Info
تاریخ:
ماه: 'November 2006'
نوشته های November 2006
عادت نکنیم 1
امروز داشتم نامه ی مدیرعامل شرکت رو بصورت دیکته وار تایپ می‌کردم[چون اصولا ایشون عادت دارند به فی البداهه گفتن] طبق معمول آخر نامه، با تقدیم احترام فلانی رو که زدم تازه به خودم اومدم و دیدم نامه تموم شده و اصلاً حواسم به محتواش نبوده و همینطور یه سره...

نوشته جناب Lord در تاریخ November 27, 2006 11:08 PM

هدف از خلقت چیست؟
قبل از اینکه چند تا ایمیل راجع به این موضوع به دستم برسه، نمی‌خواستم اینجا راجع بهش حرف بزنم شاید چون بعضی نارفیقان هم می آیند و می‌خوانند و ...خلاصه که سرد شدم نسبت به اینجا و دنبال جایی جدیدم برای حرف زدنبگذریمسوال بزرگی ازم پرسیدید که جواب دادن بهش...

نوشته جناب Lord در تاریخ November 22, 2006 11:59 PM

...
مخفی است از کثرت ظهور...

نوشته جناب Lord در تاریخ November 19, 2006 3:37 PM

دید آمریکایی: مهاجرین بی نزاکت
خبر رو توی وبلاگ پویان طباطبائی دیدم و بعد هم بی بی سی به این کاری ندارم که پلیس آمریکا در برخورد با مظنون (و نه مجرم) خیلی بی‌رحم و نژاد پرستانه رفتار می‌کنه  یا حتی شوکر و باتون برقی و فلج موقت -اونجوری که من بیچاره تجربه کردم- خیلی وحشتناکه...

نوشته جناب Lord در تاریخ November 18, 2006 2:35 PM

کابوسی ترین شب
... خواب دیدم که از شدت ِ سنگینی ِ ترافیک، همه ی مردم توی ماشیناشون زندانی شدن و صدای بوق ماشینا و مارش نظامی رادیو به گوش می‌رسه ...یه قبضه دوشکا (شبیه ضدهوائیه منتها از نوع سبک!) روی سقف ایستگاه اتوبوس حسینیه ارشاد گذاشته بودن و دورش کیسه‌های شن چیده...

نوشته جناب Lord در تاریخ November 15, 2006 9:59 PM

مشورت
می‌گن خوبه آدم مشورت کنه و بهترین حالت ِ مشورت هم اینه که طرف رو بذاری به جای خودت و ببینی اگر اون بود چه تصمیمی می‌گرفتالبته ربط ِ چندانی هم به پایین بودنِ توان ِ ریسک پذیری و ضعف ِ قدرت ِ تصمیم گیری ندارهبیخیالحالا، اگر یه شرکتی به شما پیشنهاد کار...

نوشته جناب Lord در تاریخ November 13, 2006 11:16 AM

همت و سیگار ؟!
مسأله‌ای كه زمان ازدواج حاج همت پیش اومد، موضوع ترک سیگارش بود. آخه حاج ابراهیم همت حدود چهارده سال سیگاری بود و خیلی هم سیگار می‌كشیدمثلا شب عملیات محمد رسول‌الله در قله شمشیر از ساعت هشت شب تا هشت صبح، چیزی حدود ده پاكت سیگار هما كشید! بیشتر به خاطر فشار روحی...

نوشته جناب Lord در تاریخ November 11, 2006 3:47 PM

گناه و آدم
می‌دونی ... راستش منم از آدمایی که ادای فرشته ها رو درمیارن حالم به هم می‌خوره و فکر می‌کنم همش در حال فیلم بازی کردن و سرکار گذاشتن ِ خودشون و اطرافیانشون هستندر ضمن فکر می‌کنم توی دنیای ما آدمی که بی‌گناه باشه خیلی وقته که دیگه وجود ندارهنه!اصلاً از...

نوشته جناب Lord در تاریخ November 9, 2006 5:59 PM

کوه و مراتب هستی، ما و نام او
دیروز پاییز برگ‌ریز بود و لمس هزار هزار رنگ شاد ِ زرد و سرخ و ارغوانی ِ چنار و گردو و صنوبر و نم‌نم بارون کوهستان و آتیش روشن کردن توی غار خلوت ِ تنهایی و مبهوت ِ آبشار زلال و مات ِ بکر بودنش شدن و ...توی راه برگشت...

نوشته جناب Lord در تاریخ November 5, 2006 1:00 AM