به نظرم آینده نگری اصلاً این نیست که چهل سالگیت رو در نظر بگیری و دورنمایی از اون موقع رو برای خودت بسازی و اسمش بشه آینده نگری آینده نگری اینه که خودت رو توی چهل سالگی ببینی و بعد موردی و موضعی، کارهایی که الان داری میکنی رو بسنجی
یعنی ببینی الان که چهل ساله هستی و داری به گذشته ای که در واقع الان در حال اتفاق افتادنه ولی چون توی چهلسالگی هستی فکر میکنی که توی جوونیت اتفاق افتاده، نگاه میکنی، اون گذشته، تو رو راضی میکنه و فکر نمیکنی که اگر یه کار دیگه میکردی راضیتر بودی؟! یعنی فی الواقع اینکاری که الان داری میکنی به نظرت درسته اگر الان چهلساله باشی و در اوج کمال عقلی؟ فعلاً میزان و ملاک برای تشخیص خیلی از امور مهم زندگیم اینجوری نگاه کردن به قضیه ی آینده نگریه
شما هم یه امتحانی بکنید بد نیست اسمش رو بذاریم متد آینده نگری لرد! حتی اگه نخوام زیاد ازخودراضی باشم باید بگم از این کتابای بامزهی چگونه پولدار شویم مفیدتره!
پ.ن: البته طبق معمول این برای همه یکسان نیست آدمای چهل ساله ی بسیار احمق و کودنی رو سراغ دارم که نشانی از کمال عقلی توشون دیده نمیشه و برخلافش بزرگانی رو دیدم که سی سالگیشون هم در اوج بودن ... حالا ما کجای فاصلهی بین این دو گروه هستیم خدا داند ... ولی اینو مطمئنم که قطعاً آدم هرجای قضیه باشه میتونه خودشو بکشه بالا
نکته ی بعدی که امروز باهاش زیاد برخورد داشتم این بود که دیدم یه عده هستن که مدام میگن یا نصیب و یا قسمت حتماً دیدینشون از اینا زیاد خوشم نمیاد و فکر نکنم توو زندگی چیزی بشن و بیشتر اهل گشادیسم تشریف دارن تا تلاش! به نظرم آدمای حسابی و کاردرست، توی زندگی اول میگن یا مقصود و یا همت و بعد که این نیت رو اراده کردن، میگن یانصیب و یاقسمت. همین
والسلام
نوشته جناب Lord در تاریخ: August 17, 2006 3:18 AM
لینک دنبالک: http://www.lostlord.com/cgi-bin/mt4rc2/mt-tb.cgi/891