Info
نوشته های قبلی
1-سرود ملی
2-Israel, Swiss and etc
3-The Real Target
زبان عرفان

داشتم فکر می‌کردم به زبان ِ عرفان

کلماتی که فهمیدن ِ معنای هر کدومشون یک عالمه وقت می‌خواد ... بعد باور کردنشون و دیدن ِ حقیقت ِ پشتشون هم همینطور
زبان عرفان زبان تمثیل و کنایه و اشاره است، به لطائف و حقایق و اشاراتی که پشت هر پدیده‌ای که در این عالم به وجود اومده یا ظهور و بروز یافته
ولی خب برای همه خیلی سخته که بخوان بشینن تک تک کلمات و جمله های یه نوشته رو بررسی کنن و ببینن که حتی اگه یه حرکت فتحه، کسره خونده بشه چجوری معنی جمله عوض می‌شه...
بگذریم از کلمات سختی که فهمیدن معناشون سالها وقت می‌خواد

راستش به نظرم عرفان و زبان رمز گونه ی عرفان تا وقتی خاص یه عده باشه، حالا از ترس اینکه به دست دشمنان بیوفته یا اینکه از بین بره ؛ نمی‌تونه مفید باشه
مثلاً این رو اون موقع که معنی دیمومیت رو فهمیدم نوشتم!

" بدان که دیمومیت همان سرمدیت است که جامع ابدیت و ازلیت ِ اوست، و صفت خداست
و امور این عالم ابتدایی دارد و انتهایی و همه چیز فنا می‌پذیرد جز وجه او ...

که کُلُّ من علیها فان و یبقی وجه ربک ذوالجلال و الاکرام

و هرچه غیر اوست فان است یعنی یفنی نیست که زمان داشته باشد بلکه در حال نیز فان است

پس اگر توجهی دائم به او باشد یعنی رو به صورت او باشد و وجه و صورت باطن را به سوی او بازگردانیم و به وجه او بپیوندیم و بنگریم .. وجه الله می شویم و بقا می یابیم

و این تنها با عبد بودن میسر است که ما خلق الله الجن و الانس الا لیعبودن

وعبودیت خود در پیشگاه آن مالک و رب حقیقی و از مُلک او بودن و تحت امر  ِ تکوینی و تشریعی او قرار داشتن است

و عبودیت ِ ما با عبادت ما فعلیت می‌یابد، و با افعال ِ ظهور یافته و ظهور دهنده ی آن عبد بودن و با اطاعت که عمل منطبق با امر اوست، دائما و بلاانقطاع و بدون غفلت و سستی و فطور، با ذکری دائم، و حضوری دائم،
تا ... باقی ِ به او بودن و بقاء بالله یافتن"

زیاد سخت نبود ... بود؟
منتها خب همه که علاقه ندارن
اون بالاییا بهش می‌گن طلب ... یعنی اگر می‌بینی از این چیزا خوشت نمیاد .. یعنی نمی‌فهمیشون یا باورشون نداری ... معنیش اینه که طلبی وجود نداره ...
یعنی از یه طرف طلبیده نشدی و از طرف دیگه وجودت آمادگیش رو نداره و خودت نمی‌خوای ... پس طلب دو طرفه باید باشه ...
من می‌گم وقتی یه فیلتری به اسم طلب این وسط هست، چرا پس سهروردی میاد عقل سرخ رو اونجوری می‌نویسه؟
خیلی وقته برام حل نشده این مسئله ...

ما هنوز اندر خم پس کوچه ایم


نوشته جناب Lord در تاریخ: August 4, 2006 4:16 PM
لینک دنبالک: http://www.lostlord.com/cgi-bin/mt4rc2/mt-tb.cgi/867


نظرها:
1-

Salam lorde aziz
Man yeki az kasayi hastam ke har 2-3 rooz ye bar sitet ro mibinam . kheily bahal minevisi.
Rastesh yek soal dashtam azat chon too neveshtehat khoonde boodam ke to rooye dinhaye mokhtalef va nazariyate falsafi motale kardi. Rastesh man 19 salame va ketabaye falsafi – elahi irooni ro zyad khoondam(mesle sadi molana hafez mantegholteyr nezami va …) vali hala mikham vaghean beshinam va yek din entekhab konamo bad az tahghigh vaghean ta akhare omr ba yek eradeye dorost edamash bedam .
Vali moshkel injast ke man bejoz islam dine digeyi ro khoob nemishnasam va dar sani inghadar az in zaher namaha va rya kara didam ke halam az hamashoon be ham mikhore.

Mikhastam age komakam mikoni yek chand ta soal azat beporsam .
Kheyli mamnoon misham age be man mail bezani
Ghorboonet
montazeram


نوشته جناب behrooz در تاریخ August 5, 2006 2:07 AM

2-

عارف شدی؟! قرار بود فقط کمی جدی بشی :دی
اما خدایی جالب بود, کمی هم سخت. آخه ما هنوز کلید در خونمون هم پیدا نکردیم ولی شما رفتی تو پس کوچه!


نوشته جناب شرتو در تاریخ August 5, 2006 1:14 PM

3-

یا لطیف
سلام
زبان عرفان زبان نشانه هاست.نشانه هایی که در هر لحظه برای تو فرستاده می شه و از شدت نظم و وحدت تو رو متحیر می کنه.سخت ترین کار درک و ترجمه این نشانه هاست.(هیچ به عدد چهارده دقت کردی؟؟)


نوشته جناب جعفر در تاریخ August 5, 2006 5:40 PM

4-

سلام. درسته سخته. اما شاید از کلمات و عباراتی که از دریافت عارفان برامون مونده چیزی نفهمیم. اما وقتی پای تجربه خودمون به میان بیاد شاید به هیچ کلمه ای نیاز نباشه. به نظر من عرفان همینه. همون شناختی که توی دل پیداش می کنی. البته برای درس گرفتن، دونستن تجربه این کاره ها خیلی هم لازمه. اون وقت شاید لازم شه نوشته های شما رو در مورد چیزهایی که دریافتید خوب بخونیم!


نوشته جناب فاطمه آسمون در تاریخ August 6, 2006 11:23 AM


نظر شما