Info
نوشته های بعدی
در لطافت و حکایت!
...
Untitled 26
خداباوری، دینداری و رمضان

فیلسوف ِ پیر ، در آخرین لحظات عمرش نوشته بود: هنوز هم نمی‌دانم خدا و زندگی پس از مرگ وجود دارد یا نه
اما می‌دانم اگر انسانها به این‌دو اعتقاد نداشته باشند، سراسر دنیا را تباهی و سیاهی و نکبت خواهد گرفت

جالبه که یه فیلسوفی مثل زکریای رازی درست دیدگاه مقابل رو داره
می‌گه همه ی بدبختی‌های انسان‌ها به خاطر اعتقاداتشونه ...
اینکه از هم دور می‌شن یا دشمن می‌شن و به خون هم تشنه و گاهی یک کشور با کشور همسایه وارد جنگ می‌شه و عده ی زیادی کشته می‌شن و زنان و کودکان و پیرها قربانی ِ ادیان؛ همه ی اینها به خاطر باور داشتن ِ دین و برداشت‌ها و تفسیرهایی است که یه عده به اسم پیغمبر از اعتقاد به خدا و زندگی پس از مرگ ارائه دادن ...

یه دیدگاه سومی هم هست که می‌گه اگر تمام پیامبران و اولیای خدا در یک جا جمع بشن، هیچ تفرقه و تضادی بین حرفهاشون و هیچ دشمنی و نفاقی بین خودشون نمی‌تونین ببینین ...

می‌خوام بگم تاریخ رو که نگاه کنی ... تمام بدبختی بشر فقط به خاطر خودخواهی ِ خودش بوده
این وسط یه عده اومدن و راه رو نشون دادن و رفتن ...
و درست بلافاصله بعد از رفتنشون بوده که یه عده که به ظاهر آدمای خوبی بودن، اومدن و بساط خودخواهی ِ خودشون رو پهن کردن و اون چیزی که دوست داشتن و به مذاق خودشون خوش میومده رو به عنوان ِ راه نشون دادن و حتی تا تحریف تاریخ هم پیش رفتن ...

و این وسط همیشه آدمهای بی‌گناه و اون اعتقادات پاک و اصیل قربانی شده و شاهراه اصلی گم

بعد دیگه دعوا دعوای راه نیست ... دعوای بر حق بودن ِ آدما و بیراهه ها و نحله‌هائیه که آدما سر خودخواهی ِ خودشون ساختن ...
همه هم فکر می کنن خودشون باید بر حق باشن ... چون اینطور به خوردشون داده شده و چیزی غیر از باور خودشون در فکرشون نمی‌گنجه

خود ِ تو!
آره
از همون اول، تا چشمت رو باز کردی، اول اذان و اقامه گفتن توو گوشِت
قبل از غذا گفتی بسم الله و بعد از غذا گفتی خدایا شکرت
قبل از آب خوردن گفتی بسم الله و بعد از آب گفتی سلام بر حسین و لعنت بر یزید ...
و همه اینها اونقدر ملکه ی ذهنت شده که گاهی بدون ِ اینکه بدونی چرا، از سر عادت بازگوشون می‌کنی

توی مدرسه جزو درسات دینی و قرآن رو گذاشتن و یه معلم هم اومده که مثلا بینش بهت درس بده ...
و بینش برای تو یعنی محدود شدن از همه ی اون چیزهایی که همه دارن

مهمترین سوال بچه های راهنمایی میدونی چیه؟
اینه که آقا اجازه ؟ یعنی خارجیا هیچ کدوم بهشت نمی‌رن؟
می‌دونی ... آدم نمی‌دونه اگر جوابشون رو بده فردا باید جواب پدر و مادراشون رو چی بده ...
رو همین حسابه که نسل به نسل اینا رو بهت گفتن، تلقین دادن و تو باورشون کردی چون مجبور بودی ...
و این سیستم برای نسل های بعد هم همینجوری ادامه داره
ولو برای بعضی کمرنگ تر و برای بعضی پر رنگ تر 

برای اینکه یه وقت خدایی ناکرده شک هم نکنی، بهت گفتن که دین اختیاریه ... گفتن تو خودت باید با اصول عقلی خدا و صفاتش، پیامبران و روز قیامت رو اثبات کنی و بعد به فروع دین برسی و از یه آدمی که قرآن و حدیث رو بهتر از تو می فهمه و می‌تونه ازشون دستور دینی خارج کنه تقلید کنی

بگذریم که تو یه وقتایی که دیدی تمام اون چیزهایی که بهت گفتن یه مشت خزعبلات بوده و هیچ کاربردی برات نداشته و بریدی و قید همه چی رو هم زدی ...

