Info
داستان راستان!

الف)  زمین باران را صدا می زند ...

ب)  یه چیزی بگم !
تیپ دخترای توی خیابون یا لااقل اینایی که این روزا می بینم، آدم رو یاد فیلمایی میندازه که دهه سی و چهل و کودتای رضاخان و جریان های بعدش رو به تصویر کشیدن ... تیریپ کافه نادری و لاله زارنو و گراند هتل و اینا

یه کلاه و کاپشن و شلوار و ... آدم رو میبره تو حال و هوای 1310 و اون موقعها که با عیال میرفتیم چایی دارجیلینگ میخوردیم و خلاصه خیلی باحال شده!

بعد یادم افتاد که یه چیز دیگه هم میخواستم بگم!

ج)  چند وقت پیش یه صفحه ی عکسدار (!) بود که حضرت هیولا لطف فرموده و توجه بنده رو بهش جلب کرده بودن ... 

البته صفحه به خط کره ای بود و خب حس کنجکاوی در کشف این خطوط ِمهجور و غریب و عجیب ما را بر آن داشت که برويم تحقیقی در این زمینه بنماييم

ولی قبلش از اونجایی که مال بد بیخ ریش صاحابشه مزاحم خودشون شدیم جهت ترجَمه ...
(استاد زبانمون کلی شاکی میشه اگه بگی ترجُمه چون غلط مصطلحه!)

حالا جریان سر  ِ یدونه از عکسای همون صفحه ی کذایی بود و داستانش که از این قراره ...

[ ترجمه ی هیولا با اندکی تصرف و تلخیص!]

ووي گوولَنزج که:
در يک دهکده در آفريقا، رود کم عمقی وجود داشت ...
با این وجود که عمق رودخانه کم بود ولی شدت آب آن بسيار زياد بود

و مردم برای عبور از آن مجبور بودند سنگ سنگينی را با خود تا آن طرف رود حمل کنند تا جريان آب آنها را با خود نبرد
...

حالا تو فکر کن که اين سنگ، سنگِ زندگی توست
و اگرچه سنگين است ...

[ولي براي اينکه آب با خودش نبرت بايد حملش کني]

فينيش.

(و محض شوخي):
مِنبعد هم اگه لينکی براتون مي فرستن فقط همون صفحه رو ببينيد و جاهای ديگه سايت فضولی نکنيد که اين طور برای مردم کار درست نکنيد
(:

ولی واقعاً که دونستن ِ مفهوم یه خط غریبه، مثل فهمیدن یکی از نقشای روی دیوار غارای زمان انسان کرومانیون یا خوندن هیروگلیف میتونه جالب باشه ...
هرچند من آخرش نفهمیدم قصدش از له کردن ملت زیر بار مسئولیت زندگی چی بود!
میشه خیلی ریلکس از روی رودخونه پل زد و رد شد
یا پرواز کرد
میشه آفریقایی عمل نکرد و از رودخونه لذت برد ...
راستش نمیدونم چرا بعضی داستانا برای پنج دقیقه قشنگن
بعدش که بهشون فکر میکنی ...
اصلا شاید این داستان رو برای همین گفته باشن
که فقط به زندگی فکر کرده باشی و بی تفاوت توی جریان رودخونهه نیوفتاده باشی ...
فکر کنم یجورایی همین باشه جوابش ...

i think!


نوشته جناب Lord در تاریخ: December 18, 2005 12:28 AM
لینک دنبالک: http://www.lostlord.com/cgi-bin/mt4rc2/mt-tb.cgi/774


نظرها:
1-

address in site chie


نوشته جناب narges در تاریخ December 18, 2005 2:09 AM

2-

جالبه


نوشته جناب م.ح در تاریخ December 18, 2005 7:49 AM

3-

ضمنا" با عرض پوزش چون نميدونستم اجازه ي برداشت ندارم از سايت شما استفاده كردم
اگر راضي نيستيد مطلب رو(كه البته با ذكر منبع روي سايت گذاشتم)برمي دارم.


