Info
مدت ایام فراق

زندگی ما هم شده است ابتلا و ارادت و جنگ اعصاب و غم و آه و تنهایی و بی‌خودی و جمع و تفرقه و بیم و امیدِ خوف و رجاء و حبّ ِ دوستان و بغض ِ دشمنان ِ دوستان و سراشیب و سرازیر دنیا و غصه‌ی‌ اینکه هیچ چیزمان سر جایش نیست

و تنها امید و تکیه گاهمان خدا ...
جایی این میان باید باشد ... جایی گم کردیمش شاید، یا جایی میان سیاهچاله‌ها جا ماندیم و غافل شدیم

گفت خدا را نشانم توانی داد؟
فرمود چشم بربند و بگشای
بست و گشود و گفت سپس چه؟
فرمود هر چه به چشمانت آید نشانه‌ی اوست و مظهر صناعت حق پس ایمان آور و به بزرگی و عظمت فریادش کن

چشم بر‌می‌بندم و می‌گشایم و هرچه می‌بینم جز اوست ... آخر اینها همه نشانه‌ی تزیین شیطان است و گویی پوسته‌ای است بر بی‌مغزی محض جاری بر دهر و طبیعت و رنگهای گوشه و کنار این شهر دودآلود نیز انگار دیگر به چشم نمی‌آید از حدّت مخلوطی ِ با خاکستری‌ها
حیواناتی به هیئت آدمیان متظاهر که هر چه می‌بینی از ایشان ایمان زبانی است و ورد و ذکر مکرر و بی هدف و چهره‌های سفیدابی گرفته و دروغ و دورویی و دروغ و دروغ
دیدن خوی حیوانی بنی بشر و دیگران هم چشم برزخی نمی‌خواهد دیگر ...
کرامتی است همگانی و چشم سر هم تواند دید اگر باز باشد

دلداری می‌دهم دیگران را و می‌گویم به انبساط خاطر ببینید اطرافتان را و امید داشته باشید به آینده و شاد باشید و خود، آنچه می‌گویم و می‌اندیشم و رفتا می‌کنم متناقض است و چه انتظار از اطراف؟

دل گرفته و ...
حتی از تو هم دلم گرفته است که کنارم نیستی
به خیال خوشم گمان می‌برم که تو هم به همین دلت گرفته باشد از روزگار که آنگونه در بر دیده‌ام بستی
چه جای نوشتن است اینجا؟    نمی‌دانم

نوشته جناب Lord در تاریخ: April 8, 2006 1:55 PM
لینک دنبالک: http://www.lostlord.com/cgi-bin/mt4rc2/mt-tb.cgi/826


نظرها:
1-

سلام.
این نوشته شاید کمی آرامت کند.فقط همین...
معبودم!
به من به چشم کسی نگاه کن که خوانده ایش و اجابتت کرده.دعوتش کرده ای و آمده.کسی که راهش انداخته ای وراه افتاده.کسی که یاری اش کرده ای واطاعتت کرده
است.ای یار نزدیکی که از شیفته وفریفته خود دوری نمیکندوای کریمی که دست تمنا را رد نمی کند.
خدایا!به من قلبی ببخش که با بال اشتیاق به سوی تو پر کشد و زبانی از جنس صداقت و راستی عطا کن که در آسمان پذیرش تو اوج بگیرد ودیده ای که حقیقت وشایستگی اش به تو نزدیکش کند.به سمت تواش بکشاند.
خدایا!هر که به شناخت تو نائل شد ناشناخته نمی شود.
هر که در دامان تو پناه گرفت زهر بی پناهی نمی چشد. هر که به تو پیوست تنها نمی شود.
خدایم!هرکه تو برایش آغوش بگشایی.تو به سویش رو کنی .تو دست نوازش بر سرش بکشی سر بر آستان دیگری نمی ساید تن به تملک دیگری نمی ساید بندگی در خانه دیگری نمیکند.
معبودم! هر که با تو راه افتاد ودر مسیر تو گام زد غریق روشنی است وآیینه جلوه های رحمانی.هر که به تو آویخت به ریسمان تو چنگ زد وپناه از تو طلب کردمیهمان آرامش است واطمینان همسایه دیوار به دیوار او.
خدایم!به من دلی عاشق وبال اشتیاقی ببخش که در حرم یاد تو از حجره ذکری به رواق ذکر دیگری پر کشم وچشم انداز همتم تا آسمان بلند نامهای تو پر بزندوپرهای عاشقی به جایگاه قدس تو بسایدو...
خداحافظ.


نوشته جناب sajedh در تاریخ April 9, 2006 10:40 AM

2-

از ارائه این سایت تشکر میکنم


نوشته جناب رضا حجازی در تاریخ October 15, 2006 11:48 AM


نظر شما