از ندیده گرفتن و ماست مالی کردن گذشته خوشم نمیاد، ولی میگم آدم باید از یه جایی شروع کنه
مهم شروع کردنه و جدی بودن و ادامه دادن ِ شروع و رسوندنش به یه مقصد امن و درست از همون لحظه ای که آدم تصمیم میگیره و بلند میشه میتونه شروع کنه
مهم نیست که بعضیا اسمش رو بذارن تحول یهوئی و از این روو به اون روو شدن و بدشون بیاد
اتفاقاً برعکس، فکر میکنم یه سیر تدریجی و تکاملیه که به مرور شکل گرفته ولی ناگهانی خودش رو نشون میده و بروز میکنه و دیگه اینکه اگر قرار باشه آدم برای اون بعضیایی که همیشه بودن و هستن و معمولاً هم اکثریتن زندگی کنه ... دیگه اسمش زندگی نیست ... مردگیه
میدونی این شروع کردنه وقتی خوبه که نمودار زندگی آدم از اون پایین و تاریکی بیاد بیرون و بکشه بالا و مصعود بشه... بعد، بعد از یه مدت ِ نه چندان طولانی که گذشت، برایند زمانیش رو که بگیری میبینی کل زندگیت هم مسعود شده و یه فایده ای داشته و اون پایین نمونده و دور خودت دست و پا نزدی
دیگه کار از این گذشته که بگم شاید وقتش الان باشه ... حتماً وقتش الانه
داشتم فکر میکردم سه سال از عمر این وبلاگ گذشت و چهار سال هم از عمر نوشتنم و بیست و سه سال هم از عمر خودم میخوام بگم چیزایی که نوشتم، به جز یکی دو نوشته، همش شد لودگی و تفاله های ته ِ ذهن و بیتعارف به اعتقاد نویسنده در اکثر مواقعی که این ستون رو خوندین وقتتون رو تلف کردین و البته همینجا عذر میخوام چیزایی که بیشتر بهشون فکر کردم رو کمتر نوشتم و چیزایی که نوشتم بی اهمیتترین چیزای زندگیم بوده [ بازم به جز یکی دو تا نوشته ] از این به بعد میخوام برعکس باشه
به لطف خدا فکر میکنم چزایی که میخوام بگم رو همونجوری که منسجم توی ذهنم دارم بتونم بنویسم
خب برای شروع چی لازم داریم؟ هدف رو بشناسیم راه ِ رسیدن به هدف رو بشناسیم وسایل لازم برای رسیدن به این هدف رو داشته باشیم نحوه ی استفاده از این وسائل رو بلد باشیم و به وقت به کار ببریم از راه منحرف نشیم و در نهایت برسیم به اون هدفی که میخوایم و هدفمون بوده
شما هم کمک کنید لطفاً و اگر سوال و مسئله و نکته ای به ذهنتون میرسه دریغ نکنید و بگید
ممنون
نوشته جناب Lord در تاریخ: June 29, 2006 12:18 AM
لینک دنبالک: http://www.lostlord.com/cgi-bin/mt4rc2/mt-tb.cgi/877