رفتم نتیجه آزمایش رو بگیرم ...
خانم دکتره گفت نی نی چند وقتشه؟
گفتم فکر کنم دو ماهش شده باشه!
گفت پدرشی؟!
خنده م گرفت ... خندیدم ...
توو دلم گفتم: سر کار گذاری هم سر کار گذاری های قدیم!
ببین روزگار چی شده که اینم دیگه فکر میکنه ...
نذاشت حرفمو توو دلم ادامه بدم ...
نتیجه رو پرینت گرفت و گفت بفرمایین
گفتم بهم میاد بچه داشته باشم؟! [نمیخواد بگی ... خودم توو دلم گفتم چه پر رو!]
خندید و گفت منم تعجب میکردم اگه باباش بودی! خودت هنوز نی نی هستی...
راستش خیلی خوشحال شدم!
خانم دکترش خوشگل بود
مدتها بود آدم زیبایی ندیده بودم که مهربون هم باشه ...
تجربه ی جالبی بود ... جای پدر غزل کوچولو بودن ... اونم من ِ نی نی (:

نوشته جناب Lord در تاریخ: March 5, 2006 12:07 AM
لینک دنبالک: http://www.lostlord.com/cgi-bin/mt4rc2/mt-tb.cgi/814
نظرها: