همیشه گفتن و ما شنیدیم
بگذریم از اینکه کوش گوینده ای که گوینده باشه
ولی خب به هر حال ما شنونده بودیم
اما از بد حادثه
![]()
اونی که باید رو هم نشنیدیم
نمی دونم چرا
شاید چون گوش ها پر شده ...
مثل کشیش مسئول ناقوس کلیسا که گوشش پر شده و دیگه طنین ناقوس به اون نزدیکی اذیتش نمیکنه
Are you deaf?
همه ی گوشا پره
پر از آهنگا و صداهایی که هیچ دردی رو دوا نمیکنه و فقط گوشا رو پر تر میکنه
پر از بی خیالی
پر از ...
میدونی
یه وقتی فکر میکردم اینی که میگن طرف با شنیدن یه جمله زندگیش عوض شد یا از اینرو به اونرو شد ... چجوری میشه آخه؟
میگفتم امکان نداره
اما الان...
خب یجورایی فرق کرده
Did you hear what I told you just now?
میگم آدم باید گوشاش باز باشه تا بشنوه
اون چیزی که بهش میگن حجاب ظلمانی رو کنار زده باشه ... یا لا اقل یکی از اون حجابها رو
مثلا وقتی میگه آدمیان زندگی می کنند ... آنگونه که می اندیشند
میخونی ... می شنوی و میگذری
ولی چیزی که عوض نمیشه فکر کردنته
فقط خوندی و گفتی عجب جمله ی قشنگی ... چه بار معنایی داره! یا عین این خوره های دلقک دانشگاه ما بپرسی این جمله از کیه؟
![]()
ولی خب حقیقت اون جمله هم مثل فکرت تغییری نکرده ...
تو همچنان همونجوری که فکر میکردی زندگی میکنی ...
میفهمی اینو؟
میشه تغییرش داد و به خیلی از چیزایی که خواست رسید
فقط فکرت رو که درست کنی بقیه ش درست میشه
ولی خب ...
میشه گفت
You never know, it could be great ...
یا
Take a chance cause you might grow...
نمیدونم
باید باورش کرد تا بشه بهش عمل کرد
باور کردنه همون ایمان داشتنه س
تو کلیسای خارجکیا پدر میگفت اینو
beliefe ... believe ... faith ...
Life belongs to those who believe. And faith always comes first.
تقریبا همه حواسشون نبود ...
من داشتم فکر میکردم یعنی حداقل خودش داره میشنوه چی میگه؟