Info
بسیج و بسیجی و این حرفا1

این نوشته رو ظاهراً دوسال پیش نوشتم!
امروز چشمم افتاد به یه فولدر قدیمی و پیداش کردم و وقتی یه نگاهی انداختم گفتم بد نباشه بذارمش اینجا!
به امید روزی که شاید ادامه ش دادم:

وقتي گفتم انسان نسبت به چيزي كه از آن شناختي ندارد ترس خواهد داشت تمام ناشناخته هايي كه زماني برايم ترس آفرين بودند در نظرم آمد و كوششم بر آن افتاد تا بشناسمشان و نترسم

خطهاي بالا رو که نوشتم با خودم گفتم همه تقريبا دوست دارن يه شناختي از هر چيزي كه دور و برشون هست داشته باشن
بين همسن و سالهاي خودم اونقدر چيزهاي متعارف و نامتعارف بوجود اومده كه تشخيص درست از نادرست خيلي مشكل شده و بعضي ها هم آگاهانه يا ناآگاهانه توي اين چيزها غرق شدن و يا از روي همون عدم آگاهي موضع مخالف گرفتن و بي دليل تابع جمع بودن
به هر حال ميخوام راجع به يك جريان پر جمعيت بگم به اسم بسيج كه به نوعي يك جريان اجتماعي هم محسوب ميشه
از تاريخچه و مناسبت تاسيس شروع ميكنم تا زمان حال
كمي هم وارد تاريخ جنگ شدم كه خالي از لطف نيست
قصدم فقط بررسي كردن و روشن كردن قضيه است و نه چيزي كمتر و بيشتر، چون به هر حال هر آدمي با در نظر گرفتن فرضيه هايي كه تو ذهن خودش تعريف شده است، در هر موردي حكم صادر ميكنه
و حكمي كه من صادر ميكنم با حكم شماي دوست متفاوته
پلوراليسم هم در اين مورد خوب چيزيه و ميتونه براي عقايد هر كسي مصونيت ايجاد كنه
مخصوصاً من که وسط توضیح تاریخی یهو تحلیل کردن و تیکه انداختنم هم گل می‌کنه!!

خب ديگه به قول بزرگترا بريم سر اصل مطلب!

تاريخچه سپاه :
سپاه پاسداران در ابتدا از نيروهاي مردمي تشكيل شده بود كه خدمت سربازي رفته و آشنا به اسلحه بودند و زمان سقوط سلطنت پهلوي (1979)، پادگان ها و كلانتري هاي رژيم گذشته را بدست گرفته و به نوعي درخلع سلاح كردن گارد، همپاي نيروها و چريكهاي فدائي خلق بودند
كميته ي استقبال از امام خميني را نيز اين گروه تشكيل ميدادند
به هر حال سال تاسيس سپاه پاسداران ۱۳۵۷ خورشيدي است
بخش ديگري از نيروهاي شبه نظامي را نيز كميته تشكيل ميداد
غالبا كميته امور شهري را به عهده داشت (ايجاد نظم و جلوگيري از اغتشاش) و سپاه بعد از انقلاب، در خارج از شهر وظيفه ي حراست از مرزها را به عهده گرفت تا اينكه بعد از حمله ی عراق به ایران، سپاه و بخشي از كميته تلفيق شدند و در مجموع سپاه پاسداران انقلاب اسلامي را تشكيل دادند
بخش ديگري از اين نيرو و كميته نيز جذب نيروي انتظامي شدند

تاريخچه بسيج :
با صدور فرمان تاريخي آیت اله خميني در پنجم آذر ماه سال ۱۳۵۸ مبني بر تشكيل بسيج مستضعفين، پايگاههاي مقاومت در مساجد، حسينييه ها، ادارات، كارخانه ها، مدارس و... به صورت خود جوش و مردمي شكل گرفت! (حتي اگر حكومتي هم باشد توجيهش مردمي بودن حكومت در آن زمان است)

بعد از حمله ي عراق به ايران و اشغال بخشهاي وسيعي از خوزستان در ۳۱ شهريور سال ۱۳۵۹،  رهبر جمهوري اسلامي، امام خميني دستور به تشكيل بسيج بيست ميليوني دادند با اين مضمون كه:
ملتي كه بيست ميليون جوان دارد مي تواند در برابر يك ارتش بايستد و اسلام با خون رشد كرده است...
با واگذاري مسؤليت بسيج به سپاه پاسداران و شروع جنگ، پايگاههاي مقاومت بسيج براي جذب، آموزش و اعزام آحاد مردم واجد شرايط فعال شدند!
بدينگونه اشاعه تفكر بسيجي و مردمي كردن امنيت و دفاع از طريق تقويت كمي و كيفي بسيج مستضعفين صورت گرفت و ثبت نام براي بسيج عمومي مردم شروع شد
هسته ي اوليه ي بسيج به مفهوم نظامي آن، از سپاه پاسداران شكل گرفت و نخستين فرمانده بسيج كه از ميان فرماندهان سپاه به اين امر منصوب شد نيز آقاي افشار بود كه اكنون درجه ي سرتيپي دارد

بسيج بيست ميليوني تشكيل و همراه ارتش وارد صحنه ي جنگ شد
نداشتن دانش نظامي كافي و جان بر كف بودن و گوش به فرمان امام خود بودن از يكسو، تهييج و برانگيختن احساسات و عقايد مذهبي اين گروه توسط افرادي چون حاج صادق آهنگران از ديگرسو، كافي بود تا اين نيرو را به اندازه ي كافي كارآمد و تاثيرگذار و قدرتمند كند
به عنوان يك مثال منطقي در هيچ جنگي براي باز كردن معبر در ميدان مين از انسان استفاده نميشود
اما ايجاد و تقویت فرهنگ جهاد و شهادت به جاي كشته شدن و مردن، باعث شد تا جوانان داوطلبانه دست به انتحار و عمليات استشهادي بزنند (جهاد همچنين يكي از واجبات و فروع دين اسلام است)
از اين ميان اشخاصي چون حسين فهميده نوجوان سيزده ساله را ميتوان نام برد كه خود را شهيد كردند ...
اين جريان (بسيج) طوري بود كه جنگها ناخواسته به صورت چريكي و نامنظم انجام ميشد و طبعا بازپسگيري مناطق اشغال شده به سرعت انجام شد
و اين مهم در حالي صورت ميگرفت كه نيروي زميني ارتش عراق قويترين نيروي نظامي خاورميانه را تشكيل ميداد و جنگ به نفع عراق از طرف بسياري از كشورهاي عربي، اروپايي و آمريكا ساپورت اطلاعاتي، مالي و نظامي ميشد
به هر حال جنگي كه در دو سال اول و با فتح خرمشهر رو به تمام شدن بود، با خودخواهي و عدم تعقل اشخاصي چون هاشمي رفسنجاني و ساير فرماندهان مغرور شوراي عالي دفاع و ساير ذي نفعان، هشت سال به درازا كشيد و چه خونهاي ناحقي كه ريخته نشد و چه سرمايه ها كه يك شبه در همين حين به دست نيامد
(دليلي كه آوردند برای اين کش دادن ماجرا آن بود كه ميخواستيم درس عبرتي به عراق بدهيم تا ديگر نتواند به ايران حمله كند!)


بسيج پس از جنگ هشت ساله

به هر حال پس از اتمام جنگ و صدور قطع نامه ۵۹۸ سازمان ملل و بالاخره پذيرش آن از طرف ايران كه موسوم به نوشيدن جام زهر توسط امام خميني شد، نيروهاي بسيج به شكل هاي مختلفي تقسيم شدند
در اينجا نوشتن یه قسمت از وصيتنامه شهيد باكری که بیشتر پیشگویی کرده تا وصیت، خالي از لطف نيست (حتماً قبلاً شنیده‌اید):

رزمندگان بعد از جنگ سه دسته می‌شوند
- دسته ای به مخالفت با گذشته خود بر مي خيزند و از گذشته ي خود پشيمان مي شوند
- دسته ای راه بي تفاوتی را بر مي گزينند و در زندگی مادی غرق ميشوند و همه چيز را فراموش ميكنند
- دسته سوم به گذشته خود وفادار مي‌مانند و احساس مسئوليت ميكنند كه اين دسته نيز از شدت مصائب و غصه دق مي كنند

نتيجه اينكه به واقع كسي كه ادعاي خلوص در دفاع از ايران را داشته باشد نمانده است
دسته ي اول را در تلويزيونهاي لوس آنجلسي می‌بينيم كه به طمع آنچه به آنها وعده داده شده گريخته اند و نمونه های ديگرش هم بيخيال
دسته ي دوم هم كه نيازي به معرفي ندارند و همه جا قابل مشاهده اند
به عنوان مثال؛ منزل محسن رضايي كجاي تهران است و چقدر حقوق ميگيرد و چرا به اين سوالم جواب نداد؟
سردار قاليباف منزل n ميلياردي را از كجا خريده است؟
آنكه از جنگ مانده باشد نيز اگر از دسته ي سوم باشد، يا تا به حال دق كرده است يا گوشه ي خانه و بيمارستان در حال مبارزه با اثرات گازهاي شيميايي و تركش هاي جنگ است و دست و پا می‌زند که مخارج بیمارستانش را با مقدار معتنابهی منت و سنت از بنیاد بگیرد و ...

