
وقتی وسط یه مشت حرفای شوخی و جدی محکوم می شم به صیاد بودن...
انگار که خودم دادستان باشم و خودم رو محکوم کرده باشم ...
از خودم میپرسم واقعاً درست کردن پروفایل برای به دام انداختن مردمه؟
میگه تور رو ميندازی و به دام ميوفتن
بعد ... از دست و پا زدنشون کيف میکنی ...
وقتی دلت رو ميزنن ...
ولشون میکنی ...
اهل رام کردن نيستی ...

خیلی نامردیه خب ...
چرا میذارم کار به جایی برسه که راجع بهم همچین فکری بشه؟!
نه ... اصلا برا چی هر کی باید بتونه راجع به من (حالا من نوعی!) نظر خودش رو بگه؟
چرا باید کامنت باز باشم؟
حالا یا نسبت خوب بدن و خوشم بیاد، مثل حسام که امروز میگفت وقتی تو رو میبینم یاد جهانگرد میوفتم توی کارتون مِمُل!
یا هر نسبت دیگه ...
آخرش هم باید معذرت خواهی کنیم که ببخشید بنده بعضی وقتا زیادی لطیفم و طاقت بعضی کنایهها رو ندارم و ناراحت میشم و یجوری نگاتون میکنم که فکر میکنین میخوام خرخرهتون رو بجوام... دست خودم نیست... پشهی خونهی دراکولا نیشم زده!
مملکتیه آا