارین و انسولین مصرف میکنین، حساب اونجاش رو هم بکنین و داروهاتون رو همراه بیارین که اون بالا هلی کوپتر برای کسی خبر نمیکنن مگر اینکه مرده باشه
تازه اونم در اکثر مواقع به قاطر بسنده میکنن که از مرگ بدتره!
3- از کفش درست و حسابی استفاده کنین و با صندل و کفش پاشنه بلند و آدیداس چهارصد تومنی و دمپایی اتوفوکو بلند نشین و یا علی مدد
در کل سعی کنین ظاهرتون خنده دار نباشه!
یعنی به کوه بخوره و یه وقت با کراوات و کت شلوار پا نشین بیاین خودتونو خاک و خولی و گِل مالی کنین
- برای امر خطیر دختر بازی و پسر بازی [با عرض پوزش] پارکها هم امنیتشون بیشتره و هم دررو و راه فرارش!
پا میشین با دختر/پسر مردم میاین که یه حال و حولی بکنین ... بعد پلیس کوهستان و بر و بچه های انصار یهو از قیافه تون خوششون نمیاد و بهتون گیر میدن و بعد شاکی میشین و میگین اینهمه آدم ... چرا من؟!
یارو هم میگه بابا جون خب میرفتین توو یه کافی شاپ و هزینه ش رو میدادین و کسی هم کاریتون نداشت D:
نمیفهمن دیگه
حریم خصوصی هم که تو ایران یه چیزیه تو مایه های کشک!!
شما سعی کنین راههای دیگه ای یاد بگیرین که نه به اون بندگان خدا فشار بیاد و نه به خودتون یه فشار بدتر!
4- توی گرمای تابستون (که داره تموم میشه) حتما کلاه و عینک آفتابی ِ غیر تقلبی با UV حد اقل 400 داشته باشین و کرم ضد آفتاب هم که واجبه و یادتون باشه فقط جلبکا دنبال برنزه شدنن!
توی سرمای زمستون و برف و یخ هم خب بستگی به این داره که کجا بخواین برین
در هر حال لباس گرم و عینک آفتابی (با مشخصات فوق) برای جلوگیری از برف کوری و کرم ضد آفتاب برای برف سوزی و کرامپون (یخ شکن کف کفش!) جزء چیزای لازم و واجبه
*کرم ضد آفتاب [Sun Screen Cream] رو به پوست دست و صورت و گردن می مالن و از سوختگی های درجه ی 2 ناشی از اشعه ی مستقیم خورشید و بازتاب نور خورشید در برف و اشعه ی ماوراء بنفش [Ultraviolet] جلوگیری میکنه و برای جلوگیری از سرطان پوست خیلی چیز باحالیه!
خب پس خوردنی نیست! (:
5- اگر جعبه ی کمکهای اولیه ندارین و میخواین کوهنوردی رو به عنوان ورزش غیر تفننی انتخاب کنین حتما یدونه درست کنین!
یه قوطی بتادین و یه بسته پنبه و چند تا لول باند و دو تا گاز استریل و یه لول باند کشی و چند تا چسب زخم و پماد پروکسیکام و سالیسیلات (همینجوری) و شربت آلومینیوم ام جی (واسه شوخی!) و چند تا قرص مسکن داشته باشین
ویکس و پماد دواکبر [ " اکبر دو " هم میگن] ! (خدایی اسمش همینه) رو هم میتونین از عطاری ها ابتیاع بفرمایید و این دو در مواقع ضرب دیدگی و در رفتگی و شکستگی خوب چیزایی هستن
اما کارایی اینا رو فکر کنم دیگه همه تا حدی بدونن و فعلا آموزش کمکهای اولیه نمیدیم
اینایی که گفتم فقط برای احتیاطه وگرنه خدا نکنه کسی طوریش بشه
شما هم اگه سالی یه بار اینا به کارتون نیومد نا امید نشین و دعا نکنین کسی یه چیزیش بشه که به دردتون بخوره و بگین مصدوم آماده س و خونسردی رو حفظ میکنیم و...
هر دفعه همراه خودتون ببرین
کار یه بار صورت میگیره
به قول یارو حادثه هیچگاه خبر نمی کند!