بالاخره بعد از مرگ آیت الله خميني و انتصاب علي خامنه‌اي از جانب مجلس خبرگان به عنوان رهبر بعدي جمهوري اسلامي؛ هاشمي رفسنجاني هم به رياست جمهوري رسيد
(این هم داستانی است که کم از سقیفه ی بعد از محمد ندارد!)

به هر حال سياست هاي سردار سازندگي پس از جنگ باعث حضور فعال جهاد سازندگي و سپاه پاسداران در فعاليتهای سازندگي و اقتصادي شد
فعاليت اقتصادی و امور مادی نيز از همان اموری است كه مربوط به دنياست و همواره رهبران حكومت از آن دوری می‌جستند (ساده زيستي رجايي كه زبانزد همه بود)
اما سپاه با توجهات خاص و مستقيم يا غير مستقيم رهبری ، با در دست گرفتن شريانهای صادرات و واردات كالا در حوزه‌ی خُرد و كلان و عدم توجه به ساير تجار در اين زمينه و انحصار طلبی بی حد و حصر، 97 درصد اقتصاد ايران را طی سالهای ۶۸ تا ۷۶ به نوعی منحصر به خود كرد
بسيج نيز كه زير مجموعه‌ی سپاه بود به عنوان نيروي مردمي و به ظاهر با كمترين هزينه‌ی ممكن به فعاليتهای فرهنگي، نظامي و نيمه نظامی و خدمت رساني های خود در جامعه ادامه داد
به هر حال به انتخابات سال 76 رسيديم و روال امور، قدرت بسيج را كاست و خاتمی و اصحابش را دشمن شمردند و ...
 
اين نيرو در چند سال اخير در بخشهايي فعاليت داشته است كه ذكر آن خالي از لطف نيست و براي اطلاع و آگاهي خوب است

بخشهاي مختلف بسيج

- بخش فرهنگي سياسي به اموري چون يادواره ي شهدا، بزرگداشت شهدا، ستاد اقامه ي نماز و ديگر ستادهاي برپا كننده ي فروعات دين و برپايي همايشهاي تحليل سياسي (توجيه سياسي) می‌پردازد
- بخش اطلاعات و حفاظت اطلاعات، جمع آوري خبر در زمينه های حفاظتی و اطلاعاتی را به عهده گرفته است و اين اطلاعات طبق رده بندی مستقيما به فرماندهان سپاه كه به نوعي از سربازان گمنام امام زمان و ماموران وزارت اطلاعات (و در بخشی هم اطلاعات موازی ِ رهبری) نيز هستند منتقل می‌شود
- بخش پرسنلي به امور دفتری می‌پردازد (كاغذ بازی و نامه پراكنی و صورت جلسه و پرونده و كارت)
- بخش امر به معروف و نهي از منكر نيز تنها به نهي از منكر می‌پردازد و تماس نسبتا مستقيمی با مردم دارد كه طبق بخشنامه ها و احكام نيروي انتظامي (طي سه ماهه اخير)، در آينده ای نه چندان دور اين بخش هيچ كارايی عملی و بالفعلی در جامعه نخواهد داشت و هر از چند گاهي هم كه صدايی به دادخواهي برميخيزد و اعتراضي در باب بسيجيان آمر به معروف و ناهي از منكر مطرح ميكنند و بحث به دادگاه ميكشد ، حق به شاكي داده خواهد شد
(گفتم فقط نهی از منکر می‌کنن چون تنها امر به معروفی که بلدن نمازه!)
علت اين امر ، بالا رفتن هر روزه ي تعداد شكايات مردم از اشخاصي موسوم به بسيجي بود كه تنها با ارائه ي كارت عادی یا فعال بسيج (بعضا جعلي!) به ضرب و شتم و ايجاد درگيريهای خيابانی با افراد بدحجاب و يا افرادی كه ظاهر غير اسلامي (به اعتقاد شخصي اين افراد) داشتند، می‌پرداختند
به اعتقاد نويسنده عموما اين افراد كه در لباس بسيج به اين قبيل اعمال دست می‌زنند دارای تفكراتی خشك هستند و قابليت برداشت رحمانی از دين را ندارند و نكته‌ی جالب اينجاست كه با تمام ادعای دينداريشان توانايی خواندن يك صفحه از قرآن (كتاب مقدسشان) را بدون اشتباه ندارند

بگذریم


یه چیزی تو مایه های نتیجه گیری:
اگر امروز تنها بسيج را يك گروه اجتماعي سازمان يافته بدانيم كه اعضايي دارد، ميتوان اين گروه را از باب روانشناسي و جامعه شناسي به شش دسته كلي تقسيم كرد

١- افرادي كه در زندگي تحت فشار بوده اند و كمبودهاي زيادي داشته اند و اكنون كه فرصتي براي آزادي عمل دارند در جهت منفي از آن استفاده ميكنند و به آزادسازي فشارها می‌پردازند (رجوع شود به نظريات فرويد)

٢- افرادي كه از پايين ترين بهره هوشی ممكن برخوردارند و آلت دست هر شخصي ميتوانند باشند و آنقدر تحت تاثير افراد مافوق خود قرار دارند كه اين رابطه را تبديل به مريد و مرادي و يا سالك و مرشدی كرده اند و با تمام وجود گوش به فرمان مافوق هستند بدون اينكه از بركات مادی اين ارادت برخوردار باشند و حتی بدانند حقوق يك ماه مافوقشان به اندازه‌ی يكسال تلاش آنهاست و به نوعی اينان می‌كارند تا مافوقانشان برداشت كنند

٣- عده ي زيادي (حدود ۹۰ درصد) از اين گروه نيز مانند كودكان دل به اسباب بازيهای اين لباس خوش كرده‌اند
وسايلي چون بيسيم، دستبند، انواع گازهای اشك آور و مدافع، كلت و اسلحه كه همگي ما را به ياد بازيهای زمان كودكی می اندازد كه به پليس بازي مشهور است
و علت هم شايد عدم امكانات در زمان كودكی براي ارضای بازيهای كودكانه باشد (الله یعلم)

٤- تصويب قوانين كسر خدمت سربازي برای بسيجيان و قائل شدن سهميه كنكور براي ورود به دانشگاه را نيز می‌توان از ديگر عوامل تاثير گذار در جذب  نوجوانان و جوانان زرنگ به اين گروه دانست

٥- افرادی كه تفريح سالم ديگری را سراغ ندارند و كمي هم تمايلات مذهبی دارند و حرفهاي بی‌ارزش زدن و اتلاف وقت در پايگاههای بسيج و مساجد و دور هم بودن را به سيگار كشيدن سر خيابان ترجيح داده اند! (این هم تقریباً نود درصد)

٦- اين دسته كه تعدادشان انگشت شمار است اعتقادات محكم دينی دارند و تنها برای خدمت بي اجر و مزد آمده اند و چون كسی باورشان ندارد به هدر می‌روند (شاید توی تهران به پنجاه نفر هم نرسن!)

اما همكاری بسيج و نيروی انتظامی و وزارت اطلاعات و قوه قضائيه همچنان ادامه دارد با اين تفاوت كه در حوزه ی بحث‌های به اصطلاح منكراتی به خصوص بعد از واقعه ی كوی دانشگاه، عملكردهای بسيج در ظاهر بسيار محدود شد (برای جلوگیری از تحریک و تهییج جامعه) و تذكر منكراتی نيز بدون حكم انتصاب جرم محسوب می‌شود و در صورت شكايت، با بسيجی خاطی برخورد قاطع صورت ميگيرد ...
[دیگه اگه خیلی گیر دادن و طرف از اون عوضیای عقده‌ای بود بگو ازت شکایت می‌کنم!]

