Info
با محتسب مگویید ...

سه نفر بی‌سیم به دست با ته ریش و لباس سفید از پژو 405 نوک مدادی که با سرعت میاد کنار خیابون پارک می‌کنه پیاده می‌شن ...

اولین دختر و پسری که دست توو دست همدیگه، دارن راه می‌رن و می‌خندن رو به زور سوار ماشین می‌کنن و می‌برن ...

تبریک می‌گم
به همین راحتی پنج نفر به بهشت رفتن ... سه نفر که از خود خدا ماموریت داشتن و دو نفر انسان گناهکار که توبه می‌کنن وخب خدا هم مهربان و بخشنده‌س و حتماً می‌بخشه و خلاصه رستگاری حاصل می‌شه ...

جناب آقای احمدی نژاد!
خیلی وقت بود که مردم ما از این صحنه ها نمی‌دیدن
راستش بسیج بعد از انتخاب شایسته ی شما یکی از ارکان قدرتمند نظام شد که بودجه‌ش چند برابر شده و در همه‌ی کارها دخالت می‌کنه ... حتی بر خلاف بخشنامه‌های نیروی انتظامی داره عمل می‌کنه ...
این درحالی بود که این نیروی مقاومت هشت سال در سطح جامعه منزوی بود و تنها هدفش حضور در صحنه و آمادگی جهت دفاع از کشور در مقابل دشمن داخلی و خارجی بود ...

حاجی جان!
سوال من اینه: اگر امام معصومی که دعای ظهورش رو اول سخنرانی‌هات می‌خونی، غائب نبود و با یارانش این دختر و پسر رو می‌دید، آیا دستور می‌داد ببرنشون توی زیرزمین مسجد زندانیشون کنن؟
و بعد هم اینجوریه که مأمورین ِ ایشون جهت خوش‌خدمتی و تکمیل گزارش فعالیت ِ پایگاه بسیج با دو تا سیلی ازشون تعهد نامه‌ی کتبی بگیرن که تووش قول داده باشن دیگه روابط نامشروع (!) نداشته باشن؟!
و خدا نکنه که اون بسیجی غیور از قیافه ی دختر و پسره خوشش نیاد ... کار به کلانتری و دادسرا هم خواهد کشید و چنان پدری ازشون درمیارن که ...

و البته کسی که رفیقشون باشه یا خودی باشه یا کارت و حکم داشته باشه ... هر غلطی بخواد می‌کنه و هیچ مرجعی هم نمی‌تونه جلوش رو بگیره ...
این "هر غلطی" فی الواقع یعنی هر غلطی
هر غلطی می‌تونه کلی بودجه ی بی زبون و کلی امکانات باشه که این آقای خودی با زد و بند و رفیق بازی و مخلصیم چاکریم تونسته بگیره و خرج خودش و خانواده‌ش می‌کنه ... یا مجوز ورود به یکی از خانه‌های عفاف باشه و یا حتی خیلی چیزای دیگه که شما به خاطر پاک بودن و به دور بودن ِ از این مسائل از اونها ناآگاه موندین ...

داش محمود گرامی!
مردم ما به اندازه ی کافی از گرانی اقلام مصرفی، قیمت بالای مسکن و اجاره بها و عدم امنیت در خیابان و منزل و هوا و زمین و آلودگی و مدیریت شهری ِ ضعیف و ناکارآمد و تحقیر‌های هر روزه و ادارات ِ وقت گیری که شما رئیس جمهور همه اش شده اید، رنجور و افسرده و ناراحت هستند و فکر می‌کنم براشون کافی باشه ...
یکی لااقل جلوی این دیونه‌های عقده‌ای که خودشون همه کاره‌ن رو بگیره!

والا آدم یاد لاشخورهای داروغه ی ناتینگهام میوفته !
با اون قیافه هایی که خبر از شرارت و پستی می‌ده، داد می‌زنن که شهر امن و امانه ...

پ.ن: آقا اینم بگم که در آخر تنها نتیجه ای که می‌شه گرفت اینه که آدم باید بزنه به در بیخیالی و هی بگه بیخیال و هی لبخند بزنه ... وگرنه مثل ما به همه‌جاش فشار میاد و آخر سر هم دق می‌کنه.

حرف آخر:

آتش زهد و ریا خرمن دین خواهد سوخت ... حافظ این خرقه پشمینه بیانداز و برو


نوشته جناب Lord در تاریخ: September 18, 2006 4:24 PM
لینک دنبالک: http://www.lostlord.com/cgi-bin/mt4rc2/mt-tb.cgi/900


نظرها:
1-

hi. rast migi
mikhastam begam fekr nemikoni moshkel hamin bi khialie!!!???
hala yeki mikhad darde sili ro bikhail beshe yeki ham.....


