دیشب بود یا پریشب یا شب قبلش یا قبل تر!!
خانواده صدامون کردن که بیا تلویزیونو ببین!
ما هم افتخار دادیم رفتیم و چشممون به جمال شهریاری و یحیوی افتاد که داشتن با یه آقای هنرمند ِ بازیگر ِ رادیو و مقلد صدای بزرگان و خواننده و نوازنده و به قول حسین رفیعی موقشنگ حرف میزدن!
آره دیگه امیر حسین مدرس بود
اونم با هیبت و ریش و پشم و موی بلند و انگشتر و خلاصه تیریپ درویش پسندانه
بعد آخر تعریف و تمجیدا شهریاری گفت امیرحسین جان امشب برامون از عرفان میگه!
انگار که عرفان علف خرسه!
حرصم نگرفتا
فقط یاد این افتادم که به قول استاد تو این دوره زمونه هر مطرب رقاصی میتونه از عرفان بگه
ملت در سطح نگه داشته شده ی به تمام معنا منفعل ما هم که میشینن و گوش میکنن و سر تکون میدن ... فقط کافیه یه ظاهری به هم بزنی و به قیافه ت بیاد و زرنگ باشی و حق به جانب و قوانین پروپاگاندا رو خوب بلد باشی
خب راستش وقتی اصل کاریا میشینن تو خونه بایدم یه همچین کسایی از عرفان بگن
استاد حسن زاده آملی که نمیان
استاد فاطمی نیا هم که بیارن ساعت سه نصف شب میارن!
ملت اون ساعت یا خوابن یا در حال ... هستن
یا دارن مولتی ... و کانالای ... رو سیر میکنن
یا دارن نماز شب میخونن (کَثّر الله امثالهم!)
خلاصه مملکتیه آقا ...
علما میشینن تو خونه و کارشون میشه تقوا پیشه کردن و خلوت گزیدن و سکوت اختیار کردن و با خودشون حال میکنن و غافل از حال جامعه و دور میشن و ملت بهشون دسترسی مستقیم ندارن و اگر هم با مردم ارتباطی داشته باشن
سوالای شرعی ِ یه عده ای رو جواب میدن که من نمیدونم اینا این سوالا رو از کجاشون درمیارن و قصدشون چیه از طرح یه همچین سوالای بانمکی!
رفوزه ها و اونایی که شعور و سواد و کشش مغزیش رو نداشتن که به مدارج بالا برسن و فقط دلشون خوشه یه تایر گذاشتن رو سرشون و لباس پیغمبر رو پوشیدن هم یا میزنن به منبر و وعظ و میشن آینه ی اسلام و وجوهات شرعیه میگیرن تا ملت رو به بهشت بفرستن
یا عُرضه ی همینش هم ندارن و فقط ملت رو به جهنم میفرستن!
یا دیگه اگه خیلی زرنگ باشن میزنن به خط سیاست
یه عده ی سومی هم هستن که طبقه ی مداحان رو تشکیل میدن
(عین اون تقسیم طبقات جامعه زمان ساسانی که توو کتاب تاریخ راهنمایی بود!)
جالبه که بعضاً اینا نفوذشون بین عامه بیشتر از بقیه س و فتوا میدن و به برکت داشتن عده ای موسوم به پامنبری معمولا فتوای اینا به فتوای مجتهدین هم ارجحیت پیدا میکنه و مقدم میشه!
خاطره ی مرتبط! :
یه روز گفتن یکی از بچه ها تو رادیو مصاحبه داره!
با بچه های دانشگاه نشستیم به گوش دادن
آقای ورودی هفتاد و هفت با سه ترم مشروطی و یازده ترم ترشیدن توی دانشگاه داشتن نظریه طرح میکردن
از اراجیفی که میگفت غش کرده بودیم از خنده
بعد فکر کن ملتی که اینا رو میشنیدن و سعی میکردن شنیده ها رو هضم کنن تا بتونن سر تکون بدن ...
اونم توی رادیو سراسری مملکت!
اونا برن و اینا بیان و یه عده سرخورده و برگشته و نافهم هم که تبلیغ مخالف کنن
نتیجه مشخصه خب
خلاصه که آمار روند بی دینی در مملکت رو با در نظر گرفتن معنی علمی دین بصورت خیلی آکادمیک داشتیم بررسی میکردیم
نتیجه این شد که اگر این قضیه معیار تخمین زمان ظهور امام زمان باشه باید بگیم همین فرداس!
دین درد گرفتما
عین مرحوم مارکس!
آخه اون بنده ی خدا هم همین مرض رو داشت(!)؛ ولی خب نتیجه اش اونجوری که باب میل ما باشه نشد!
ما درد مشترکیم!
یکی ما رو فریاد کنه!!
------------------
پ.ن - تکمیلیه : به جهت اینکه این آقای امیرحسین مدرس یه عده طرفدار داره که از خواننده های ما هم هستن این آهنگه رو که خونده میذارم براشون که زیادم ناراحت نشن!
این تیتراژ مال اول یه سریاله به اسم " متهم گریخت " که ماه رمضون پخش میشد
دکلمه رو رضا عطاران میخونه و شعرای دکلمه هم مال یه مجموعه ای میباشد به اسم "ماوت هاوزن" و زحمت اشعار هم "ياکوس کامپانلس" کشیده!
حال کن چه با کلاس شد این آخرش!