چند مورد براي دوستان سوال بوده كه جوابش رو می‌دم

- درباره ضابط قوه ی قضائيه كه به سه درجه ي سه ، دو و يك تقسيم ميشه
هدف از تشكيلش كاهش جرائم شهری و خيابانی بوده و خلاصه كنم؛ كسي كه كارت ضابط يك رو داشته باشه يعني خيلي كله گنده س و ميتونه شما رو تا اوين هم ببره
ولي ضابط سه كه موسوم به ناصح (نصيحت كننده!) هم هست هيچ كاری نميتونه بكنه
ضابط دو هم بين اين دو درجه فعاليت ميكنه و واسطه س
استفاده از گاز و اسلحه و باتوم هم براي هر كسی كه باشه فقط با حكم تاريخدار مجازه
هرچند ... مملکت ِ گل خر زهره و بلبل خرصداس و ميگيرند و ميبرند و ميزنند بدون حكم و گناه و توجيه موجه!

چه خوشمان بيايد و چه بدمان، بسيج يك نيروی نظامی است كه حكومت و نظام براي بقايش به آن اميدوار است
كارهای فرهنگی و حاشيه‌ای كه اين نيرو انجام داده است تنها براي توجيه حضورش بوده است و اينكه ماهيتش را از نظامی به نيمه نظامی تغيير داده باشد
اينكه چند درصد از جامعه ي شهری امروز به خصوص در پايتخت موافق اين نيرو هستند نيازي به گرفتن آمار ندارد
ايست های بازرسي در سر چهار راهها و فحشهای علنی كه به پسركان بسيجی داده ميشود خود نشانه ای است جالب توجه
بدون اينكه بيانديشند كه قسمتی از اين ايست و بازرسی براي ايجاد امنيت و همكاری با نيروي انتظامي هم هست!

بگذریم

پ.ن:
اینو از آرشیو چیزای نوشته نشده کشیدم بیرون و همه‌ی اینا رو گفتم که بگم بعد از اینکه احمدی مقدم از بسیج فرماندهی نیروی انتظامی رو قبول کرد و احمدی نژاد که به گفته ی خودش یک معلم بسیجی بود رئیس جمهور شد... وضعیت هم تغییر کرد
- بسیج و نیروی انتظامی شدیداً با هم همکاری می‌کنن و تقریباً با حفظ حد و مرزهای اطلاعاتی و نظامی عملیاتهاشون مشترک شده
- گشت های ارشاد و شروع مجدد امر به معروف و نهی از منکرهای آمرین بی عمل و ناهیانی که خودشون آینه ی منکراتن

- تقویت و تجهیز پلیس زن و جذب نیروی انسانی از هسته ی حوزه های مقاومت بسیج خواهران
(میدونی زن اگه بی رحم باشه توو پاچه گرفتن از مرد گرگ تره؟)

نمونه ی بارزش رو توی این درگیری آخر میدون هفت تیر دیدید (هرچند پیش بینی کرده بودم)
اما خب ...
مملکته دیگه ... تا وقتی این نظام با تمام بی رحمی و عقلانیت و علم  توانش، پشت ِ دیواری به اسم دین داره حکومت می‌کنه و بعضی وقتا نمی‌شه گفت خوبه و نمی‌شه هم گفت بد ... کاری نمی‌شه کرد جز موندن و لبخند زدن و خون جگر خوردن از دیدن ِ بی عدالتیایی که از بزرگ و کوچیک ِ حاکما سر می‌زنه ... یا رفتن و غربتی شدن!
این وسط وضعیت ِ یه آدمی مثل من از همه خنده دار تره!
به شتر مرغ گفتن بار ببر ... گفت مرغم
گفتن پس تخمت کو؟ گفت شترم! (1)
حالا نقل ماس!
بعضیا فکر می‌کنن بواسطه ی رفت و آمدمون به بالا و پایین حتماً با نظام و ارکان ِ‌ آن سر و سری داریم و ما هم بعله!
بعضیا هم فکر می‌کنن چون بعضی وقتا بد و بیراه میگیم حتماً ضد انقلابیم و اونا هم از اونور فحش می‌دن که با خدا و پیغمبر در افتادی و ...
خلاصه این وسط هر کی هر چی دلش میخواد بگه ...
بنده نه از اونوریا دل خوشی دارم و نه از اینوریا خوشم میاد
حالا چیکاره م و از چی خوشم میاد ... بماند برای بعد...
(الان از اون وقتاس که آدم احساس خود جالب بینی بهش دست می‌ده!!) P:

========
1) در نسخه ی بمبئی عبارت "گفتن پرواز کن" آمده!


نوشته جناب Lord در تاریخ: June 17, 2006 1:26 AM
لینک دنبالک: http://www.lostlord.com/cgi-bin/mt4rc2/mt-tb.cgi/872


نظرها:
1-

سلام خوبی رفیق. میدونی حالم به هم میخوره از این سیستم که همش روی رانت میچرخه واسه هر کاری باید بسیجی باشی یادش به خیر تو بیمارستان خدمت می کردم یه دکتره بود متخصص ارتوپدی با سهمیه درس خونده بود خدا میدونه چه سوژه حنده ای بود کار هم که تعطیل چند ماه که بود هم درخواست دادن فرستادنش یه جای دیگه یکی دیگه اومد البته از این مدلها زیاد دیدم حدایی بعد از وجود مبارک مقام عظمی ولایت!! و نماینده مستقیم خدا بر روی زمین هر چی گنده از اینا بلند میشه به رئیس جکهور مکتبی و انقلابی و انتحاری و... نگاه کن . موفق باشی دوست عزیز . یا حق


نوشته جناب Mohammad در تاریخ June 17, 2006 2:26 PM

2-

دوست عزیز مثل اینکه از بد روزگار من هم جزء اون پنجاه نفر هستم و جالب اینه که همش دارم به این آقایونی که با یه ظاهر مقدس همه چیز رو لاپوشونی میکنند فحش می دم . اسلام فقط ریش نیست اسلام در درجه اول ایمان به خداست یعنی این قدر مردم رو نچزونی از خدا بترس دوم اینکه اخلاق داشته باش مثل سگ پاچه مردم رو نگیر سوم اینکه این قدر گلابی نباش هر کاری می خواهی انجام بدی فکر کن


نوشته جناب پندار در تاریخ June 19, 2006 12:44 AM

3-

السلام عليک يا اباعبدالله و علي‌الارواح التي حلت بفنائک عليک مني سلام‌الله ابداً ما بقيت و بقي‌اليل و النهار و لا جعله الله آخر العهد مني لزيارتکم، السلام علي الحسين و علي علي‌بن‌الحسين و ....... با سلام و درود به رهبر کبير انقلاب اسلامي ايران و تمامي شهداي اسلام و امت شهيدپرور ايران
حاج محسن:بگذار من هم برایت یک داستانی را روک وراست بگویم دیشب سر نماز امرا... را دیدم ، تو چند لحظه ای که داشتیم روبوسی می کردیم خاطره ها عین برق از خاطرم گذشت ، از سال 58 و افتتاح بسیج محله تا بهشت رضا ع و بخاک سپاری بسیاری از بچه ها ، یادش بخیر بسیج ، دیشب فیلم خداحافظ رفیق ساخته بهزاد بهزاد پور رو هم دیدم و از دیشب منگ خاطرات و روزهای خوب بسیج شدم ، روزهایی که هیچ کاری زمین نمی موند ، روزهایی که همه با عشق و علاقه بودند و کسی دنبال حکم و مسئولیت و کسر خدمت و کارت فعال و اینطور حرفها نبود ، لباس ها هم خاکی خاکی بود و از لباس پلنگی های امروز خبری نبود ، خدا وکیلی یه دو تا مداح درست حسابی هم داشتیم مثل آقای کویتی پور و آهنگران و با همون نوای کاروان بار می بستیم و می رفتیم ، امام حسین تو دل هامون بود نه تو زرق و برق بیرق هیئتمون ، چی بگم که همین فردا تازه بسیجی ها ممکنه ما رو متهم کنند به ضد ولایت فقیه ، اونهایی که جنگ رو ندیده اند ، ترور ها رو ندیده اند ، کربلای 4 ، کربلای 5 ، پاره پاره شدن و پر پر شدن رفقا رو ندیده اند ، انگار همین دیشب بود ، با سید وحید رضوی با هم دور می زدیم ، سید ساکت بود و ما با باقی بچه ها پر حرفی می کردیم و وحید فرداش رفت و دیگه برنگشت ، یاد سرگردونی بچه ها می افتم موقعی که بدن مجروح حمید رو ساعتها تو کوه و کمر با خودشون می کشیدند تا به عقب برگردند و موفق نمی شوند و حمید شهید میشه ، خدا حافظ رفیق ، خداحافظ بسیج
بعد همه عالم گفتند علی ع کافر بود اما خودشون کافر بودند !!!!!!!اگر نفهمیدی بگو تا روشنت کنم