6- سایر وسایل مثل نقشه ، چوبدستی [ موسوم به باتوم کوهنوردی] کلنگ کوهنوردی و هر نوع تکیه گاه و عصا، چراغ قوه و چراغ الکلی و سه پایه و کبریت و چاقو و نخ و سوزن و بند پوتین اضافه و چادر و زیرانداز و فلاکس چایی و قهوه جوش و ... بستگی به خودتون و سطح کارتون و مسیرتون داره و ممکنه که به دردتون بخوره یا نخوره
7- از همه مهمتر رو داشت یادم می رفت!
آب آشامیدنی و خوردنی و نوشیدنی (ترجیحا غیر الکلی) در حد نیاز و وسع!
غذای کوهنوردی هم بد نیست بدونین که نونه و خرما و کیشمیش و انجیر خشک و توت خشک و بقیه ی هر چی که یجورایی جزء خشکباره و پره از انرژی
سوسیس تخم مرغ یا خاگینه خرما هم اگر خودتون بلد باشین اون بالا روو آتیش درست کنین خیلی حال میده!
تُن ماهی هم که معمولا شب میجوشونن و فرداش به صورت سرد مصرف میشه و با اون حال و هوا هیچ خوب نیست
- اما الکل [مشروب] که معمولا به صورت یه قوطی ودکای 57 درصده!
اینو معمولا فقط خود ِ هلال احمر توی کمکهای اولیه ی کوهستانش میذاره (اصولا بقیه اگر هم بذارن برای کار دیگه اییه!) و فقط در مواردی به کار میره که مصدوم و کسی که آسیب دیده مدت زیادی رو توی برف و یخ و ترجیحا زیر بهمن گیر افتاده و تقریبا یخ زده و بهش میدن که یخش وا بره!
[سگای امدادگر کوهستان رو دیدین دیگه توو این فیلما ... بل و سباستین بود!]
خب همه ی اینا برای قبل از حرکت بود و یجورایی چیزایی که اگه باشه بهتره یا لازمه و ...
اما :
8- ما برای سلامتی ورزش میکنیم و در کنارش از برکت هاش استفاده می بریم و لذت میبریم و فکر میکنم همه برای همین ورزش کنن غیر از بعضی از بدن سازان قلمبه ی عزیز!
بنابراین توی کوهنوردی اولین نکته ی مهم آمادگی جسمانیه و بعد هم حفظ سلامتی بدن و تداوم این سلامتی و بعد لذت بردن
بالا پایین پریدن از این سنگ به اون سنگ و به قول بچه ها گوله کردن و به رخ کشیدن نفس و عجله داشتن و این حرفا یخورده بچگانه س
طبق چیزایی که بزرگان ِ این رشته گفتن سرعتِ اومدن ِ پایین باید نصف بالارفتن باشه
به عبارتی مدت زمانی که طول میکشه تا از مقصد برسید به پایین کوه باید دو برابر مدت زمانی باشه که تا مقصد بالارفتید
چون فشاری که به زانو ها و استخون بندی پا وارد میشه توی سرپایینی ها بمراتب بیشتر از سربالائیه و خدایی نکرده بعده ها دچار انواع و اقسام زانو دردها و دردای مفصلی میشید و اون موقع یادتون بیاد که من گفتما!
بعد هم اینکه اگر از نظر جسمانی احساس ضعف میکنین و بُنیه و توانایی کافی ندارین و از کوهنوردی خوشتون میاد، ورزشای سبک رو ادامه بدین و سعی کنین قدرت بدنی تون رو با همین ورزشای سبک و مداوم و تغذیه ی اساسی روبراه کنین
چون با عرض معذرت کوهنوردی به شدت با مذاق آدمای ریقو جور در نمیاد
و اگر تا حالا کوه نرفتین همون روز اول نیت نکنین قلعه حسن خان رو فتح کنین
بیر بیر و گاماس گاماس جلو برین و تدریجی کار کنین!
(ببخشید یخورده کانال محلی شد! ولی پسره که دو سری پیش کارش به قاطر کشیده بود و پس افتاده بود، بچه ی خاک پاک زنجان بود و دفعه ی اولش هم بود که میومد کوه و ما نفهمیدیم چجوری خودشو تا قهوه خونه احمد و پیچ شیرپلا کشیده بالا!)
