سالهای خیلی پیش
بچگیا
نیمه شعبان وقتی بود ما خونه ی بابابزرگ بودیم
کوچه باغ فرید
اون پایینای خیابون 17 شهریور و نزدیکای میدون خراسون
یادمه لامپ مهتابیای رنگی میچرخید و خونه به خونه شیرینی و شیرکاکائو و شربت و نذری میدادن و مردم خوشحال بودن و جشن گرفته بودن
به ما هم میگفتن نیمه شعبانه و تولد امام زمون!
یه چند سالی هم داییمون نذر داشت و چلوکباب میدادن و ما هم میرفتیم سر دیگ و ته چین سفارشی میخوردیم و از برکات نیمه شعبان استفاده میکردیم!
بچه مگه چی حالیشه آخه
شیرینی و شربت و کباب و ته چین رو میشناسه!
نهایتش اینه که پیش خودش فکر میکنه امام زمان هم خب چقدر خوبه که اینهمه از کنارش میشه خورد!
خلاصه
زمان گذشت و امام زمان تا یه مدت شد یه اسم
بعد توو سیزده چهارده سالگی کتاب خوندن راجع بهش شروع شد
کلی مطلب تکراری و خسته کننده و جالب
حتی فهمیدم توی حیاط دوم مسجد النبی اسمش بعد از همه ی اماما حک شده و وهابی ها هم پاکش نکردن
نوشته محمد مهدی حیّ ... یعنی زنده
آره خب
1171 سالگی امام دوازدهم شیعیان امروزه
الان 1148 سال از من بزرگتره
اصلا هم خیلی نیست
فقط تنها مشکلش اینه که با عقل زمینی نمیشه قبولش کرد
اشکال از عقلاس دیگه
زمینی شدن
مثل بقیه ی چیزا
حتی عشقا
که نصفشون زمینی شدن و نصف دیگه شون آبکی
بگذریم
داشتم میگفتم
کلی سال گذشته و ما دیگه هیجده سالی میشه کوچه باغ فرید و محله های باصفای پایین رو شب نیمه شعبان نمی بینیم
اما بازم امسال نیمه شعبانه!
یه معنی دیگه داره انگار
یعنی خیلی فرق داره با سالای قبل
گفتم که
دقیق نمیدونم چه فرقی
ولی یه فرقی باید داشته باشه که مثلا مثل سال قبل نیست
شاید به خاطر یه سال بزرگتر شدن باشه یا اتفاقایی که توو همین چند ماهه افتاده و داره میوفته
اما آخه امسال از تجریش بگیر تا ته خیابون پیروزی
از تهرانپارس تا بلوکای فاز دو شهرک غرب هر جا رفتم چراغونی بود و همه خوشحال بودن الکی
نمیدونم
میگم شاید سالای قبل من زیاد بیرون نمیرفتم این ایام
خب نه
شاید دقت نمیکردم
که بازم نه
ولی فرق داره با سالای قبل
مردم انگار یه چیزیشون شده!
...
توو ذهنم یه سری مفهوم رو مرور میکنم
منجی و نجات دهنده
تولد منجی و منتقم
مهدی موعود
مهدی وعده داده شده ...
امام عصر
بقیة الله
نمیدونستم خب معنی اینا رو
الان ولی میدونم بودای موعود اسمش هست میتریه و بودای متحول کننده س که هر کسی درون خودش یکی داره!
سوشیانس ِ زردشتیا هم که قراره اهورامزدا بفرستش ته ذهنم هست
ابر مرد ِ نیچه هم هی داره bold میشه و مردم رو صدا میزنه که دورش جمع بشن
بعد نمیشه از کنار اینا بی تفاوت گذشت و گفت نع و هیچی نیست و اینا فقط برای امید دادنه به یه مشت مردم سطحی و بعد هم شیره مالیدن سرشون
ولی وقتی آخرش میگی اِنهم یَرَونَهُ بَعیدا و نَریهُ قَریبا یعنی واقعا باور داری که نزدیکه
تلقین نیست
تو هم باورش میکنی
مثل همه ی آدمایی که منتظرن و باور کردن
یا شاید فقط به خیال خودشون منتظرن
راستی
اونایی که میگن نع
از چی میترسن اگر بیاد ...
کاش واسه خودمون هم فقط به حرف و این ایام نبود
کاش همه همیشه خوب بودن و یغیر ما بانفسهم برای قوم ما عملی بود
ولی خب
معشوق چون نقاب ز رخ در نمیکشد ... هرکس حکایتی به تصور چرا کنند
میگم اینا فقط میدونن که نیمه شعبانه
یکی قراره بیاد که امروز تولدشه و اگه بیاد گوشت و مرغ و نون ارزون میشه و ثروت عادلانه تقسیم میشه و میشه از کنارش خورد!
براش چراغ بزنیم و ریسه بکشیم
مثل احمدی نژاد!