نوشته جناب انجمن مبارزه با تهاجم فرهنگی در تاریخ September 17, 2006 3:37 PM

4-

بسم الله الرحمن الرحیم
رهبرعالیقدروفرمانده کل قوا،فرماندهی محترم کل سپاه پاسداران فرماندهی ستادمشترک سپاه،اداره حقوقی ریاست جمهوری، مجلس شورای اسلامی قوه قضائی، مقننه، مجریه، وزات اطلاعات،جمهوری اسلامی ایران امام جمعه ها استانداران فرمانداریها آقایانسردمداران نظام مقدس با عرض سلام و صلوات بر محمد و آل محمداین حکایت رابادقت بخوانیدتاروزقیامتکه درمقابل خداعریانیدابرازبی اطلاعی نکنید .
احتراماًاین جانب علی اصغر شهبازی فرزند حاج گران به ش ش 7883 اهل وساکن سمیرم
جانباز50درصدباکدرایانه1014002533 به استحضارمی رسانم15خرداد57بخاطرپخش اعلامیه اسیرساواک وکشیدن ناخنهاوشکنجهای روحی روانی بودم ودی بهمن ماه57اسیرزندانهای نظامی اصفهان بودم و در مورخه11/7/1361به عضویت رسمی سپاه شهرستان سمیرم استخدام گردیدم و به ندای امام (ره)لبیک ودرعملیات خیبرووالفجر8 داوطلبانه حضور مستمرداشتم و براثر ترکش ازناحیه چشم راست، سر، دست چپ، شکم کمر، به سختی مجروح شده ام وبراثرموج انفجارکاهش شنوایی هردوگوش، و اعصاب وروان، مادام والعمر وازدست دادن 15سال حافظه، مسئولین وقت سپاه سمیرم بعلت ازکارافتادگی کلی درمورخه6/2/1366مزایای حقوقی وبیمه درمانی مرا قطع نموده است وحتی نان روزعایله ام تاسال 1379ازاعلام گواهی مجروحیت اجتناب می نموده است وبنیادشهیدبعددریافت گواهی مجروحیت از30/10/80مراتحت پوشش، قرارداده وازمورخه6/2/1366 تا30/10/80 هزینه درمان مجروحیت ومخارج روزعایله ام باکیست چه کسی جواب گوست وبه همین دلیل جهت هزینه درمان مجروحیت ومخارج روزعایله ام مبلغ220000000میلیون ریال به بانک های این شهرستان بدهکارگردیده ام هزینه درمان ومخارج عایله مجروحان ناشی از جنک دردوران نقاهت وبعدازأن که مسئولین وقت سپاه پاسداران سمیرم جهت ضربه زدن برپیکر انقلاب آنراقطع نموده برعهده کدام کشوروکدام دولت است دولت أمریکا که فتنه انگیزی نموده یادولت عراق که جنک را برماتحمیل نموده یا جمهوری اسلامی که مبلغ575میلیارددلاربابت غرائم مجروحان ناشی از جنگ طی قطعنامه 598سازمان بین المل دریافت نموده است من نیروی رسمی این نهادبوده ام تاقدرت وتوان ونیروی جوانی راداشتم ازمن کارکشیدند همیکه درجنگ همه چیزم بالاخص حافظه وخون دررگهایم راازدست دادم مراباید رهاسازند طبق کدام دین، کدام آئین کدام مرام کدام قانون کدام مذهب آیاما دادمان رانزد کی وکجاببریم ازسال1375تاکنون بیش از2000نامه وشکایت به مقامات مربوطه ازطریق پست پیشتازوسایتها وایمیل ها ارسال اما بدون نتیجه است نسل سوم مجروحان جنگ جهانی دوم درکشورهای غیرمسلمان حقوق دریافت میکنند وقابل احترامند صدمتاسفانه درکشوری که دم ازاسلام قرآن درسایه رهبری جانشین امام عصر(ع) زدندگی میکنم مسئولین سپاه سمیرم هزینه درمان پزشکی وحتی بیمه مرا قطع ونان عائله صغیرم رابریدندمسئولین بنیادجانبازان وبنیادشهید از30/10/80که سپاه گواهی مجروحیت مرااعلام نموده است ازهیج خدمتی که درحد توانشان وقانونشان بوده ازما دریغ ننموده اندوتازنده ام دعاگویشان وتاصف محشرشرمندهشان هستم اگرمسئولین سپاه حداقل 5سال بعدازمجروحت دست ازلجبازی وکینه توزی برمی داشت و به وظیفه وقانون وبه فرمان امام راحل ورهبر عالیقدرانقلاب احترام قائل بودند وعمل مینمودو اعلام گواهی مجروحیت مینمود وبه ماحق زندگی کردن نه زنده ماندن میدادند امروزنبایددرمقابل عائله ام وبانک هاومردومی که ازمن ادعای طلبکاری می کنند شرمنده وسربه زیروخجالت زده باشم من وخانواده ام به خاطررضای خداونداست وحیثیت نظام جهت دریافت حق قانونی وحقوقی ام ازمورخه 6/2/1366تا30/10/1380راازسپاه پاسداران باتمام ضرروزیان همان طوری که قوبوض جرائم پلیس راه بعدازگذشت یکماه 2برابرمیگردد،دارم ازرهبرعالی قدروریاست جمهوری ومجلس شورای اسلامی قوه قضائی و فرماندهی محترم سپاه ووزارت اطلاعات ودولت مردان جمهوری اسلامی ایران وتمامی دست اندرکاران صدیق امام خمینی {ره}مگردروصیت نامه خوداعلام ننموده؟من درمیان شماباشم یانباشم به همه شماوصیت میکنم وسفارس میکنم مگذارید پیش کسوتان شهادت وخون درپیج خم زندگی روزمره خودبه فراموشی سپرده شوند؟کدام ارگان یااداره ای ازاین نظام برای سخنان بنیان گذارانقلاب ارزش قائل شدیدویااحترام گذاشتید به خداقسم اگریک ماه حقوقتان رانپردازنددست به اعتصاب وناسزاگوئی میزنیدوکفرمی گوئید خدائی وجدانتان راقاضی کنیدوببینید باامام راحل وسخنان وصیتنامه واهداف گوهربارش چگونه عمل نمودیدبجزبنیادشهید وجانبازان وخانواده های شهداجانبازان وایثارگران} کدامتان همگی دست بردست هم تابه هر طریقی ضربه برپیکره امام واهداف گوهربارش وانقلاب وانقلابیون واردنمائید}اماخداوندمی فرماید{مکروومکرالله واللهَ خیروالماکرین}همانطوری که شاهد بودیم الله انتقام ماوشهداوامام راحل وانقلاب راازعراق ودیگردشمنان چگونه گرفت{ واللهٍ سریع الحساب} حالاخوددانید عاجزانه تقاضای رسیدگی رادارم و مرابذل توجه عنایت فرمائید وچنانچه مسئولین درامررسیدگی مظلومانی چون من ضعیف و عاجزوناتوانند مجوزنصب وپخش این شکوائیه رابردرودیوارورسانه های خبری این مرزوبوم به هرنحوممکنی که اصلح میدانیدراهنمائی وارشادتاازطریق کمک های مردم سلحشوروهمیشه درصحنه موردبذل توجه و عنایت قرارگیرم تاازمدیونی مردم وبانکهاکه درزمان درمان
ومجروحییت متحمل گردیدم نجات یابم.آدرس استان اصفهان شهرستان سمیرم خیابان شهید زینعلی ده متری بنی هاشمی
کوچه ابوالفضل غربی پلاک32 تلفن 03223226216 بانهایت تقدیروتشکر 7/6/1385 علی اصغرشهبازی

با سلام

با عنایت به اینکه خود نیرو رأساً نسبت ه مطالبه و پرداخت حقوق، معوقات، پاداش و غیره اقدام می نماید لذا جنابعالی می توانید نسبت به طرح درخواستدر مدیریت ایثارگران نیروی مربوطه در سپاه پاسداران انقلاب اسلامی اقدام نمایید تا به نحو مناسب نسبت به موضوع رسیدگی شده و نتیجه اعلام گردد.