9- قبل از رفتن به کوه ساعتتون رو تنظیم کنین که چه وقت میخواین برگردین چون حتما یادتونه که مدت زمان برگشت باید دوبرابر مدت زمان رفت باشه و توی سرازیری ها با دنده سنگین حرکت میکنیم!
10- دفعه های اول و ترجیحا همیشه! با یه بلد راه و یه پیرمردی که انگار صد ساله تو کوه و کمر داره ول میچرخه همراه بشین
خیلی ساده سلام کنین و خسته نباشید بگید و بپرسید مسیرش کجاست و میتونین تا یه جایی همراهش برین یا نه
خوشحال میشه و خیلی بهتون خوش میگذره و کلی چیز یاد میگیرین
وقتی هم که دیدین کشش ندارین و بریدین و جلوی پیرمرده کم آوردین به خودتون فشار نیارین و قبول کنین که دوره ی آماتوری کوهنوردی حداقل پنج ساله(!) و بگید که خسته شدین و بعد هم خداحافظی کنین و همون مسیر رو برگردین
11- قرار بود ده تا نکته بیشتر نشه ولی انگار نگم نمیشه!
اینا خورده نکته هاس ولی تقریبا مهمترین بخشه
- توی پایین اومدن و جایی که حالت شنی داره و ممکنه لیز بخورین کج حرکت کنین
یعنی پاهاتون رو با زاویه بذارین روو زمین ...
اینجوری \
\
البته با توجه به چرخش شونه و کمر ، یخورده زاویه ش بیشتره
- هیچ وقت نترسید چون ترس ، برادر ِمرگه
یعنی قانونه که اگه بگی میوفتم ... مطمئن باش میوفتی
- پاتون رو محکم بذارین و از محکم بودن زیرش مطمئن بشین و بعد قدم بعدی رو بردارید
- همیشه علاوه بر جلوی پا و طبیعت و غیره ... بیست تا سی متر جلو تر رو هم ببینید و مسیرتون رو تعیین کنین که مجبور نشید برگردین و از یه مسیر دیگه برید
- از بیراهه رفتن و پهلوون بازی تا ده سال اول کوهنوردی و در صورت عدم شناخت کافی ِمنطقه به شدت پرهیز کنین
- کوهستان همیشه جای سکوت و صدای پرنده ها و باد بوده و اگر آدمی هم میومده به لبش یاد خدا بوده یا آواز نی و نوای دل
خلاصه کسی عربده نمیکشیده و جیغ و داد نمیکرده!
امروز یهو از وسط درختای دره ی سولقون صدای جیغ ممتد و سوت چهل پنجاه تا دختر و پسر پیچید!
یکی هم نبود که توو جمعشون بهشون بگه خوش باشین ولی مانع خوش بودن بقیه نشین و مزاحمت ایجاد نکنین و برای عربده کشی و تخلیه ی روانی و کم کردن بار مشکلات خانوادگی اینهمه اکس پارتی هست خب!!
بیخیال
- سعی کنین نفس عمیق بکشین و بذارین مغزتون یه هوایی بخوره
هیچی نباشه نصف بیشتر پیغمبرا و پیامبرا و اولیا (از جمله خودم!) با کوه مأنوس بودن!
- از کوه درس زندگی بگیریم ... از نقطه به نقطه و سنگ به سنگش
از آبشار و جنگل و سربالایی ها و سرپایینی هاش و استقامت و غرورش که یه روزی قراره مثل پنبه متلاشی بشه و ... و ...
اینکه کوچه باغای خلوت بالاش با اینکه زرق و برق و همهمه ی قهوه خونه های پایینش رو نداره ولی صفاش به همه چی می ارزه
راستی
امروز تکه ابری سپید ، سایه ای سیاه بر تکه ای از شهر انداخته بود

پناه بر خدا
روحتون شاد و تنتون سلامت
تابعد
در همین زمینه : کانون کوهنوردی کُهبد و شبکه ی آموزش سیما که دقیقا همونا رو کُپ زده!