می اندیشم ...
به دره های بی بازگشت و ظلمات و سنگینی سایه هایشان
و سپاس می گویم ...
خدایی را که نگاهبانم بود
شکرش باد ...
که غریق بودم و غریب
و نجات داد ...
این قافله ی غافل غفلت زده ام را، از شر طوفان ها و تند باد
هم اوست بخشایشگر و مهربان
حافظ و پشتیبان و مأمن امنم ...
تا ابد
amen

نوشته جناب Lord در تاریخ: October 1, 2005 1:50 AM
لینک دنبالک: http://www.lostlord.com/cgi-bin/mt4rc2/mt-tb.cgi/735
نظرها: