بالاخره دور جدید نمایش شروع شد
با دیدن این عکسای آغاز طرح مبارزه با بدحجابی، بیشتر یاد رضاخان و ماجرای کشف حجاب میوفتم که به زور چادر و چارقد از روی زنها برمیداشتن تا مملکت متمدن بشه ...
چون اون موقع هم مثل الان فرهنگ برهنگی پیش زمینه ورود تمدن غرب بود و رضاخان طفلکی آرزو داشت این مملکت متمدن بشه ...
حالا اینا میخوان برعکس رضاخان عمل کنن و مردم رو به زور بفرستن بهشت
جالب اینجاس که این وضعیتِ مسخرهی حجاب که توی ایران از نوع سکسی به حساب میره و هیچ جای دنیا دخترا در حالت عادی همچین قیافه هایی ندارن (مگه اینکه یه مشکلی داشته باشن) نتیجهی دو تا اصل عمدهس
اول برخوردهای غلط و فشارهای نابجای سالهای اول بعد از انقلابه که توی نسل جدید خودشو نشون میده
و دوم اینکه رسانه ها و مسئولین فرهنگی ما در مقابل فرهنگ غرب و رسانه های غربی و شادی غربی چیز قابل توجهی برای عرضه نداشتن ... (آخه سریال برره شد چیز قابل عرضه؟!)
بگذریم

خانم قدکوتاه چادری که از دانشکده پلیس فارق التحصیل شده و از حوزه معاونت مفاسد اجتماعی اعزام، پیاده میشه ...
توو دلش یه بسم اللهی میگه و چند تا سوره کوچیک میخونه و میاد جلو و طوری که طرف قاطی نکنه، میگه دخترخانم گل .. یه دقه میشه وقتتو بگیرم؟!
... بعد بدون اینکه منتظر جواب دختره بشه ادامه میده که ... ما اینهمه شهید دادیم و جامعه اسلامیه و جوونا که با این وضعیت ِ ضایع میبیننت یجوری میشن و نمیتونن ازدواج کنن و به گناه میوفتن و ...
بیا و جون ِ مادرت آبروی منو جلوی این برادرا که دارن نگامون میکنن بخر و حجابتو رعایت کن!!
اگه رعایت نکنی با اون برادرایی که تو بنز نشستن میبریمت کلانتری وزرا و بعد دردسر داره ها ...
دختره هم روسریشو میکشه جلو و آستین مانتوشو میده پایین (اگه جای پایین اومدن داشته باشه!) و میگه چشم و دیگه از این مانتوهای بدن نمای تنگ و استرچ نمیپوشم و به خدا شلوارم هم نمیدونم چرا دیشب که شستمش آب رفته و دیگه غلط بکنم مثل دخترای خیابونی آرایش کنم و تازه همین الان که دارم فکر میکنم میبینم چه راه غلطی رو رفته بودم و اغفال شده بودم و این ماهواره ای که خونهی دوستم میبینم فقط میخواد مملکت ما رو فاسد کنه و مرسی که منو راهنمایی کردین و اجرتون با آقا و خانم فاطمه زهرا!
بعد هم هر دو از هم تشکر میکنن و خداحافظی ...
دختره چند قدم اونور تر شصتش رو با آرزوی بهترین موفقیت ها به خانم پلیس که با لبخند شکوهمند پیروزی داره به طرف ماشین برمیگرده و این صحنه رو دریافت نمیکنه، نشون میده ... و خانم پلیس خوشحال از اینکه ثوابی برده و دل خدا رو به دست آورده(!) میره تا سوِژهی بعدی رو با تذکر لسانی و امر به معروف به راه راست هدایت کنه ...
بله خب ... اینم مثل طرح ماشینای ضربت ذوالفقاره ... یادتونه که ... لندکروز مشکیا که به صدای آهنگ ماشینا حساسیت داشتن و به دختر پسرا به صورت بزن و ببر گیر میدادن...
جریان کم شدن و تقریباً برچیده شدنش هم میدونین که یه بندهخدایی رو سر اینکه صدای رادیوپیام ماشینش بلند بوده گرفته بودن و باهاش درگیر شده بودن و لت و پارش کرده بودن (در حد مرگ) و بعداً کاشف به عمل اومده که طرف پسر یکی از حضرات بوده و ...
اما اینجور عکس العمل های تند که البته این نوعش فرق میکنه ... مشخصه فقط برای خوابوندن صدای یه عده خانم محجبهی عینک گندهی یه چشمیه که جلوی مجلس تجمع غیر قانونی میکنن.
به نظرم کار رو بدتر میکنه که بهتر نمی کنه
یادش بخیر ... اون موقع ها
به بحث ویدئو و تهاجم فرهنگی که میرسید چیزی نمیگفت
بعد که اصرار میکردن ... میگفت دارن اشتباه میکنن ...
جلوشو که به زور بگیری مردم مشتاق میشن و میرن سراغش ...
تو بدیهاش رو بگو ... کسی که اهلش نباشه نمیره سراغ استفادهی نادرست
حجاب هم همینجوریه ...
زورکی نمیشه ... میگه تو نگاه نکن ... راست هم میگه خب!
مرتبط : پليس با مساله حجاب کاری ندارد (ارواح عمه جانش)
'بدحجابی' معضل سياسی دولت محافظهکاران
تجمع اعتراضآميز عليه بدحجابی مقابل مجلس