آقا جون ِ مادرتون!
مرض قند نگیریم خوبه
بابا بسه دیگه
هر کی اومد یه جعبه آورد
آخه ما تا آخر ماه رمضون با هفت تا جعبه زولبیا بامیه و گوش فیل چیکار کنیم؟
شیطونه میگه بریم سر کوچه بفروشیم
لااقل شما هر جا می رین یه چیز دیگه ببرین ... صواب داره به خدا
یخورده از گوگل یاد بگیرین که چجوری دل ما رو شاد میکنه و ثواب می بره!
آره دیگه
منظورم Google Adsense یا به زبون خودمونی همون تبلیغات گوگله
راستش در این مدت که از طرف گوگل صلاحیت داشتنش رو پیدا کردم(!) کلی تجربه به دست آوردم که واقعا خوب بود و از طرفی هم بابت حساب بانکی ممنونشم. (:
دلیلش خب بیشتر جناب پدر بودن که هی گفتن چقدر از اینترنت درآمد داری که اینهمه وقتت رو تووش تلف میکنی؟!
به عبارتی برای یه بار در زندگی میشه گفت در یه چیزی مشوق اصلیم پدر بود!!
خب منم فکر کردم اینهمه پول برق و غیره بالاخره باید یه درآمدی هم داشته باشه دیگه
گلد کوئست و این شرکتای به اصطلاح هرمی هم که نونش خوردن نداره و از گلوی ما پایین نمیره!
هرچند امکانات درآمد داشتنش رو هم داریم!
اما از اونجایی که تو این مملکت، هر کاری که زحمت چندانی نداشته باشه و فقط بشینی نگاه کنی و یخورده هم حرص و جوش بخوری و در جهت کم کم پولدار شدن هم باشه و مالیات هم نداشته باشه، اسمش میشه کار فرهنگی!
ما هم گفتیم کار فرهنگی کنیم و بزنیم به خط تبلیغات
در باره ادسنس گوگل و اینکه به خاطر فارسی زبون بودن، لاست لرد رو ساپورت نکرد؛
و تبلیغاتی که درآینده نزدیک لاست لرد خودش جدا و سوا از شرکت ها و موسسات و غیره قبول میکنه و مبلغ و شرایط پذیرش تبلیغ روی سایتمون بعدا صحبت میکنم
اما چیزی که میخواستم بگم
از این به بعد
برای کمک و ابراز محبت خالصانه به بنده (!) هر بار که اتصالتون با اینترنت برقرار میشه لطف میکنید و خودتون با زبون خوش و اخلاق حسنه تشریف می برید به فتوبلاگ بنده و یه کلیک روو تبلیغ گوگل می نمایید.
(فقط یه دونه و نه بیشتر! ... چون میشه دوستی خاله خرسه!!)
خب؟
مرسی (:
عوضش بنده هم تشویق می شم که عکسای ضد حال نذارم و مثل جناب لاست نباشم و زود به زود آپدیت کنم! D:
راستی گفتم لاست!
یادم افتاد که ایشون ...
همین آقا مرتضای خودمون بابا
آره دیگه
همسایه و دوستِ دیر آشنا و عضو هیئت تحریریه ی بنده؛ مادربردش سوخته
یعنی مادربرد کامپیوترش!
خلاصه از وقتی فکر کرد هر چی سنگه مال پای لنگه؛ اول یه ویروس خفن گرفت، بعد هاردش پرید، بعد ایمیلاش، بعد به عنوان حسن ختام، مادربردش هم به فنا رفت
در نتیجه خونه کامپیوتر نداره و نمیتونه بیاد برای نوشتن مطلب!
جا داره در این ایام و لیالی که وقت استجابت دعاست، دست به آستان حضرتش بلند کنیم و به یاد جناب لاست هم باشیم و یه مادربرد دست دوم تمیز که مال یه خانوم دکتر بوده باشه و صبح باهاش میرفته مطب و ... رو در نظر بگیریم که زودتر براش جور بشه ...
در ضمن از اون بهتر
تولدش هم نزدیکه
یه لپتاپ از طرف من براش بگیرید و با من تماس بگیرین که هماهنگ کنیم برای گرفتن تولد و کادو دادن!
خلاصه امیدوارم زودتر یه کامپیوتر جور بشه وگرنه در عین دیکتاتوری و علیرغم میل ظاهری و باطنیم ستون بقلی رو تعطیل اعلام میکنم! D:
پ.ن: گفتن ماه رمضونی مطلب زیاد طولانی بشه خوب نیست؛
بچه ها از عبادت و کار و زندگی میوفتن
پس فعلا