نوشته جناب parvaneh در تاریخ September 18, 2006 6:30 PM

2-

یه چیز دیگه هم هست....
واعظان کین جلوه در محراب منبر می کنند..... چون به خلوت می روند آن کار دیگر می کنند....
در ضمن... خبر نداری که تو اون زیرزمین که می تونه زیر هر جای دیگه غیر از مسجد هم باشه... چه بلاهایی که سر دخترهای مردم در نمیارن... خدا کنه اون بابا از ریخت دختره خوشش نیاد... می دونی وقتی از ریختش خوشش بیاد چی میشه؟!؟!؟ حتی نمی تونی تصورش رو بکنی... اینی که میگم حقیقت داره... از خود یکی از همین قربانی ها شنیدم...
واقعا که متاسفم.... در ضمن اینجا چقدر مفید و باحاله... خوشم اومد...


نوشته جناب بهزاد عبدی در تاریخ September 18, 2006 7:25 PM

3-

جانا سخن از زبان ما ميگويي(شعر رو درست نوشتم؟)
درود


نوشته جناب siavash در تاریخ September 19, 2006 12:01 PM

4-

سوختن و ساختن را خوب یاد گرفتیم


نوشته جناب روشنک در تاریخ September 19, 2006 7:34 PM

5-

واقعا حرف دل ما ها رو زدي ولي كو گوش بده كار ؟


نوشته جناب مهدي در تاریخ September 20, 2006 2:53 PM

6-

ezharate ahmadinejad ghabl az entekhabat raje be in chiza
http://www.youtube.com/watch?v=cr2R5bgQiGY&mode=related&search=


نوشته جناب رضا در تاریخ September 20, 2006 9:26 PM

7-

سلام. حتی بی خیال هم نمی شه موند. وقتی تصور کنی برای خودت یا عزیزانت همچین اتفاقی بیفته، به قول دوستمون این که اتفاق خاصی نبود. خدا کنه بعدش به خیر گذشته باشه. اوضاع خیلی افتضاح تر از اینیه که ظاهرا نشون می ده.خدايا آناني را كه بر ما رحم نمي‌آورند بر سر ما مسلط مگردان...


نوشته جناب فاطمه آسمون در تاریخ September 21, 2006 5:46 PM

8-

..برای بار چندم بهت پیشنهاد می کنم که رسمااعلام کنی که حمایتت از احمدی نژاد تو زمون انتخابات اشتباه بوده... یادت هست می گفتی ایشون تو زمان شهردار بودنش بلیت اتوبوسو گرون نکرده پس رئیس جمهور خوبی میشه...؟؟؟!!!!
=============
این بیشتر تحکم به نظر می‌رسه تا پیشنهاد
بعد وقتی من قبول ندارم که اشتباه کردم ... کلاً قضیه منتفی خواهد شد
در ضمن دلیل رای دادن به احمدی نژاد بلیت اتوبوس نبود!!
اون یه دلیل ِ بسیار بچگانه بود برای کسایی که بسیار بچگانه تر می‌خواستن به معین رای بدن یا رفسنجانی ...


نوشته جناب رهگذر بی نشان در تاریخ September 28, 2006 4:18 PM

9-

متاسفم برای خودم که ایرانی و مسلمانم و باید شاهد اینجور چیزها باشم بخدا مردن خیلی خوشایندتر است. خدایا خودت به خیر کن


نوشته جناب فاطمه در تاریخ October 9, 2006 2:03 PM

10-

من 20 سال سن دارم از همین الان تصمیم گرفتم تا قبل ار 30 خودمو ببندم از این ایران برم اخه چقد آخوند چقد عقب موندگی از همه لحاظ این از بانک اون از اداره اینم از اینترنت دانشگاه از کجا بکم آخه همه دنیا دارن تلاش می کنن ببینن جطوری میشه از زندگی بیشتر لذت برد بد اینجا هنوز بحث سر اینه که استین کوتا نپوش پاجه شلوارت کوتاهه از همه اینا بگذریم میخای ویزا کارت بگیری میگه خفه شو تو ایرانی هستی میخوای سرور بگیری میگه خفه شو تو ایرانی هستی تازه میخوای تولبار گوگل بگیری واسه قایرفاکس میگه خفه شو تو ایرانی هستی
تو نت که نمیشه رفت تو خیابونم که نمیشه رفت تفریحم که نداریم کارم که حلال درست نمیشه کرد یهو بریم بمیریم دیگه که چی بشه این زندگی...اما من نمیریم ادامه میدم تا اینا به هدفشون نرسن چون اینا همینو می خوان

------
باریکلا باریکلا ... ادامه بده عزیز جان
فقط زیاد جوش نزن!


نوشته جناب mehran در تاریخ October 21, 2006 8:39 PM


نظر شما