اصلاً قابل قياس هستن اين دو تا؟ اخبار داشت پيام رئيس جمهور به ملت ايران رو به اطلاع آحاد مردم شهيدپرور ميرسوند و بخشي از پيام اين بود که حق ملي انرژي هسته اي کمتر از حق ملي شدن صنعت نفت نيست و ملت بايد توو راهپيمايي 22 بهمن در مورد اين حق، اظهار نظر (و ابراز احساسات) کنه.
راستش اصلا دست خودم نبود که شديداً به ياد دکتر مصدق افتادم
حتي فکر اينم نميتونم بکنم که يه روز تعطیل دیگه توو تقويم اضافه بشه به عنوان روز ملي شدن انرژي هسته اي (اتمي، تخمي!) یا مثلا آقای احمدی نژاد در کنار چهره ای مثل دکتر مصدق قرار بگیره ... خیلی مملکت باحالیه خدایی!
حالا اصلاً اینا رو نمیخواستم بگم! میخواستم بگم هنوز نود در صد بچه هایی که توو این مملکت به دنیا میان فقط و فقط به خاطر بالا بودن ِ درصد آلودگی ِ اتاق زایمان به بیماری زردی دچار میشن که هزار جور عوارض داره و گذشته از فشارای روحی که برای پدر و مادر بچه به بار میاره برای خودش هم ممکنه خطرناک باشه بعد ما دم از انرژی هسته ای می زنیم ...
میدونی آخرش مثل چیه؟ میشیم کره شمالی یه مملکت منزوی و بسته و عقب مونده و خاکستری حس میکنم شدیداً داریم بهشون نزدیک میشیم ... حتی اگه جنگ نشه، منزوی شدنمون توی دنیا برامون خیلی گرون تموم میشه پسر ... محمود خوش تیپ ... چی توو اون راکتور سرته؟!
================
تکمیل: بعد از نوشتن ِ این پُست ، از طرف یک دوست اسنادی به دستم رسید که نشون میده جناب مصدق جزئی از تشکیلات فراماسونری بوده! 28 مراد و 30 تیر هم ملت حسابی سر کار بودن... ببخشید که اینو میگم ... برای خودمم عجیب بود ... ولی اینجوری که این اسناد نشون میده هدف از ملی شدن ِ صنعت نفت این بود که منافعش از انگلیس به طرف آمریکا برگرده ... واقعاً متأسفم
نوشته جناب Lord در تاریخ: February 5, 2006 9:29 PM
لینک دنبالک: http://www.lostlord.com/cgi-bin/mt4rc2/mt-tb.cgi/802