بعضی ها معتقدن که آدم نباید از همون اول بره سراغ خشونت ورزی چون که حیفه مزه اش می ره. پس اول باید سعی کنیم خیلی متمدنانه بشینیم سر یه میز و با سوسک ها گفت و گو کنیم. اما مشکل اینجاست که سوسک زبون آدم حالیش نمی شه. دستور زبان سوسکی هم آنقدر سخته (هنوز هیچ کی درست نفهمیده کدوم فعل هاشون ing می گیره) که هشتاد درصد خود سوسک هام بلد نیستن و ترجیح می دن به زبون های دیگه حرف بزن. وقتی سوسکا زبون خودشونو نمی فهمن، شما چه جوری می خواین بفهمین؟! واسه همین مذاکره به بن بست می رسه و روش های شیرین خشونت آمیز لازم می شه!
روش دوم: قطع منابع غذایی
قبل از اینکه دست به دمپایی شین و خین و خین ریزی راه بندازین بد نیست از روش های اساسی تری مثل قطع منابع غذایی استفاده کنین. می دونین که سوسک ها بیشتر توی چاهک توالت زندگی می کنن و غذای اصلی شون ... آره دیگه همونه! پس برای اینکه دستشون به غذا نرسه باید یه مدت، تولیدات خوراکی اونا رو تعطیل کنین. یعنی طرف توالت نرین. دو ماه که به جاش توی باغچه و پای درخت ها کارتونو کردین، هم غذای سوسکاته می کشه و از گشنگی منقرض می شن، هم گل ها بهتر رشد می کنند و باغچه تون سرسبز می شه!
توضیحات: میدونم یخورده دیره ولی خب گرفتار بودم و نشد راجع به این موضوع یه چی بگم! آقاجان بنده اولاً این کاریکاتوره رو محکوم میکنم یا یه چیزی تو همین مایه ها! بعدشم ساده انگاریست اگر بپنداریم که ملت آذری زبان ِ ایران به خاطر یه همچین چیزی اونهمه شلوغ کاری دراوردن بابا همه ی دوستای ترک بنده خودشون دارن جوک ترکی می گن و از نظر محتوایی خیلی بدتر از این حرفاس! تازه منصور ترکه ی دانشگامون وقتی میخواست تنهایی علیه این کاریکاتوره تظاهرات کنه وسط حیاط دانشگاه میگفت تورکا همه تاج سرن ... فارسا همه ترک ِ خرن! (هرچند اینم باز جوک بوده قبلاً ولی نشون میده که یجورایی وقتی خارج از محیط و جو نژادپرستی باشی زیاد برات مهم نیست تورک باشی یا فارس...)
بعدش هم از یه طرف دست بیگانه و سفارت آمریکا در جمهوری آذربایجان و از یه طرف دیگه هم کمبودای و دل گرفته ی مردم از حکومت و تقسیم نامناسب امکانات که ماشالا همش جمع شده توو تهران ِ خراب شده، باعث یه همچین مشکلاتی میشه هرچند ... فکر جدایی طلبی هم همچین بی تاثیر نیست و خودشون هم تنشون میخاره داستان جناب پیشه وری حزب دمکرات آذربایجان رو دیگه فکر کنم همه بدونین
ولی از همه این چیزای بامزه که بگذریم بیچاره مانا! هرچند زیاد بهش سخت نمیگیرن و همینجوری گفتن بیا برو یه چند روزی تو زندان تا سر و صداها بخوابه ... ولی خب بالاخره زندانه دیگه اونایی که رفتن میدونن چجوریه ... امیدوارم این مسخره بازیا زودتر تموم بشه حالا یا با ترکی حرف زدن رهبر ... (که هنوز من نفهمیدم چجوری میشه نسل پیغمبر باشی و ترک؟!) چه با امتیاز دادن به آذربایجان غربی و شرقی و ... تک بیر!
نوشته جناب Lord در تاریخ: June 3, 2006 12:05 PM
لینک دنبالک: http://www.lostlord.com/cgi-bin/mt4rc2/mt-tb.cgi/859