با تشکر


نوشته جناب علی اصغرشهبازی در تاریخ September 27, 2006 11:02 AM

5-

( بسم الله الرحمن الرحیم) ریاست محترم جمهوری اسلامی ایران جناب آقای دکترمحمود احمدی نژاد
با عرض سلام و صلوات بر محمد و آل محمد . احتراماً این جانب علی اصغر شهبازی فرزند حاج گران به ش ش 7883 اهل وساکن سمیرم جانباز 50% با کد رایانه ای 1014002533 مبنی بر اینکه در مورخه11/7/1361به عضویت رسمی سپاه سمیرم درآمدم ودرعملیات خیبر و، والفجر8 داوطلبانه حضور مستمرداشتم وبراثرترکش ازناحیه چشم راست سردست چپ شکم کمروشیمیائی وبراثرموج هردوگوش اعصاب روان به سختی مجروح شده ام وبا نداشتن15سال حافظه براثرموج سپاه سمیرم درمورخه6/2/1366مزایای حقوقی وبیمه درمانی مرا قطع نموده است وتا سال 1379ازگواهی مجروحیت اجتناب می نموده است وبنیاداز30/10/80 بعدازدریافت گواهی مجروحیت مرا تحت پوشش خود قرارداده است ازسال75 به بعد که حافظه ام روبه بهبودی صورت گرفت بامراجعات پی درپی به سپاه پاسداران سمیرم درسال85اعلام میدارند بعلت اینکه شما درسال63استعفاء نموده اید نمیتوانیم برای شما حتی قدمی برداریم!من درسال62به ندای هل من ناصرینصرنی امام(ره)لبیک گفتم وظیفه دانستم وغیرت وتعصب من اجازه ندادهمه چیزرانادیده بگیرم ومثل موش ترسو درسوراخم پنهان گردم در دی ماه62 طی حکمی داوطلبانه اعزام جبه های جنگ شدم وعاشقانه ازهردفاعی ورزمی وتلاشی درواحد سنگرسازان بی سنگر شب و روز رانمی شناختیم این اصل ورسالت من بود تا اینکه درعملیات خیبربراثرموج انفجارحافظه ام راازدست دادم وبراثرعوامل گاز خردل وبمبهای شیمیائی دچار مسمومیت ازناحیه ریه وپوست بدن بسختی حرکت میکردم بعدازتحمل چندماهی درمان نتیجه نبخشد طبق دستوردکترباطنی جهت درمان دریک مرکز پیشرفته با پایانیم موفقت نمودندآقای بهرامی فرمانده سپاه پاسداران سمیرم وعلی اصغر عباسی ودیگرمسئولین وقت بعلت این بیماری واگیردارمرابا 48ساعت بازداشت توسط زندان بان یا پاسبخش من رابابدنی مجروح وزخمی بازداشت تااستعفاء دریافت نمودند!- 1ازنظرقانون چون بنده حافظه ام دراثرموج بامشکل روبروگردیده است به هرطریق باطل می باشد؟2 چنانچه استعفاءعاقلانه باشدچرامسئولین وقت اگر راست میگویند وکتمان نمی نمایندچرابامن درسال63بقول خودشان تصفیه ننمودند؟3چرادرسال66 اعلام گواهی مجروحیت ننمودتامسئولین وقت بنیادشهیدتصمیمی که درسال79 اجرانمود اند درسنه70اجرانمایند تا همسرجوان من مجبور به خدمتکاری و..... نباشد شما نام این جنایت راعدالت می نامید؟4 پس بمبهائی که عراق واسرائیل واشغالگران روی سرخانه وزنان وکودکان غیرنظامی وبی دفاع میریزند چه فرقی داردآنها رحمت میکنند ویکباره جان ها را تمام میگیرند؟5 شما نان زنان وکودکان راقطع میکنید تاشکنجه های روحی وروانی ودرمقابل دشمنان خواروذلیل ودشمن شادگردند؟6 اگر استعفاءصحت بود چرامرابعنوان پاسدار رسمی طی حکمی در دی ماه سال63به جبه اعزام نمودند!7 من درعملیات والفجر8براثرمجروحیتهای فوق الذکرهمسر من مبلغ22میلیون تومان بابت هزینه درمان من درزمان مجروحیت مقروض بانکهای این شهرستان میباشد.واین است رسالت یک زن بخاطریک کلمه بله درزمان نکاح وصیغه عقد! 9 ومن درهیچ موقع از زمان ازفرمان اولعمرزمانی! رسالتم اجازه سرپیچی رابمن ندادواین افتخار وسربلندی من است درپیشگاه احدیت ووژدانم!امامسئولین سپاه پاسداران سمیرم به اندازه یک بله گفتن نیمه انسان برای مسئولیت واولعمرشان ارزش قائل نشدند نه به تعهدهای خویش عمل کردند ونه به سخنان گهر بارامام(راحل)احترامی قائل شدند ونه برای قوانین نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران ونه به صغیر رحم میکنند ونه به کبیرحق همه راظایع وپایمال میکنند!10 بامنطق كدامين عدالت مي توان توجيه نمودكه يك نيروي انساني ومجروح اینطورروحیه وانرژی بخشدند! وتاروزی که خشم خداوندظاهروتروخشک راباهم بسوزاند..شهیدبزرگوارحضرت آیت الله دکتربهشتی فرمودندهرشهیدی که ازمقابل مردم میگذردمردم مابیدارتروهوشیارترمیگردند.حال هرچقدرمارامحاصره اقتصادی قراردهید ومراآزاروشکنجه روحی وروانی دهیدمادرجستجوگری ونوشتن تلاش بیشتری میکنیم وآگاهترمیشویم من ازتمامی مسئولینن نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران و دست اندرکاران مربوطه صدیق چیز باارزشی که درتوانتان نمباشد نمی خواهم!من حقوق عائله صغیرانم را ازمورخه6/2/66تا30/10/80که سپاه درزمان مجروحیت ودوران نقاهت وبیمه درمانیم را به هرطریق نپرداخته است باتمام ضرروزیانهای که متحمل گردیده ام رامیخواهم!البته انراهم بخاطرپرداخت مغروضیتهائی که همسرم به بانکهای این شهرستان بابت هزینه درمان ومخارج روزعائله صغیرم مصرف نموده است میخواهم ودرپایان غیرت یکزن خیلی زیادتر ازاین سخنان است!چون با کهنه شوئی ونان پزی وخدمتکاری زنان ثروت مندان باهزاررنج ومشقت درسنگرزندگی دوشادوش ازپرستاری جانبازی اعصاب وروان وفرزندانی صغیرو فقر وتهی دست وهزارا ن مشقت های دیگرتن بذلت وخواری ندادمافقط زنده ماندیم نه زندگی کردیم دریک مملکتی که خاک وسنگش همه جواهر است وهم میفروشید هزارآفرین به این شیرزنان عرصه میدان تاریخ آری این است! بساافتخاریست برای سردمداران سپاه ازقطع کردن نان زنان وکودکان بی پناه! رسالت سپاه دردفاع وحمایت ازنیروهایش وزنان وکودکان مملکتش بی نظیراست وقابل بیان وتحریرنمیباشد و !دریکی نامه محال است تحریر.یکهزارنامه میخواهد باعمرنوح.وتاکنون بیش از2000نامه فرستادم اما.... چنانچه مسئولین نظام مقدس جمهوری اسلامی ایرن درامررسیدگی عاجزوناتوانند مجوزارسال شکوئیه هایم را ازطریق سایتها به سازمانهای اسلامی وبین المللی دنیا صادرتاارسال نمایم وسلام
ستمگرچوبرف ستمکش چوکوه شده برف آب بجا مانده کوه
باتشکر علی اصغرشهبازی 6/7/


نوشته جناب علی اصغرشهبازی در تاریخ September 29, 2006 11:53 PM

6-

سلام خوبی رفیق
وجدان تنها محکمه ایست که احتیاج به قاضی ندارد امام علی (ع)


نوشته جناب شهبازی در تاریخ November 9, 2006 7:13 PM

7-

من جزء 5 دسته ی اول نیستم. جزء دسته ی ششم بودنم رو هم خداست که باید تعیین کنه. فقط می تونم بگم اینا یه برداشت شخصی و ناآگاهانه از بسیجه. داری از فاصله ی دور نظر میدی. بیا تو برادر. با همه ی این دسته هایی که گفتی از نزدیک حرف بزن و آشنا شو و بعد نظر بده.منم یه کم گیجم ولی راهم رو گم نکردم. هنوز می تونم درست و غلط رو تشخیص بدم. وقتی بسیجی های این دوره رو میبینم تا چند روزی دپرس میشم ولی این باعث نمیشه همه چیز رو رها کنم. منم یه وقت هایی از نظام ناراضی بودم، یه جاهایی حقم خورده شده ولی فقط اون افراد رو بی لیاقت و نامسئول می دونم نه نظام و رهبر و ... . به نظر من اگه کلاهی سرمون میره،در درجه ی اول خودمونیم که این اجازه رو میدیم. هر اتفاقی که بر خلاف میلمون رخ میده باعثش اعمال خودمونه حتی اگه به یاد نیاریم. به هر حال امیدوارم راهت رو پیدا کنی.
خداهافظ برادر
خواهر کوچک بیست ساله ی بسیجی تو
مریم.د


نوشته جناب مریم در تاریخ November 14, 2006 2:43 PM

8-

سلام از سایت خوبتون ممنونم .اطلاعات زیادی بدست آوردم....


