امروز که زیر بارون و توی ترافیک همت بودم توفیقی حاصل شد و راننده برامون سیاوش قمیشی گذاشته بود!
نمیدونم چه صیغه اییه ولی بعضی آهنگا هست فقط انگار برای زیر بارون ساختن
خلاصه با اینکه خیلی لوسه ولی بنا به مناسبتهایی خوشم اومد اینجا واسه خودم بنویسم!
(اپیزود اول : چیه ؟ نیگا میکونی ...)
نگاهی می کنی، ما رو
مگه عاشق ندیدی تو ؟
یا شاید دیدی و رسواترین عاشق ندیدی، تو
یا ما مجنونیم و خونه خرابی عالمی داره
یا عشقت مونده و دست از سر ما بر نمیداره
خداییش فرقی هم انگار نداره
یا اگه داره ... دل رسوای ما بند کرده و بازم گرفتاره
(اپیزود دوم : طرف رفت!)
الهی دل خوشی باشه پناهت
گلای رازقی تن پوش راهت
الهی خوش خبر باشه قناری
بخونه تا خروسخون چشم به راهت
صفای دیدنت ای قصه نور
من و با خود ببر تا آخر دور
گلای پیرهنت، یاس و اقاقی
بمونم منتظر، تا قصه باقی
![]()
پ.ن:
یجورایی اگه خود آهنگه رو نشنیده باشید و فقط اینو بخونین گمان خواهید برد تیریپ جاهل مسلکی و این صوبتاس!
ولی خب حتما شنیدین دیگه!