نوشته جناب م.ح در تاریخ December 18, 2005 7:56 AM

4-

-=Kr-Boyz=-
سلام.ميخواستم بدونم شما در کره هستيد؟
چون اين عکس هايي که گذاشتيد نوشته هاي بالاش کره ايه.
خيلي ممنون ميشم اگه به ما هم سر بزني.
-=Kr-Boyz=-

--------------
لرد:
شمایی که خیلی ممنون میشی که بهتون سر بزنیم!!!
کاش لااقل میخوندی و بعد حرف میزدی
عجب روزگاریه


نوشته جناب -=Kr-Boyz=- در تاریخ December 19, 2005 7:04 AM

5-

دروود
بسیار وبلاگ جالبی هستش
آقا من کار واجب باهات دارم
اگه میشه یک تلفنی چیزی برام ایمیل کن
ممنون میشم
چندتا مشکل با فارسی کردن ام تی هم دارم که توی آموزش های موجود پیدا نشد
اگه این مشکل حل بشه تمام مقالات از نصب و تنظیمات ورژن های جدید ام تی رو می نویسم
موفق باشید
بدروود


نوشته جناب Asemoni در تاریخ December 19, 2005 4:18 PM

6-

اگر زمانی فهمیدی به منم یک ندایی بده


نوشته جناب عاطفه در تاریخ December 19, 2005 5:15 PM

7-

سلام آقای داور، خسته نباشید، مشگل مردم در دوران شاه فقط فقر و بدختی در شهر و روستاها نبوده است، همچنانکه می دانید، با یک زلزلهً کوچک در زرند کرمان و بم و لاهیجان .... همهً شهرو روستاها ی ایران با خاک یکسان میشه! خوب.این از خدمات شاهی ها. ولی مشگل اصلی این بود که شاه هم مانند ملایان، مردم ایران را در خفقان نگه داشته بود و تمامی آزادیخواهان را زندانی کرده و می کشت و حتی افراد به خاطر یک کتاب خواندن زندانی وشکنجه میشدند. وبالاخره نبود آزادی ونبودن فعالیتهای سیاسی آزاد ...، مردم را چشم بسته و بی اطلاع نگه داشته و ناگهان خمینی هم از احساسات پاک مذهبی مردم سوء استفاده کرده و اهداف انقلاب آزادی خواهانهً مردم را منحرف و به سرقت برد. پس خمینی محصول و زائیدهً دوران دیکتاتوری شاه سلطان میباشد. اگر ملت ما در زمان شاه مانند اروپا و آمریکا فعالیت و بینش سیاسی آزاد داشت، نه نیازی به انقلاب بود و نه کسی بعد از آن عکس خمینی ملعون را در ماه میدید. و گرنه دانشگاه و مدرسه در افغانستان و اتیوپی ....هم ساخته شده و هست. پس مهم و مسئله اصلی، مسئلهً آزادیهاست که از قضا شاه و شیخ ماهیتاً هر دو ضد آزادیست و لذا باز هم انقلاب و تغییر در راه است. وانگهی آقا رضا هنوز هم به دیکتاتور بودن سلسلهً پهلوی و باباش اعترافی نکرده است!! که اینگونه مردم ایران را به خاک سیاه نشاندند!! آیا با این خصایص، ایشان قابل اعتماد است.؟؟؟ چرا ایشان تا حال یک کلمه از نفوذ و دخالت پاسداران و مزدوران جنایتکار آخوندی(بدر و المهدی ...) در عراق حرف نزده است؟؟ زنده باد آزادی. برقرار باد دمکراسی در ایران.
همیشه داور پایدار و پیروز باشید.
سلام به شاغلام و آقا پرویز برسانید.


نوشته جناب dsfsfsf f در تاریخ October 4, 2006 11:36 AM


نظر شما