حاجیا دارن برمیگردن ...
ما که نرفتیم ولی خدا کنه روی اینایی که رفتن یه تأثیر مثبتی داشته باشه و فقط برای هفته ی اول و دوم احساس پاکی ِ ناشی از اتمسفر مکه و مدینه رو نداشته باشن و بعدش بیخیال تر و گند اخلاق تر از قبل بشن و پدرسوخته تر!
اصولا من یکی که از بچگی سر و کارم با این قوم حاج آقاها و حاج خانوما بوده، آدم درست حسابی انگشت شماری دیدم بینشون (متاسفانه)
بیشتر تظاهر و ریا و حماقت و جهل بوده تا پاکی و صداقت و عبادت و خلوص
و خب البته تابلوئه که هر عیب که هست از مسلمانی ماست!
بیت:
به طواف کعبه رفتم به درون رهم ندادند
که برون ِ در چه کردی، که درون ِ خانه آیی؟
خوبه که آدم یه وقتایی از خودش اینو بپرسه که تو برون ِ در چه کردی که درون رهت ندادند یا اصلا لایقش هستی؟!
شایدم اصلا نپرسه بهتر باشه!
چه گیری دادم به این آدم ...
پ.ن:
خب از اونجایی که یجورایی یه موقعی توی خدمات فرودگاهی حجاج بودیم یاد یه خاطره افتادم!!!
دیدین اینایی که این ور تشریف دارن و پدر جدشون از حج برمیگرده و فقط منتظر سوغاتی و خرت و پرتن و از اونور قضیه و بُعد معنویش غافل؟!
میخوام بگم همیشه اینجوری نیست!
یه حاج آقایی از مکه برداشته بود یخچال آورده بود!!!
بعد یکی از اقوامش که اومده بود استقبال ... رفت از نمیدونم کجا یه ماژیک برداشت و روی یخچاله نوشت:
مقصود من از کعبه و بُتخانه تویی تو ... مقصود تویی کعبه و بتخانه بهانه!
و این نشون میده که ...
هیچی بابا
بیخیال
هیچی رو نشون نمیده!