نوشته جناب یاسمین در تاریخ December 16, 2006 9:34 AM

9-

من از شما ممنونم که یک همچین سایتی را برای بسیجیان فراهم آورده اید


نوشته جناب علی در تاریخ December 16, 2006 10:51 PM

10-

چرا هر حرفي رو باور مي كني.
نمي فهمم تو چه مشكلي با قاليباف داري؟


نوشته جناب م.ح در تاریخ December 19, 2006 2:47 AM

11-

سلام
خسته نباشید
یکم از مشکلات بسیج نواحی استان تهران هم بنویسید.
شهریار


نوشته جناب مهدی اصولی در تاریخ December 22, 2006 1:53 PM

12-

همین بچه های بسیجی کم سن وسال هستن که مملکت را به لجن زار تبدیل کردن تا پست میدی خودشونو گم می کنن . در ثانی سپاه راه خودش را گم کرده است


نوشته جناب صبا در تاریخ December 23, 2006 1:03 PM

13-

براي ما هم بديد


نوشته جناب مجيد در تاریخ January 21, 2007 3:16 PM

14-

بسیجی واقعی کسی است که زبان مادریش را انکار نکند


نوشته جناب h-p در تاریخ February 24, 2007 12:15 AM

15-

آلی است الی


نوشته جناب مرتضی در تاریخ April 15, 2007 9:46 AM

16-

بسم الله الرحمن الرحیم
رهبرعالیقدروفرمانده کل قوا،فرماندهی محترم کل سپاه پاسداران فرماندهی ستادمشترک سپاه،اداره حقوقی ریاست جمهوری، مجلس شورای اسلامی قوه قضائی، مقننه، مجریه، وزات اطلاعات،جمهوری اسلامی ایران امام جمعه ها استانداران فرمانداریها آقایان سردمداران نظام مقدسجمهوری اسلامی ایران با عرض سلام و صلوات بر محمد و آل محمداین حکایت رابادقت بخوانیدتاروزقیامت که درمقابل خداعریانیدابرازبی اطلاعینکنید .
احتراماًاین جانب علی اصغر شهبازی فرزند حاج گران به ش ش 7883 اهل وساکن سمیرم جانباز50درصدباکدرایانه1014002533 به استحضارمي رسانم15خرداد57بخاطرپخش اعلامیه اسیرساواک وکشیدن ناخنهاوشکنجهای روحی روانی بودم ودی بهمن ماه57اسیرزندانهای نظامی اصفهان بودم و در مورخه11/7/1361به عضویت رسمي سپاه پاسداران شهرستان سميرم استخدام گرديدم و به نداي امام (ره)لبيك ودرعملیات خیبرووالفجر8 داوطلبانه حضور مستمرداشتم و براثر تركش ازناحیه چشم راست، سر، دست چپ، شکم کمر،سر،وبیمارواگیردارپوستی دراثربمبهای شیمیائی، به سختی مجروح شده ام وبراثرموج انفجاركاهش شنوايي هردوگوش، و اعصاب وروان، مادام والعمر وازدست دادن 15سال حافظه، مسئولين وقت سپاه سمیرم بعلت ازکارافتادگی کلی درمورخه6/2/1366مزایای حقوقی که نان روزفرزندان صغیروخردسال، وبیمه درمانی که کم هزینه درمان آنروزهای بحران مرا قطع نموده است وحتی نان روزعايله ام،و تاسال 1379ازاعلام گواهی مجروحیت اجتناب می نموده است وبنیادشهیدبعددریافت گواهی مجروحیت از30/10/80مراتحت پوشش، قرارداده وازمورخه6/2/1366 تا30/10/80 هزينه درمان مجروحيت ومخارج روزعايله ام باکیست چه کسی جواب گوست وبه همين دليل جهت هزينه درمان مجروحيت ومخارج روزعايله ام مبلغ220000000ميليون ريال به بانك هاي اين شهرستان بدهكارگرديده ام هزينه درمان ومخارج عايله مجروحان ناشي از جنك دردوران نقاهت وبعدازأن كه مسئولین وقت سپاه پاسداران سمیرم جهت ضربه زدن برپیکر انقلاب آنراقطع نموده برعهده كدام كشوروكدام دولت است دولت أمريكا كه فتنه انگيزی نموده يادولت عراق كه جنك را برماتحميل نموده يا جمهوري اسلامي كه مبلغ575ميليارددلاربابت غرائم مجروحان ناشی از جنگ طي قطعنامه 598سازمان بين المل دريافت نموده است من نیروی رسمی این نهادبوده ام تاقدرت وتوان ونیروی جوانی راداشتم ازمن کارکشیدند همینکه درجنگ همه چیزم بالاخص حافظه وخون دررگهایم راازدست دادم مراباید رهاسازند طبق کدام دین، کدام آئین کدام مرام کدام قانون کدام مذهب آياما دادمان رانزد كي وكجاببريم ازسال1375تاكنون بيش از2000نامه وشكايت به مقامات مربوطه ازطریق پست پیشتازوسایتها وایمیل ها ارسال اما بدون نتيجه است نسل سوم مجروحان جنگ جهاني دوم دركشورهاي غيرمسلمان حقوق دريافت ميكنند وقابل احترامند صدمتاسفانه دركشوري كه دم ازاسلام قرآن درسايه رهبري جانشين امام عصر(ع) زدندگي ميكنم مسئولین سپاه سمیرم هزینه درمان پزشکی وحتی بیمه مرا قطع ونان عائله صغيرم رابريدندوهمسرجوانم رادرآن زمان بحرانی باهمسری مجروح وفرزندانی صغیربیپناه رهاساختند ووومسئولین بنیادجانبازان وبنیادشهید از30/10/80که سپاه گواهی مجروحیت مرااعلام نموده است ازهیج خدمتی که درحد توانشان وقانونشان بوده ازما دریغ ننموده اندوتازنده ام دعاگویشان وتاصف محشرشرمندهشان هستم اگرمسئولین سپاه حداقل 5سال بعدازمجروحت دست ازلجبازی وکینه توزی برمی داشت و به وظیفه وقانون وبه فرمان امام راحل ورهبر عالیقدرانقلاب وقوانین نظام ووضیفه شرعیش احترام قائل بودند وعمل مینمودو اعلام گواهی مجروحیت مینمود وبه ماحق زندگی کردن نه زنده ماندن میدادند امروزنبایددرمقابل عائله ام وبانک هاومردومی که ازمن ادعای طلبکاری می کنند شرمنده وسربه زیروخجالت زده باشم من وخانواده ام به خاطررضای خداونداست وحیثیت نظام جهت دریافت حق قانونی وحقوقی ام ازمورخه 6/2/1366تا30/10/1380راازسپاه پاسداران باتمام ضرروزیان همان طوری که قوبوض جرائم پلیس راه بعدازگذشت یکماه 2برابرمیگردد،ادعای خسارت دارم ازرهبرعالی قدروریاست جمهوری ومجلس شورای اسلامی قوه قضائی و فرماندهی محترم سپاه ووزارت اطلاعات ودولت مردان جمهوری اسلامی ایران وتمامی دست اندرکاران صدیق؟ امام خمینی {ره}مگردروصیت نامه خوداعلام ننموده؟من درمیان شماباشم یانباشم به همه شماوصیت میکنم وسفارس میکنم مگذارید پیش کسوتان شهادت وخون درپیج خم زندگی روزمره خودبه فراموشی سپرده شوند؟کدام ارگان یااداره ای ازاین نظام برای سخنان بنیان گذارانقلاب ارزش قائل شدیدویااحترام گذاشتید به خداقسم اگریک ماه حقوقتان رانپردازنددست به اعتصاب وناسزاگوئی میزنیدوکفرمی گوئید خدائی وجدانتان راقاضی کنیدوببینید باامام راحل وسخنان وصیتنامه واهداف گوهربارش.وبامردم چگونه عمل نمودیدبجزبنیادشهید وجانبازان وخانواده های شهداجانبازان وایثارگران} کدامتان همگی دست بردست هم تابه هر طریقی ضربه برپیکره امام واهداف گوهربارش وانقلاب وانقلابیون واردنمائید}اماخداوندمی فرماید{مکروومکرالله واللهَ خیروالماکرین}همانطوری که شاهد بودیم الله انتقام ماوشهداوامام راحل وانقلاب راازعراق ودیگردشمنان چگونه گرفت{ واللهٍ سریع الحساب} حالاخوددانید بنده تقاضای رسیدگی وانتقال این گفته های حقیقت وباواقعیت رابه تمامی نسل های آینده رادارم و مرابذل توجه عنایت فرمائید وچنانچه مسئولین درامررسیدگی مظلومانی چون من ضعیف و عاجزوناتوانند مجوزنصب وپخش این شکوائیه رابردرودیوارورسانه های خبری این مرزوبوم به هرنحوممکنی که اصلح میدانیدراهنمائی وارشادتاازطریق کمک های مردم سلحشوروهمیشه درصحنه موردبذل توجه و عنایت قرارگیرم تاازمدیونی مردم وبانکهاکه درزمان درمان ومجروحییت متحمل گردیدم نجات یابم.آدرس استان اصفهان شهرستان سمیرم خیابان شهید زینعلی ده متری بنی هاشمی کوچه ابوالفضل غربي پلاک 32تلفن03223226216
امام حسین (ع)فرمودند:آگرغیرت ندارید جوانمرد باشید

