Info
یه خورده از مملکت!

اون قدیما که ده دوازده ساله بودم ... یادمه وقتی توو تلویزیون میگفتن بلوک شرق یا حرف از کشورای زیر سلطه ی کمونیسم و شوروی و داس و چکّش و ... بود
با چیزایی که اینور و اونور راجع بهشون شنیده بودم یه تصویر خاکستری تو ذهنم نقش می بست و مجسم میکردم که الان اونجا همه چی رنگ سیاهی گرفته و مردمش عین روبات های بی مغزی می مونن که هیچی ندارن و لباساشون هم همه یه شکل و خاکستریه و صبح تا شب کار میکنن و ...
این تصوری بود که تقریبا شده بود ملکه ی ذهنم ...

بگذریم که زمان گذشت و با زیاد شدن خونده ها و دیده ها و غلبه شون به شنیده ها، رنگ چهره ی تاریخ تغییر کرد

الان میخوام اینو بگم ...
تهران رو که از بالای البرز نگاه می کنم
همون تصویری که از تیره روزی و کدورت کمونیسم تو ذهنم نقش بسته بود جلوی چشمم میاد
با این تفاوت که همه به دنبال یه لقمه نون همه کاری میکنن و هیچ نشونه ای از وحدت انقلابی هم نیست
مردم هیچ خبری از خدایی که به ظاهر قبول دارن ندارن و اکثریتی که زندگی بهشون فشار آورده حرفایی میزنن که یا بد و بیراه به مسئولین و نظام حاکم بر کشوره و اسمش رو میذارن حرفای سیاسی یا ناله از وضع زندگی و گرونی و کمبود اقلام مصرفی ...
یه عده هم خار در چشم و استخوان در گلو و صداشون هم در نمیاد به این امید که در اون دنیا خب وضعشون بهتره!

عمده ی جوانان و سرمایه های مملکت هم یا زدن به در بیخیالی و فکر عشق و حال و مهمونی و مخ زدن و الواتی ...
یا با احساس تباه شدن ِ عمر ،خیلی ساده مثل بقیه زندگی میکنن و چاره ای جز این ندارن
یه عده ی کمی هم هستن که سرشون رو با درس گرم کردن (که با رسیدن به مدارج بالای علمی بلافاصله از ایران میرن) و یه عده هم به ظاهر با مذهب مشغولن و امرار معاششون از این طریق براورده میشه

این واقعیت تلخ جامعه س بدون هیچگونه برداشت مثبت یا منفی
و اگر هم بگیم نیست داریم خودمون رو گول میزنیم

این وسط یه چیز دیگه رو هم میشه به وضوح دید
چشم انداز بیست ساله ای که از طرف رهبر و نهاد رهبری اعلام شد و آینده ی ایران رو ترسیم میکنه و الان نمیدونم چند سال ازش گذشته و چقدرش محقق شده
یا یه برنامه تا چه حد میتونه ایده آلیسم باشه یا رئالیسم یا بار کمدی و تراژدی داشته باشه

فقط میدونم کشورای منطقه و عربا از یه طرف، کله گنده های آمریکا (چه حزب دمکرات و چه جمهوری خواه) و اسرائیل و یهودیت صهیونیسم از یه طرف دیگه، میترسن و دارن همه کاری میکنن که این غنی سازیه صورت نگیره و فلک زدگی مملکت از اینی که هست بیشتر بشه

احمدی نژاده هم به نظرم خیلی رک و شفاف حرفایی رو که خاتمی توو این هشت ساله با پیچوندن و فلسفی کردن قضیه زد یا نزد رو تکرار میکنه و چیز جدید و خاصی نمیگه که تعجب بر انگیز باشه
فقط بنده خدا به قیافه ش نمیخوره!
از طرفی این پیشرفت هسته ای مملکت و تاسیس راکتورها برنامه ای بود که از زمان شاه شروع شده بود و با جنگ متوقف و تخریب شد و از زمان ریاست جمهوری خود ِآقای خامنه ای دوباره از سر گرفته شد و چیزی نیست که بخوایم بگیم احمدی نژاد توو این هفت هشت ماهی که رئیس جمهور شده راه انداخته و غوغا به پا کنیم!
 
