Info
تویی که ایمیل نداری!

همین عصری حرفش بود ...
راستش خب یه وقتایی هم هست که آدم فکر میکنه تنهایی خوشبخت تره
ببخشید که برعکس تو فکر می‌کنم ...
ولی شرایط و قافیه اونقدر تنگ میاد که اون آدمه غیر از این نمی‌تونه نتیجه‌ی دیگه‌ای بگیره
چی می‌شه که اینطوری می‌شه و آدم کم میاره ؟

خب یکی از بزرگترینهاش اینه که توو رابطه ها، نقصاش رو می‌بینه
یعنی یکی به رخش می‌کشه که تو اینی ...
و از اون به بعد دیگه اون آدمی که این عیبها رو نشونش داده این قابلیت رو نداره که بشه باهاش حتی حرف زد ...
چون ممکنه نقصهای بیشتری معلوم بشه...
چرا؟
ربطش به کم جنبه بودن و ظرفیت پایین داشتن، خیلی کمه
دلیلش می‌تونه این باشه که آدما حتی خودشون رو هم توی ذهنشون یجور دیگه‌ای غیر از واقعیت فرض می‌کنن
نمی‌دونم چرا حتی نمی‌خوان حقیقت ِ خودشون رو ببینن
خود ِ من ...
کلی عیب و ایراد دارم ... از قیافه و رفتار و اخلاق بگیر تا هر چی که بهم وابسته‌س یا حتی فکرا و آرزوهای بلند و کوتاهم ...
اینا رو ممکنه بدونم ... ممکن هم هست که نه
اما اگه یه نفر بیاد بهم بگه ... می‌خوره توو ذوقم و نمی‌تونم تحمل کنم
چون تو ذهنم فکر میکنم خیلی به اندازه خودم نمره م بیسته!!

دیگه چی؟
آها
اینو داشتم میگفتم که یه وقتایی هست که آدم فکر میکنه تنهایی خوشبخت تره

توی دنیای آدمایی که دو تا پا دارن ... اگر تو پا نداشته باشی یجور نقص به حساب میاد
پس نمی تونی این حق رو داشته باشی که اسم خودت رو بذاری آدم
می‌تونی بگی آدم بی پا!
این در مورد هر چی که اکثریت قریب به اتفاق آدما دارن و تو نداری صادقه
موارد استثنا هم مهم نیست ... چون اون استثناها هم مثل تو می‌مونن
بعد اینو در نظر بگیر ... توی این دنیا وقتی پول مثل پا می‌مونه ...
خب تو هم می‌شی آدم بی پول ... مثل ِ من!
یا آدم بی زبون ...
آدم  ِ ...
یا ...
آدمای مختلف زیادن
فقط یه صفته
برای تویی که میدونی غیر از پا چیزی کم نداری و روح و فکرت مثل باقی آدماس ...
ممکنه دردآور باشه
ولی خب باید بشه تحملش کرد و با بقیه ی چیزایی که داری و مثل بقیه آدما خودتو بالا بکشی و از جنبه‌های دیگه تلافی کنی
درست می‌شه پسر
منم یه جورایی مثل تو ام ...
خوب که فکر کنی می‌بینی چون هیچ چیز اونجوری که به نظر میاد به نظر نمیاد، درنتیجه هیچ چیز ِ ناراحت کننده‌ای زیادم مهم نیست و ارزش اینو نداره که بشینی هی توو ذهنت تکرارش کنی و اونقدر بزرگ بشه که جلوی دیدن باقی چیزای قشنگ رو بگیره ...
ناراحت نباش و دیگه کامنتای گریه دار هم نذار
(;


نوشته جناب Lord در تاریخ: May 11, 2006 7:44 PM
لینک دنبالک: http://www.lostlord.com/cgi-bin/mt4rc2/mt-tb.cgi/851


نظرها:
1-

سلام
من الن که دیسکانکت شدم یه دفعه دیگه می خونم تا ببیم چی شد


نوشته جناب حمید در تاریخ May 12, 2006 1:21 AM


نظر شما