بانهایت تقدیروتشکر
علی اصغرشهبازی
2ا/7/1385


نوشته جناب علی اصغرشهبازی در تاریخ May 2, 2007 3:48 AM

17-

معلومه دو روزه اومدی تو بسیجو یه سر چرحوندی که بگی بله ما کلی واسه خودمون با حبریم. هنوز نمی دونی کسی تو بسیج پول نمی گیره. این حرفو شاید هیچ کس باور نکنه. بسیج تا توش نری و توش غرق نشی نمی فهمی.من هزار تا از این سایتا رو دیدم. هنوز طرف نمیدونه بسیج چیه یه جوری سحنرانی می کنه که کسی ندونه فکر میکنه با چه نابفه ای روبرو شده.
-----------------------
dooste man be 10 saal nemigan 2 rooz!
va manzoor az pool boodje bood ... boodje ke midooni chie ishala?
baraye yaadvaare shohadaa mishe gereft
baraye kaare farhangi
az shahrdaari ... az naahie ...
poole benzine motor o mashine bachehaa chi? baraye charkh zadan o eshgh o haal o gir daadan o khandidan ...
are khob ... raast migi
too site o weblogaa az in harfaa ziade ... shoma baavar nakon
HAME doshmanan ... faghat shoma delet baraye in mamlekate ofoonat zade misooze ...


نوشته جناب محسن در تاریخ May 5, 2007 11:59 PM

18-

واقعا متاسفم برای شما که از بسیج که ناموستان را در برابر صدام حفظ کرد اینجور برداشتی دارید انشاءالله اگر آمریکا حمله کرد انوقت میفهمی که چه کسی باید شلوارت را حفظ کند که آمریکائیها پایینش نیاورند


نوشته جناب نجم الدین در تاریخ May 21, 2007 11:03 AM

19-

اگر ما بسیجی ها نباشیم آمریکامی تواند هر بلایی سر شما بیاورد


نوشته جناب آریا در تاریخ July 6, 2007 4:41 AM

20-

با سلام خدمت برادر گرامی
امیدوارم حالتان خوب باشد
بسیج لشکر مخلص خداست البته اگر بسیج بسیج واقعی بوده و بسیجیان جهت رضای خدا و خدمت به خلق آمده باشند نه برای سود جویی و سوءاستفاده .
در ضمن اگه خالص باشیم و برای خدا بجنگیم دیگر کسی جرئت گزافه گویی و یاوه پرانی نخواهد کرد .
امیدوارم موفق و پیروز باشید


نوشته جناب محسن در تاریخ July 10, 2007 11:48 PM

21-

آخر نفهمیدیم تو موافق بسیجی یا مخالف فقط این معلومه که خودت تو عمق بسیج بودی و تمام موارد را مو به مو می دانی
البته خودتم نمی دونی انتقاد میکنی یا تشویق
البته این بسیج الان انتقادش بیشار از تشویقشه
ولی به طور کل همه چی خوبه به شرطی که ازش خوب استفاده بشه
از بسیج الان کمتر جنبه خوبشو استفاده می کنن


نوشته جناب محسن در تاریخ July 11, 2007 12:01 AM

22-

بسیج یعنی : کم کردن خدمت سربازی


نوشته جناب سعید در تاریخ July 18, 2007 5:59 PM

23-

آدم میتونه 10 سال یه جا باشه ولی به اندازه دو روز هم نفهمه، تو بسیج هم آدم مشکل دار هست ولی دلیل نمیشه همه اینجوری باشن. فقط من دلم واسه مملکت نمیسوزه ولی اگه تو با بسیج مشکل داری دلیل نمیشه بسیجیا رو لجن مال کنی. ضمناً معلومه یه عقده ای داری. خودت خ.شت می یاد یکی واسه خواهر مادرت کنار خیابون بوق بزنه بهش چیزی بگی برگرده بهت بگه میرم ازت شکایت می کنم؟ بعدم ما فرق پول و بودجه رو می دونیم. جوسازی الکی نکن. منظورم این جملت بود که مافوقش تو یه ماه بیشتر از یه سالش در می یاره. تو بسیج اگه پولی به کسی بدن در حده اینه که کرایه رفت و آمدتو بدی تهشم دو تا ساندویچ واسه خودت بخری. اگه هم کسی نخواد تو این وضعیت امروز جامعه خراب نشه بره تو بسیج جرم کرده که مسخرشون می کنی؟ بسیج هیچ چیزش زوری نیست. بخوای کار کنی بهت میدون می دن نخوای هم کاری باهات ندارن. کارت عادیتو می گیری میری پی زندگیت. نه مجبورت می کنن بری ایست و بازرسی نه جبهه جنگ. ولی اگه هرجای این مملکت بودی کارتو درست انجام بده لازم نیست حتماً کارت بسیج داشته باشی. مزایا و تسهیلات بسیج واسه اونایی هست که کار می کنن. مثلاً سهمیه دانشگاهو اونی میگیره که 4 سال سابقه فعال داره. فکر نکن به همین راحتیه. این 4 سالو فرماندت باید تائید کنه. به نظر شما کسی که 4 سال از عمرشو می ذاره واسه هزار جور کار فرهنگی و ورزشی و آموزش و ... لیاقت اینو نداره که حداقل یه دانشگاه آزاد بره؟ سهمیه واسه سراسری نیست. تو بسیج از رده های بالا خیلی سختگیری میشه تا پایگاه ها کارای فرهنگی و ورزشی انجام بدن. بیشترین بودحه هم برای این کاراست. اگه سوأل دیگه ای هست در خدمتم.


نوشته جناب محسن در تاریخ August 31, 2007 11:35 PM

24-

دوست عزیز سلام و بدون قدرتطلبی در بسیج جایگاهی ندارد و این حس اعتلاطلبی شما باعث شده چنین تفکر به ظاهر عقل پسند پیدا کنی ولی بدون بسیج مدرسه عشق است نه دانشگاه کالیفرنیا یا علی مدد


نوشته جناب شهید اشرفی در تاریخ September 18, 2007 12:18 AM

25-

بسم الله الرحمن الرحیم
باتشکر اززحمات مخلصانه شما وهمکارانتان


نوشته جناب مهربان در تاریخ September 20, 2007 3:19 PM

26-

در مورد بسیج مدرسه ی عشق است مطلبی بگذارید.