عجب
ولی خب فکر نکنم اینجوریا باشه
به بیلبوردا و پرچمای بین چراغا و روی طاق نصرت نگاه میکنم
روی یدونه ش نوشته : بیا آقاجون
خیلی خودمونیه
میگم کاش ما هم اونقدر جرأتش رو داشتیم که خودمونی باشیم
یا لااقل جزء خودمونیا
میگه مردم عدالت میخوان
بعد به عدالت فکر میکنم
عدالت ...
استاد میگفت یعنی هر چی سر جای خودش باشه
همون سر کلاس هم گفتم
خب اینجوری نمیشه
همه چی به هم می ریزه
همینا که ریسه کشیدن هم خوششون نمیاد هرچی سر جای خودش باشه
بدبخت میشن
نه ؟!
پس اینا مرض دارن بدبختی خودشونو میخوان؟
نه بابا جون
اینا عدالت رو هم اونجوری که خودشون دلشون میخواد معنی میکنن
جناب امام زمون محترم!
لطف نموده این عدالتی که ما میگیم رو اجرا بفرمایین
بیا مهدی!
والسلام
بعد یاد یه تیکه هایی از ندبه میوفتم که خیلی فصیح یه سری سوال مکانی میپرسه
where?
أین المدخر تجدید الفرائض و السنن
کجاست آن که برای تجدید فریضهها و سنن و اسلام (که فراموش گردیده) ذخیره است؟
أین المتخیر لإعادة المله و الشریعه
کجاست آن که برای برگرداندن ملت و شریعت، اختیار گردیده؟
أین المؤمّل لإحیاء الکتاب و حدوده
كجاست آن كه آرزومنديم كتاب قرآن و حدود آن را احيا سازد؟
أين محيي معالم الدّين و اهله
کجاست او که دین و ايمان و اهل ایمان را زنده کند؟
أین قاصم شوکة المعتدین
کجاست او که شوکت ستمکاران را در هم میشکند؟
أین هادم أبنیه الشرک و النفاق
کجاست او که بناهای شرک و نفاق را ویران میکند؟
أین مبید أهل النسوق و العصیان و الطغیان
کجاست او که اهل فسق و عصیان و ظلم و طغیان را هلاک و نابود میگرداند؟
أین حاصة فروع الغی و النفاق
کجاست او که نهال گمراهی و دشمنی و عناد را از زمین بر میکند؟
أین طامس آثار الزیغ و الأهواء
کجاست او که آثار اندیشهی باطل و هواهای نفسانی را محو و نابود میسازد؟
أین قاطع حبائل الکذب و الإفتراء
کجاست آن که دسیسههای دروغ و افترا را از ریشه قطع خواهد کرد؟
أین مبید العناه و المرده
کجاست او که متکبران سرکش عالم را هلاک و نابود میگرداند؟
أین مستأصل آهل العناد و التضلیل
کجاست او که ملحدان و معاندان با حق را و گمراهکنندگان مردم را ریشهکن میکند؟
خنده داره نه؟
واقعا چند نفرن که از ته دل اینا رو بخوان و باکی نداشته باشن؟
پس اینهمه چراغونی برای کیه؟
یه چیزایی هست که جور در نمیاد
بگذریم
یه موقعی از خیلی وقت پیشا رمیکس اینو خونده بودم و خیلی باحال از کار درومده بود!
هر چی الان گشتم پیداش نکردم ...
گل نرگس، آبروی دو عالم
خیالت کی میرود ز خیالم
جمالت جلوهی الله
بیا جانا، طی کن این شب هجران
بیا مهدی با ترنّم باران
سحاب رحمت الله
نگاهم کن، من فدای نگاهت
صدایم کن، من فدای صدایت
حلالم کن ای چکیدهی رحمت
سلالهی عصمت
تکسوار غریب
چی شد یاد این افتادم...
امروز که بابت دادن نفقه ی زن و بچه ی یه آقای به اصطلاح محترم رفته بودم دادگاه خانواده؛ سر خیابون نبرد که میخواستم سوار تاکسی بشم توی یدونه از این چادر برزنتیای سر خیابون به مناسبت نیمه شعبان داشتن پخش میکردن
که خوشم نیومد و فکر کردم صدای خودم با اون آهنگ تقلیدی خیلی قشنگتره
بیخیال
فعلا دارم فکر میکنم به اینکه
کجاست آن اسب زین کرده
و شمشیر نظر کرده
ندارم طاقت موندن
دلم میل سفر کرده
به دستم آب و آیینه
و شوق رفتنم در سر
به غیر از او نگاه من
نمی بیند کس دیگر
مرا خواند و شنیدم من
به شوق او دویدم من
زدم پایی به خاکستر
ز سر شعله کشیدم من
کسی را مثل یک رویا
من از آن دور می بینم
به دور پیکر سبزش
شعاع نور می بینم
از اشک مثل بارانش
تمام دشت نمناک است
نمی دانم چه می خواند
که این اندازه غمناک است
کسی عاشق تر از من هست
بتاز ای اسب خوب من
مسیل عشق را طی کن
برو بر آب و آتش زن
شبی تاریک و سنگین است
به سوی نور می تازم
نگاهی تازه می خواهم
که طرحی نو در اندازم