Info
تاریخ:
ماه
May 2008
March 2008
February 2008
January 2008
December 2007
November 2007
October 2007
September 2007
August 2007
July 2007
June 2007
May 2007
April 2007
March 2007
February 2007
January 2007
December 2006
November 2006
October 2006
September 2006
August 2006
July 2006
June 2006
May 2006
April 2006
March 2006
February 2006
January 2006
December 2005
November 2005
October 2005
September 2005
August 2005
July 2005
June 2005
May 2005
April 2005
March 2005
February 2005
January 2005
December 2004
November 2004
October 2004
September 2004
August 2004
July 2004
June 2004
May 2004
April 2004
March 2004
February 2004
January 2004
December 2003
November 2003
October 2003
September 2003
August 2003
ماه: 'November 2006'
نوشته های November 2006
عادت نکنیم 1
امروز داشتم نامه ی مدیرعامل شرکت رو بصورت دیکته وار تایپ میکردم[چون اصولا ایشون عادت دارند به فی البداهه گفتن] طبق معمول آخر نامه، با تقدیم احترام فلانی رو که زدم تازه به خودم اومدم و دیدم نامه تموم شده و اصلاً حواسم به محتواش نبوده و همینطور یه سره...
نوشته جناب Lord در تاریخ November 27, 2006 11:08 PM
هدف از خلقت چیست؟
قبل از اینکه چند تا ایمیل راجع به این موضوع به دستم برسه، نمیخواستم اینجا راجع بهش حرف بزنم شاید چون بعضی نارفیقان هم می آیند و میخوانند و ...خلاصه که سرد شدم نسبت به اینجا و دنبال جایی جدیدم برای حرف زدنبگذریمسوال بزرگی ازم پرسیدید که جواب دادن بهش...
نوشته جناب Lord در تاریخ November 22, 2006 11:59 PM
...
مخفی است از کثرت ظهور...
نوشته جناب Lord در تاریخ November 19, 2006 3:37 PM
دید آمریکایی: مهاجرین بی نزاکت
خبر رو توی وبلاگ پویان طباطبائی دیدم و بعد هم بی بی سی به این کاری ندارم که پلیس آمریکا در برخورد با مظنون (و نه مجرم) خیلی بیرحم و نژاد پرستانه رفتار میکنه یا حتی شوکر و باتون برقی و فلج موقت -اونجوری که من بیچاره تجربه کردم- خیلی وحشتناکه...
نوشته جناب Lord در تاریخ November 18, 2006 2:35 PM
کابوسی ترین شب
... خواب دیدم که از شدت ِ سنگینی ِ ترافیک، همه ی مردم توی ماشیناشون زندانی شدن و صدای بوق ماشینا و مارش نظامی رادیو به گوش میرسه ...یه قبضه دوشکا (شبیه ضدهوائیه منتها از نوع سبک!) روی سقف ایستگاه اتوبوس حسینیه ارشاد گذاشته بودن و دورش کیسههای شن چیده...
نوشته جناب Lord در تاریخ November 15, 2006 9:59 PM
مشورت
میگن خوبه آدم مشورت کنه و بهترین حالت ِ مشورت هم اینه که طرف رو بذاری به جای خودت و ببینی اگر اون بود چه تصمیمی میگرفتالبته ربط ِ چندانی هم به پایین بودنِ توان ِ ریسک پذیری و ضعف ِ قدرت ِ تصمیم گیری ندارهبیخیالحالا، اگر یه شرکتی به شما پیشنهاد کار...
نوشته جناب Lord در تاریخ November 13, 2006 11:16 AM
همت و سیگار ؟!
مسألهای كه زمان ازدواج حاج همت پیش اومد، موضوع ترک سیگارش بود. آخه حاج ابراهیم همت حدود چهارده سال سیگاری بود و خیلی هم سیگار میكشیدمثلا شب عملیات محمد رسولالله در قله شمشیر از ساعت هشت شب تا هشت صبح، چیزی حدود ده پاكت سیگار هما كشید! بیشتر به خاطر فشار روحی...
نوشته جناب Lord در تاریخ November 11, 2006 3:47 PM
گناه و آدم
میدونی ... راستش منم از آدمایی که ادای فرشته ها رو درمیارن حالم به هم میخوره و فکر میکنم همش در حال فیلم بازی کردن و سرکار گذاشتن ِ خودشون و اطرافیانشون هستندر ضمن فکر میکنم توی دنیای ما آدمی که بیگناه باشه خیلی وقته که دیگه وجود ندارهنه!اصلاً از...
نوشته جناب Lord در تاریخ November 9, 2006 5:59 PM
کوه و مراتب هستی، ما و نام او
دیروز پاییز برگریز بود و لمس هزار هزار رنگ شاد ِ زرد و سرخ و ارغوانی ِ چنار و گردو و صنوبر و نمنم بارون کوهستان و آتیش روشن کردن توی غار خلوت ِ تنهایی و مبهوت ِ آبشار زلال و مات ِ بکر بودنش شدن و ...توی راه برگشت...
نوشته جناب Lord در تاریخ November 5, 2006 1:00 AM