Info
تاریخ:
ماه
May 2008
March 2008
February 2008
January 2008
December 2007
November 2007
October 2007
September 2007
August 2007
July 2007
June 2007
May 2007
April 2007
March 2007
February 2007
January 2007
December 2006
November 2006
October 2006
September 2006
August 2006
July 2006
June 2006
May 2006
April 2006
March 2006
February 2006
January 2006
December 2005
November 2005
October 2005
September 2005
August 2005
July 2005
June 2005
May 2005
April 2005
March 2005
February 2005
January 2005
December 2004
November 2004
October 2004
September 2004
August 2004
July 2004
June 2004
May 2004
April 2004
March 2004
February 2004
January 2004
December 2003
November 2003
October 2003
September 2003
August 2003
ماه: 'November 2005'
نوشته های November 2005
روز جالب انگیز
1- بچه های اینور و اونور یه چند وقتی بود که یه جاهایی وسط حرف زدن، یهو با یه لهجه ی خیلی آمریکایی میگفتن O my favorieiiiiey!بعد خب طبیعتا وقتی یه چیزی اپیدميک میشه لابد تکیه کلام یکی بوده و توی تلویزیون دیدن دیگه!خلاصه از یکیشون پرسیدم و گفت اینو مهران غفوریان...
نوشته جناب Lord در تاریخ November 30, 2005 1:10 AM
سخنی حکیمانه!
واقعيت ... خوبي ... زيبايي ...دراين دنيا جز اين سه هيچ چيز ديگري به جستجو نمي ارزد. نخستين با انديشيدن و علم ... دومين با اخلاق و مذهب ... و سومين با هنر عشق مي تواند تو را از اين سه محروم کند.دکتر علي شريعتيپ.ن: خب من دقیقا...
نوشته جناب Lord در تاریخ November 24, 2005 4:38 PM
رتوش و آرایش دیجیتالی
بالاخره پس از مدتها وقت کردم یه مطلب بنویسم. دیگه خودم هم یه جورایی ناراحت شده بودم. گفتم لااقل یه مطلب بنویسم که ارزشش رو داشته باشه و به نظر خودم این مطلبی که مینویسمواقعا ارزشش رو داره.اول از همه بگم که این مدت که نبودم نه وقت نوشتن داشتم...
نوشته جناب lost در تاریخ November 23, 2005 8:37 PM
Untitled 19
سررسید جلد آبی را با یک عالم خاک ِ رویش از کشوی قدیمی پیدا می کنم فقط برای اینکه ببینم جدول تبدیل مقیاس داشت یا نهآخرش هم نفهمیدم یک فیت با یک فوت چه فرقی دارد که جفتش سی سانت است؟ساده است هافقط وقتی عدد ِ فوت از یک بیشتر...
نوشته جناب Lord در تاریخ November 20, 2005 3:16 PM
لغات منفی ما
به برکت یه دوست خوب، چند وقتیه روی لغتای زبونای مختلف خیلی دقیق میشمبعد مقایسه که میکنم یه چیزای جالبی دستگیرم میشهمثلا عرب ها میگن مُستَشفی (mostashfaa) که ما بهش میگیم بیمارستاناونا میگن محل شفا گرفتن و ما میگیم محل نگهداری بیمار یا به قول قدیمیا مریض خونه!اونا میگن مطار (mataar)...
نوشته جناب Lord در تاریخ November 19, 2005 4:35 PM
سامی یوسف
موسیقی اسلامی در غرب - قسمت دومسامي يوسف جوانی است مبتکر و مبدع و خوش ذوق، با سیمایی دلنشین و صدایی میانه که نه بم است و نه زیردر جولای 1980 (تحقیقاً سه سال قبل از من!) در یک خانواده ی آذری الاصل به دنیا آمد و در لندن رشد...
نوشته جناب Lord در تاریخ November 17, 2005 9:55 PM
موسیقی اسلامی در غرب قسمت اول
سابقه ی هر چیزی برای من از اونجایی شوع میشه که شناختنش رو به یاد بیارماین سبک موسیقی هم شناختش بر میگرده به تقریبا یه دهه پیش و برنامه ی تلویزیونی سراب و بعد هم برنامه ی هویتیادمه در راستای موج اغفال شدن جوانان آمریکایی و بازگشتن ایشان به فطرت...