اما بذار رک بهت بگم
قبل از اینکه شب های قدر برسه شاید بد نباشه به این فکر کنی که گولت زدن ... چون خودشون هم فریب خورده بودن و همینطور نسل از پس نسل راه غلط پدرانشون رو ادامه دادن ...

حتماً شنیدی که بت پرستا در جواب ابراهیم چی گفتن؟ گفتن این راه پدرانمون بوده ... 

می‌خوام بهت بگم توو این ماه رمضونی ...
تو رو به اون خدایی که قبولش نداری ...
یه بار دیگه توی همه چی شک کن ... حتی توی اینکه هستی یا همه ی زندگی چیزی جز توهم و خواب و خیال نیست
بعد که حسابی داغون شدی و از فرط آشفتگی و نا آرومی و سیاهی دلت می‌خواست خودت رو بکشی، یه بار از اول شروع کن به ساختن ِ باورهات ...
چجوریش رو دیگه هر کسی بهتر از همه می‌دونه!
میدونی ... می‌گن سخن بیهوده به این طول و درازی نیست ...
هزاران هزار سال اومدن و گفتن و رفتن که خدا را باور نکن  ... احساسش کن
اوست ذرات وجود تو و تمام هستی ...
هرچقدر این وجود و هستی را آلوده کنی ...
او باز هم به تو نزدیکترین است، ولی تو از او دورترین
و نزدیک شدن به او دیگر کار تو خواهد بود
سفری از خود به درون ِ خود ...
زیرا اوست تمام ذرات وجودت
خداباوری و دینداری را هم به خداباوران و دینداران بسپار تا مانند مار گزیدگان دست و پا بزنند ...
آنگاه به آرامش خواهی رسید ...
آرامشی ابدی ...

پی نوشت ِ خیلی مرتبط ِ دعا گونه:

خداوندا ...
یارای آن ده که از عمل کنندگان به آن باشیم که تو خود فرصت دادی تا بیاموزیم و مهلت دادی تا بازگو کنیم


نوشته جناب Lord در تاریخ: September 26, 2006 10:22 PM
لینک دنبالک: http://www.lostlord.com/cgi-bin/mt/mt-tb.cgi/904


نظرها:
1-

faghat baraye in ke begam ma hanoz mokhatab shoma hastim nist
ye pishnahade ke shoma ke darii haminjoor rast rast nazarateto inja minevisi va koli adam mesle manam hamasho badeghat mikhoonan, khob chera nemiyay ye conferans bezari ke baghiye ham dar morede harfat nazar bedan va ye jooraii harfat az in halat tak ghotbi boodan dar biyad
faght nazare ... ziyad jedi nagir
-----------------
ما در غربت زندگی می‌کنیم و با خودمون حرف می‌زنیم و تراوشات ذهنمون رو روی کیبوردمون پیاده می‌کنیم
دلمون به همین چند نفر هم خوشه که حرفامون رو می‌خونن و فقط صفحه رو باز نمی‌کنن و بگن من آپم به منم سر بزن و ببندن!!!
دنبال ِ مخاطب ِ آی کیو پایینم که نیستیم!!
هرکس هم نظری داره همینجا می‌گه خب
دیگه ما رو با کنفرانس چکار؟!


نوشته جناب mosy در تاریخ September 27, 2006 6:37 AM

2-

زیبا نوشتی.
عجیب هوس قرمه سبزی کردم.
:دییییی


نوشته جناب parvaneh در تاریخ September 27, 2006 11:00 AM

3-

بو کن!
نه جون پریسا بو کن!!
میشنوی؟
همه جا بوش میاد. مگه نه؟
آره بازم درست فهمیدی. بوی "خدا" رو می گم


نوشته جناب parisa در تاریخ September 27, 2006 11:16 PM

4-

سلام.
خیلی فرصت خوبیه.
اصلا از این بهتر نمی شه.
بدجوری تذکر ترسناکی بود.
اما ممنون.


نوشته جناب فاطمه آسمون در تاریخ September 28, 2006 12:43 PM

5-

jalebe
dshab manam dashtam be haminchiza fekr mikardam akharesh ke nafamidam chi shod faghat mit0onam begam b0odo nab0ode khoda tasire ziadi to zendegi nemit0one dashte bashe che bashe che na baaiad zende b0od zendegi kard chon az badesh khabar nadarim:-??
shaiad khoda ie doroghe vali ie doroghe ghashange ie doroghe ke aramesh mide, man b0o kardam vali aslan busho hes nakardam faghat baram sakhte ba nab0odanesh kenar baim,nemit0onam esbatesh konam nemit0onam vase dalaiele nab0odanesh naghz biaram vali hanuz gusheie zehnam ie ja barash daram,jeddan khodaee nis!?


نوشته جناب robott در تاریخ September 29, 2006 2:16 PM


نظر شما