1- حساس شدن که شاخ و دم نداره ...
میشه حتی با صدای خوردن ِ قاشق به ته بشقاب هم - انگار که گاز اعصاب زده باشن - رشتههای عصبی آدم به ارتعاش در بیاد و آدم سرش رو بگیره و بگه آآآآآآرووووم...
راستش فکر میکنم این روزی پنج ساعت شنا و توی آب بودن زیادی آرومم کرده و بدجوری داره به سمت آبزی بودن میبردم ، تاجایی که وقتی روو زمین راه میرم حس میکنم تازه از ایستگاه فضایی برگشتم و تمام جاذبهی نیوتونی زمین رو با کل ِ وزنم حس میکنم ...
دیگه اینکه هیچی مثل بی سر و صدا شنا کردن کیف نداره و چرا این همه وقتی که توو آبم دستام چروک نمیشه؟!
واتری ورلد رو دیدین که؟!
دو زیست شدیم رفت!

2- قیافه رو داری؟!
میخوام بگم این قضیه ی ریش هم واسه ما معضلی شده ها!
بابا به شما چه آخه؟
ای لعنت به این مملکتی که آدم هر کاری بکنه همه به کارش کار دارن...
اگه شرع حرفی نزنه یه چیز دیگه داریم به اسم عُرف، اگه اونم خفه شده باشه میگن قانون، اگه قانون هم چیزی نگفته باشه باز میگن دسیپلین... اگه آدم به دسیپلین گفته باشه زکی هم باز سلیقه ی شخصی ِ آقابالاسرها حکم فرماست...
فعلاً از بین تمام چیزایی که دلم میخواد اینش از همه مهمتره که تنهای تنها پاشم برم سوئیس پناهندگی سیاسی بگیرم ... بلکه اونجا وقتی ریشمون شد ده سانت کسی نگه کوتاش کن و مگه آخوند شدی و سهمیهی چیزی میدن و حاجی محاسن چه بهت میاد و ...
بدم میاد از این آدمای مسخره ی لوده ی ظاهر بین!
3- اینم بامزه س :
متاسفانه دوشنبه کلاس فوق العاده دارم و عمراً نمیتونم حتی یه روز از دانشگاه بزنم که بخوام از هفتتیر رد بشم و باز باتوم نوش جان کنم... وگرنه حتماً شرکت نمیکردم!
آقا من نمیدونم توو این جامعهای که همهی مرداش (از جمله خودم!) دارن اعتراف می کنن به زنذلیل بودن و اسمش رو میذارن (به هر قیمتی) به تفاهم رسیدن ... دیگه این حرکات تحریک آمیز چیه؟
بعدشم که وقتی اسم تجمع ِ بدون ِ مجوز از وزارت کشور، شد "اعتراضی" مطمئناً با برخورد مواجه خواهد شد ...
هرچند که خانمهای فعال ِ جنبش زنان دیگه گرگ بارون دیده شده باشن و از انواع باتوم و ... نهراسند و برای آزادی زن تلاش کنن (بماند که بودجهش از کجا میرسه) ...
ولی اینجور پیشبینی میشه که یه عده دختر و خانم هیجانزده و ماجراجو و فریب خورده(!) که فکر میکنن حقوقشون پایمال شده، تشریف میارن و نیروی انتظامی با کمک نیروهای سلحشور(!) بسیجی و سربازان سفید پوش و گمنام امام زمان بعد از کلی داد و بیداد و اندکی پرخاش و ایجاد رعب و وحشت، پراکندهشون میکنه و همه چی به شر و ناخوشی تموم میشه
بعد یه خوبی داره ...
من دیگه نیستم که بیام از چپ شدن ِ کالسکه ی اون بچهه بنویسم ...
در ضمن ... با این تجمع مطمئناً قوانین زن ستیز لغو میشه ... من مطمئنم!
یعنی با یقین ِ قلبی میگم ها!
پ.ن: شوخی و جدی ِ نوشته هام قر و قاطی شده ... اگر مشتری نیستی و ما رو نمیشناسی اصلاً قضاوت نکن!!
بنده شرمنده ی تمام دوستان ِ فمنیستی هستم که با آفلاین و پیغام و میل و غیره، مراتب خشم و نفرتشون رو از بنده و این مطلب اعلام فرمودن.
همین!