Info
تاریخ:
ماه
May 2008
March 2008
February 2008
January 2008
December 2007
November 2007
October 2007
September 2007
August 2007
July 2007
June 2007
May 2007
April 2007
March 2007
February 2007
January 2007
December 2006
November 2006
October 2006
September 2006
August 2006
July 2006
June 2006
May 2006
April 2006
March 2006
February 2006
January 2006
December 2005
November 2005
October 2005
September 2005
August 2005
July 2005
June 2005
May 2005
April 2005
March 2005
February 2005
January 2005
December 2004
November 2004
October 2004
September 2004
August 2004
July 2004
June 2004
May 2004
April 2004
March 2004
February 2004
January 2004
December 2003
November 2003
October 2003
September 2003
August 2003
ماه: 'May 2005'
نوشته های May 2005
خون خوار
من فقط نگاش میكنم كه چجوری میاد روی دستم میشینه و خرطومش رو تكون میده تا حس كنه به كجا راحت تر میتونه نفوذ كنهبعد نیشش رو فرو میكنه و مكیدن شروع میشهمن دارم میبینمش كه چجوری شكمش از خون پر میشه و انگار اونجایی كه نیش زده هیچ سلول...
نوشته جناب Lord در تاریخ May 31, 2005 12:25 PM
Flickr
فلیكر یه سایته كه با مدیریت كمپانی یاهو اداره میشه بعد میشه گفت خیلی امكانات تازه و خوب و نویی میده و برای كسایی كه میخوان یه فتوبلاگی داشته باشن كه نه زیاد محیطش ضایع باشه و با كلاس هم باشه و كار كردن باهاش هم راحت باشه، یكی از...
نوشته جناب Lord در تاریخ May 29, 2005 11:00 AM
همایش های دوغكی
همایش جوان امروز و جهان فردا خوب بودمخصوصا برای من كه همیشه حاشیه رو بیشتر دوست داشتمفهمیدم كسی كه فلسفه میخونه به گفته ی خودش، چیزی از ادیان نمیفهمه و به جاش خیلی دوست داره سبیلش شبیه نیچه باشههمینطور هم فهمیدم كه زیاد جالب نیست كه همه ی دوستای آدم...
نوشته جناب Lord در تاریخ May 27, 2005 12:22 AM
Untitled 7
بعضی وقتا نمی تونم چیزی بنویسمبعضی وقتا اونقدر ذهنم اینور و اونور مشغوله كه به نوشتن نمی رسمبعضی وقتا دوست دارم یه آدم دیگه بودم و درست همون موقع میبینم یه آدم دیگه مبعضی وقتا آدم می دونه چی میخواد و چی نمیخواد ولی باید یكی بهش بگهبعضی وقتا مثل...
نوشته جناب Lord در تاریخ May 26, 2005 7:56 PM
بازم انتخابات
این جریانات انتخابات هم خودش شده یه داستان فكاهیامیدوارم ندیدگان و نبیرگان ِ ما وقتی دوران ِ اجداد و نیاكانشون رو توی كتابای تاریخشون دوره میكنن زیاد به ریشمون نخندنداستان باحالیه اینكه شورای نگهبان معین و مهرعلیزاده و ابراهیم یزدی رو تایید صلاحیت نكردبعد ابراهیم یزدی كه اصلا هوتوتو و...
نوشته جناب Lord در تاریخ May 24, 2005 9:49 AM
متمایز
من امشب فهمیده ام كه بر عكس من، دخترها خیلی دوست دارند حرف بزنندفرقی نمی كند كه چه چیز بگویندمهم خود ِ حرف زدن استهر چه می خواهد باشد ، حرف زدن مال آنهاستمعمولا از ظاهر افراد و ظاهر خانه ها می گویند و قضاوت می كنند كه كدام بهتر از...
نوشته جناب Lord در تاریخ May 18, 2005 5:00 AM
بیخود یعنی بی خود
خب این كاملا طبیعی است كه من بشر امروز باشم و كاملا طبیعی تر كه دیگر از آدمهای دور و بر خوشم نیایداما این اصلا طبیعی نیست كه بگویم از آنها بدم می آیدهمه اش تقصیر خودم بودهاز بس كه فكر كردم كه همه چیز ِ ظاهری ِ این دنیا...
نوشته جناب Lord در تاریخ May 14, 2005 11:13 PM
باز هم ادیتور HTMLArea
ما هم اصلاحات میکنیم کی گفته فقط اصلاحات باید سیاسی باشه. اصلا این علی آقا سر کوچه ما خودش یک تنه نماینده تمام عیار اصلاحاته. چون سلمونی داره!این نوشته ها در ادامه همون نوشته کذایی قبلی است که در مورد HTMLArea نوشته بودم.از اونجایی که یه سری سفارش داشتم که...
نوشته جناب lost در تاریخ May 13, 2005 4:54 PM
اولین نمایشگاه كتاب
میگن هر چیزی وقتی برای بار اول تجربه بشه، همون بار، دفعه ی اول حساب میشهو وقتی دفعه ی دوم باشه، دیگه میشه بار دوم!خب امروز و نمایشگاه كتاب رفتنم برای بار اول بود كه به این سبك تجربه شدهیچ خوش ... گذشت تك و تنها و غریب و بی...
نوشته جناب Lord در تاریخ May 13, 2005 3:00 AM
جنون و عشق
آورده اند كه روزی علی بن محتشم حكیم كه از مفاخر و مشاهیر روزگار و نوابغ عصر خویش بود به دارالمجانین سفری داشتدیوانگان را نظری می انداخت و نكته ای بر صفحه ی كاغذ می نگاشتبه دیوانه ای رسید عجیب الحالمجنون صفتی بود كه بر گِرد ِ درختی همی گشت...
نوشته جناب Lord در تاریخ May 5, 2005 6:07 AM
نشانگر یاهو مسنجر
Yahoo Messenger Online Status Viewer, YStat, Yahoo Messenger stat for web page, php script, ystat.php
نوشته جناب lost در تاریخ May 4, 2005 7:28 AM
كان دید ها
در راستای پست قبلی انتخابات و معرفی كاندیداها عرض كنم كه سعید یه میل خیلی باحالی برام فرستاده بود كه حیفم اومد با اندكی تصرف نذارم بخونین!خداییش نیم ساعت تمام داشتم با بابا می خندیدماز طرف سعید صدر عاملی معرفی می كنم:لاریجانی:پسر خاله افلاطون ، برادرزاده سقراط. تعالی دهنده فلسفه...
نوشته جناب Lord در تاریخ May 3, 2005 10:01 PM
كامنت و بیمارستان و تكنالجی!
داشتم كامنت های جدید رو یه نگاهی مینداختم ببینم چیز بدرد بخوری توشون پیدا میشه كه در معرض دیدِ عموم بذارم یا نه و یه كم هم البته كامنتای بامزه و بی ربط ِ دوستان رو بخونم و از این وضعیت دپرس بار در بیام و فكر نكنم كه توی...
نوشته جناب Lord در تاریخ May 1, 2005 9:38 PM