نوشته جناب Lord در تاریخ November 14, 2005 3:10 PM
?what are you waiting for
همیشه گفتن و ما شنیدیمبگذریم از اینکه کوش گوینده ای که گوینده باشهولی خب به هر حال ما شنونده بودیماما از بد حادثهاونی که باید رو هم نشنیدیمنمی دونم چراشاید چون گوش ها پر شده ... مثل کشیش مسئول ناقوس کلیسا که گوشش پر شده و دیگه طنین ناقوس به...
نوشته جناب Lord در تاریخ November 10, 2005 12:28 AM
زیر بارون
امروز که زیر بارون و توی ترافیک همت بودم توفیقی حاصل شد و راننده برامون سیاوش قمیشی گذاشته بود!نمیدونم چه صیغه اییه ولی بعضی آهنگا هست فقط انگار برای زیر بارون ساختنخلاصه با اینکه خیلی لوسه ولی بنا به مناسبتهایی خوشم اومد اینجا واسه خودم بنویسم!(اپیزود اول : چیه ؟...
نوشته جناب Lord در تاریخ November 8, 2005 10:48 PM
در کوی نافهمان
خب چجوریاس؟هیچییه آدمی هست که یخورده اشتباه میکنهمیشه امید داشت که بشه راهنماییش کرد و اشتباهش برطرف بشهولی بعضی وقتا اشتباهه اونقدر بزرگه و اون آدمه اونقدر پرته که آدم هر چی فکر میکنه میبینه به یه چایی خوردن و نیم ساعت وقت و این چیزا نمیتونه کمکی بکنه - که...
نوشته جناب Lord در تاریخ November 7, 2005 10:30 PM
خاور میانه ی سرخ
داشتن راجع به محمد رضا نقدی فرمانده پيشين حفاظت اطلاعات نیروی انتظامی میگفتن که محکوم شده بود و کلی سر قضیه ی کوی دانشگاه گندکاری بار آورد و ...حالا هم با حکم رئیس جمهوری به سمت رییس ستاد مبارزه با قاچاق کالا و ارز منصوب شده!آقایون از بنده تفسیر این کار رو خواستن (انگار...
نوشته جناب Lord در تاریخ November 6, 2005 12:17 PM
شب های برره!
- سریال شبهای برره رو می بینید؟+ استغفراله ربی و اتوب الیه- آقا تا حالا یه قسمتش رو هم ندیدید؟+ بله خب البته متاسفانه هف هش ده دوازده قسمت رو جسته و گریخته دیدم!- نظر شما راجع به شب های برره چیه؟- آقا ببخشید ...- آقاااا ...+ بله؟!!- عرض کردم...
نوشته جناب Lord در تاریخ November 3, 2005 10:23 PM
آب ... آب ...
داره نم نم بارون میزنه و شیشه ی چرب و کثیف ماشین رو گل خالی میکنهیارو زنه تو رادیو میگه با این هوا الان آدم باید یه چتر بگیره دستش و لب دریا راه بره ...بعد من تو دلم میگم خره ... آخه بارون اونجا همش کجه و خیس آب...
نوشته جناب Lord در تاریخ November 3, 2005 4:13 PM
مملکت العُرفا !
دیشب بود یا پریشب یا شب قبلش یا قبل تر!!خانواده صدامون کردن که بیا تلویزیونو ببین!ما هم افتخار دادیم رفتیم و چشممون به جمال شهریاری و یحیوی افتاد که داشتن با یه آقای هنرمند ِ بازیگر ِ رادیو و مقلد صدای بزرگان و خواننده و نوازنده و به قول حسین...
نوشته جناب Lord در تاریخ November 2, 2005 12:40 AM
کفش ها برای تو!
همینجوری زل زدم نگاه میکنم ...همینجوری دارم نگاه میکنم ...همینجوری نگاه میکنم ...نگاه میکنم ...نگاه خالی ...بچه ها میگن چیه باباااا تو دیگه چرا ؟!خوب نیستا ... چشمتو درویش کن!طرف صاحاب داره!آقا من فقط میگم این کفشاش مارکش چیه بچه ها؟- صدای خنده ی بلند ِ چند تا پسر توی فضای...
نوشته جناب Lord در تاریخ November 1, 2005 9:21 PM