نوشته جناب محمد در تاریخ October 29, 2007 7:14 PM

27-

بسیج دیده بیدارعشق است


نوشته جناب عبدالله در تاریخ October 31, 2007 5:01 PM

28-

امان ازعدالت حيهات من ذله


نوشته جناب علي اصغر در تاریخ January 16, 2008 2:38 AM

29-

بسم الله الرحمن الرحیم
به _ بسیج و بسیجی و این حرفها : مدیر محترم : گرامیان و محترمان عزیز شما را به آن خدائی که برایش نماز میخوانید کمکم کنید نامه مرا بخوانید و مرا راهنمائی کنید ظلم زیادی ناخواسته در حق من شده
از _ داریوش احمد رضا بهمنیار جانباز از کار افتاده بسیجی 23/12/1386
کد جانبازی _ 0919025421 درصد جانبازی پانزده درصد
مدت حضور در جبهه های حق علیه باطل شش ماه در دو نوبت 1360 تا 1361
احتراما اینجانب در عملیات آزاد سازی خرمشهر بر اثر اصابت گلوله کالیبر پنجاه به ران پای چپم دچار شکستگی باز استخوان ران پا شدم که تمام استخوان های رانم بیرون آمدند و خودم استخوان ها را میدیدم و هفت دفعه من را در مدت دو سال عمل جراحی کردند و دو دفعه از لگن من استخوان برداشتند و به ران من پیوند زدند و چون بیست سال دنبال پرونده جانبازی خودم را نگرفتم حق مرا بسیار زیاد پایمال کرده اند چرا که در زمان سربازی در زمان جنگ به من پنجاه و پنج درصد جانبازی دادند و من را معاف دائم کردند چون در زمان جنگ آدم چلاق مادرزاد را معاف نمیکردند بلکه حداکثر معاف از رزم میشد یا اگر از چند جا شکستگی داشت معاف شش ماهه یا یک ساله میشد و حالا که از کار افتاده کامل شدم و نمیتوانم کار کنم در کمیسیون پزشکی به من پانزده درصد جانبازی داده اند و طبق گفته آقای دکتر ایجادی رئیس کمیسیون پزشکی مرکز در تهران در سال هزار و سیصد و هشتاد و دو به من گفتند دکترهای کمیسیون پزشکی طبق دستور العمل در صد میدهند و شکستگی معمولی ران بین ده تا بیست درصد جانبازی دارد و شکستگی باز ران بین بیست تا سی درصد جانبازی دارد و آنها به اشتباه به تو شکستگی معمولی داده اند زیرا در پرونده پزشکی تو نوشته شکستگی باز ران پا و جدای از ران باید به لگن و زانو و ساق پای شما هم درصد جداگانه بدهند چون از لگن من دو دفعه استخوان برداشتند و به ران من پیوند زدند و پلاتین چهل سانتی را با پیچ و مهره از لگن وارد استخوان ران من کردند و زانوی پایم چون از ساق پای من میله رد کردند و هجده کیلو وزنه را آویزان کردند باعث شد مفصل های زانوی پای من با اینکه دو سال فیزیوتراپی رفتم خشک شود و زانوی پایم خم نشود و الان که دیگر اصلا خم نمیشود و همچنین آقای دکتر ایجادی به من گفتند تو به خاطر لکنت زبانت نمیتوانی در کمیسیون پزشکی حرف خودت را واضح بزنی آخه بر اثر اصابت گلوله کالیبر پنجاه به من که یک نوع ضد هوائی میباشد به من شوک دست داد و من وقتی عجله میکنم یا اعصابم خراب میشود دیگر زبانم قفل میشود و در کمیسیون پزشکی نمیتوانم حرف خودم را واضح بیان کنم و هر چه میکشم از این لکنت زبان من است و همچنین در کمیسیون پزشکی دکترها میگویند همان اول باید دنبال پرونده خودت را در بنیاد جانبازان میگرفتی و لگن و زانو و ساق پایت را هم در برگه جانبازی خودت اضافه میکردی خودشان میگویند تمام مدارک پزشکی تو درست است و حق تو خیلی بیشتر از پانزده درصد است ولی در نامه تو نوشته اصابت گلوله کالیبر پنجاه به ران پای چپ و ما نمیتوانیم به لگن و زانو و ساق پایت درصد بدهیم آقای دکتر ایجادی همچنین گفتند باید کمیسیون پزشکی خاصی برای تو در نظر بگیرند یا طبق مدارک پزشکی خودت غیابا به تو درصد بدهند و یا در کاغذی بنویسی (شکستگی باز استخوان ران پا (فمور) بین بیست تا سی درصد است) و در کمیسیون به دکترها نشان بدهی و با اینکه از آن موقع بیشتر از چهار سال گذشته هنوز مرا به کمیسیون پزشکی نبرده اند با اینکه متولد تهران هستم پرونده جانبازی مرا به تهران منتقل نمیکنند و چهار سال است که مرا به کمیسیون پزشکی نبرده اند به بنیاد جانبازان و امور ایثارگران بارها نامه نوشتم ولی هیچ جوابی به من نمیدهند الان از کار افتاده هستم و زن و بچه ام در خانه مادر زنم در تبریز زندگی میکنند چون در تبریز ازدواج کردم و مادرم بچه تبریز است و خودم الان در شهر پدری خودم در خانه پدری زندگی میکنم و از کاشمر به جبهه اعزام شدم وضع زندگی من بر اثر فقر فلاکت بار شده نه میتوانم کار کنم و نه حقوقی به من میدهند فقط یک سال است سپاه پاسداران کاشمر ماهی یکصد هزار تومان به من حقوق میدهد که آن هم کد حقوقی ندارم و نه عائله مندی و نه پاداش و نه عیدی به من نمیدهند نمیدانم چه کار کنم شما را به خدا قسم میدهم مرا از این زندگی فلاکت بار نجات بدهید یا به سپاه پاسداران کاشمر قسمت ایثارگران آقای روزبه بگوئید که لگن و زانو و ساق پا را به پرونده ام اضافه کنند یا دستور بدهید پرونده جانبازی مرا از بنیاد جانبازان کاشمر به بنیاد جانبازان تهران منتقل کنند چون متولد تهران هستم یا دستور بدهید طبق دستور العمل دکترهای کمیسیون پزشکی شکستگی باز ران پا را به من بدهند که بین بیست تا سی درصد است و در پرونده پزشکی من موجود است و لگن و زانو و ساق پایم را هم که از عوارض ثانویه است به آنها هم درصد جداگانه بدهند تمام مدارک پزشکی من در پرونده جانبازی من موجود است و الان لگن من سالی دو بار چرک میکند که هر دفعه باید دو هفته در بیمارستان بستری شوم و یا کمیسیون پزشکی خاصی به صورت علنی یا غیر علنی برای من در نظر بگیرند شما خودتان اگر از آقای دکتر حسین دهقان رئیس بنیاد شهید و امور ایثارگران بپرسید یا از دکترهای کمیسیون پزشکی بپرسید شکستگی باز ران پا چقدر است به شما خواهند گفت بین بیست تا سی درصد است آخه چطوری به من این قدر ظلم کرده اند و پانزده درصد به من جانبازی داده اند حالا لگن و زانو و ساق پای من که درصد جداگانه دارد کد جانبازی من هم _0919025421 _میباشد که میتوانید تمام مدارک پزشکی و جانبازی مرا ببینید شما را به آن خدائی که برایش نماز میخوانید کمکم کنید به خدا خجالت میکشم این حرف ها را بگویم ولی برای پسرم که در تبریز در دبیرستان پیش دانشگاهی درس میخواند پول ندارم که کتاب برایش بخرم حتی سالی یک مرتبه بیشتر نمیتوانم به بچه هایم در تبریز سر بزنم چون زانو و لگن من به من این اجازه را نمیدهد که بیست و چهار ساعت در اتوبوس بشینم زنم میگوید پسر دائی من چهل درصد جانبازی دارد هم کار میکند هم حقوق میگیرد و من را بی عرضه خطاب میکند و مرا تهدید به طلاق کرده است نمیدانید به چه وضع فلاکت باری افتاده ام بر اثر مصرف آمپول های کورتون و مشابه دچار پوکی استخوان شدید شده ام و بر اثر مصرف قرص های درد دچار زخم معده شده ام لااقل مرا سر کار آسانی بگذارند تا بتوانم خرجی خودم را در بیاورم میگویند دیر اقدام کردی آخه من برای تکلیف برای خدا و اسلام و ایران به جبهه رفتم و میگفتم نباید به خاطر پول اجر خودم را از بین ببرم الان هم اگر زن و بچه نداشتم مثل همان بیست و چند سال قبل دنبالش را نمیگرفتم از شما عاجزانه و عاجلانه درخواست میکنم فکری برای من بکنید نگذارید زندگی من از هم بپاشد خداوند تبارک و تعالی شما و خانواده گرامیتان را همیشه سرافراز و سربلند گرداند و به شما اجر نیکو بدهد خدانگهدار شما باد
کاشمر _ خیابان مدرس _ مدرس9 _ دومین کوچه سمت چپ _ پلاک8
تلفن 05328243493 تلفن همراه 09359725407 _ صدور شناسنامه حوزه 2 تهران
ایمیل من darbbahmaneyar@yahoo.com محل تولد : تهران _ نام پدر : غلامرضا
وبلاگ من www.bahmaneyar.blogfa.com شماره شناسنامه : 69613
داریوش احمد رضا بهمنیار جانباز بسیجی


نوشته جناب داریوش احمد رضا بهمنیار جانباز بسیجی در تاریخ March 17, 2008 12:55 AM

30-

بسم رب الشهداء والصدیقین
اگر بسیجی های این زمان نبود مملکت ما از این وضعیتی که داره(بی حجابی و...)بدتر می شد.
قدر بسیجی ها رو بدونید


نوشته جناب حبیب در تاریخ May 15, 2008 7:55 PM

31-

ای بسیجی ها٬ زمان را بــاد برد
آرزوهـــای نهـــان را بـــاد بــرد
فرصت جان راسپردن هم گذشت
بخت حتی خوب مردن هم گذشت....
راستی امام فرمود: بسیج لشگر مخلص خداست.
واقعا این جمله با بسیج این زمونه ........


نوشته جناب نوید در تاریخ May 20, 2008 12:42 PM


نظر شما