ولی خداییش بین خودمون می مونه
فقط خدا نکنه یه چیزی به مذاق بریتانیا خوش نیاد
یه کاری میکنه که کل ایران بریزن احمدی نژاده رو تیکه تیکه کنن که چرا علیه اسرائیل حرف میزنی
حالا به ایناش کاری ندارم که خیلی از حرفاش واقع بینانه نیست و یه کشوری که تقریبا شصت ساله رسما تاسیس شده رو نمیشه غیبش کرد
[خواه ولد زنای آمریکا و انگلیس باشه یا ارض موعود و سرزمین مادری یهودیایی که یه زمانی ازش اخراج شده بودن]
فقط کاش توو اوضاع مملکت یه تحولی صورت بگیره و به قول یارو بیشتر از این دشمن شاد نشیم!

مشکل من چیه؟
آها
مشکلم فعلا با اینه که اونوریا برا ما کاسه ی داغ تر از آش میشن و دایه ی دلسوز تر از مادر و خودمون هم باورمون میشه

این وسط فواد بهم میگفت خیلی زرنگی!
به همه گفتی به احمدی نژاد رأی بدن که کلاً حکومت و نظام سرنگون بشه؟!

چی بگیم والّا

هر دم از این باغ بری می رسد
                  تازه تر از تازه تری می رسد

مراسم یادبود قربانیان سقوط هواپیما هم تقریبا تموم شد و خانواده ها هم جدا جدا دارن توو مساجد و خونه ها مراسم میگیرن

به کشته ها هم گفتن شهید که هم یه دلداری به بازماندگان بدن، هم وجدان خودشون راحت بشه
سخنرانی رئیس صدا و سیما (مهندس ضرغامی) هم قابل توجه بود
مخصوصا که آخرش گریز زد به صحرای کربلا و اشک همه رو دراورد
بابا بین خنده و بغض و گریه بود که گفت همه  توو این مملکت یه پا روضه خونن برا خودشون!

خارج از محدوده : ملت خوب استقبال کردن ... اجرشون با آقا
...


نوشته جناب Lord در تاریخ: December 9, 2005 2:28 PM
لینک دنبالک: http://www.lostlord.com/cgi-bin/mt4rc2/mt-tb.cgi/767


نظرها:
1-

دلم براي نجف زداه ميسوزه.اون موقعي كه با حزن پرسيد:چند تا از اين هواپيماها داريم؟
========
Lord: نگران نباشید
همش پونزده تا دیگه مونده
ناقابل


نوشته جناب طارمه در تاریخ December 9, 2005 4:40 PM

2-

چی بگم؟!! آدم دیگه نمیتونه بگه امیدوارم فلان اتفاق بیفته یا نیفته.. اون موقع ها یه چیزایی معلوم بود یه چیزایی هم که دست تقدیر بود و معلوم نبود. الان اون چیزایی که معلوم بوده دیگه معلوم نیست و اون چیزایی که یه زمانی معلوم نبوده یه جورایی معلوم شده فقط دقیقاً نمیتونی حدس بزنی همین...


نوشته جناب یلدا در تاریخ December 10, 2005 1:08 PM

3-

vala jesaratan bayad arz konam sokhan ranie ra'ees jomhour-e-aziz che dar Makke che dar mihan-e-eslami dar rabete be yahoudia be joke bishtar shabihe ta harchiz-e-dige... dirouz sobh ke khabaro tou Gazette khoundam,,, fek kardam hala hamash be kenar,,, ounja ke harf az HEMAYAT zadan kheili bahale! azoun shahkar tar Amricas ke gofte in sokhanraniha bishtar negaranesh mikone dar rabete ba maseleye ghani sazi,,, delam bara da'eejan napel'on tang shod, yeho'ee


نوشته جناب Sara در تاریخ December 10, 2005 8:56 PM

4-

سلام . این حرفها حرف دل من هم بود ولی نمیتونستم بگمش . ممنونم که گفتیشون . خداوند عاقبت این مملکت را به خیر کنه .......


نوشته جناب hamid در تاریخ December 10, 2005 9:56 PM

5-

عینک جناب لرد چند وقته عوض شده یا تا حالا روشون نمی شد از این حرفها بزنن؟؟


نوشته جناب SaRa در تاریخ December 10, 2005 10:01 PM

6-

امیدوارم که یعد از این 15 تا دیگه هوس خریدن از اینها به سرشون نزنه
========
لرد :
حمید جان اتفاقا اینا هواپیماهائیه که در نوع خودش بی نظیره
فقط وقتی با آدامس درزا و سوراخاش رو پر کنی و لوازم یدکی ِ درست حسابی هم بهش نرسه یه همچین دسته گلهایی به آب میده!


نوشته جناب hamid در تاریخ December 10, 2005 10:08 PM

7-

البته ممکنه که بینظیر بوده باشه ولی در زمان خودش یعنی 1950 نه الان


نوشته جناب hamid در تاریخ December 12, 2005 1:49 PM


نظر شما