Info
تاریخ:
ماه
May 2008
March 2008
February 2008
January 2008
December 2007
November 2007
October 2007
September 2007
August 2007
July 2007
June 2007
May 2007
April 2007
March 2007
February 2007
January 2007
December 2006
November 2006
October 2006
September 2006
August 2006
July 2006
June 2006
May 2006
April 2006
March 2006
February 2006
January 2006
December 2005
November 2005
October 2005
September 2005
August 2005
July 2005
June 2005
May 2005
April 2005
March 2005
February 2005
January 2005
December 2004
November 2004
October 2004
September 2004
August 2004
July 2004
June 2004
May 2004
April 2004
March 2004
February 2004
January 2004
December 2003
November 2003
October 2003
September 2003
August 2003
ماه: 'October 2003'
نوشته های October 2003
گبره
ایشون كه ملاحظه میفرمایید یكی از نجیب ترین و زیباترین و ملوس ترین پیشی های این مملكت پهناور هستند و صاحبشون آقا موسی قصاب به خاطر این انتخاب از طرف هیئت ژوری ، تمام حضار رو به صرف شام میهمان كردند و البته با حضور این گربه ملوس راستی میدونستید...
نوشته جناب Lord در تاریخ October 31, 2003 5:08 AM
كلامی از استاد گلشیری
هر فتنه ای كه در گوشه این بازار بر انگیزی متاعی نیست در خورد اعتنا و اعتبار جان باختن ، رخ نمودن و درخشیدن هدیه سپر انداختگانو آنچه باقیست در سینه لب دوختگان پس بهتر آنست كه لب فرو بندیم و كلام را كلوخ مایه ی بنیاد قصری پایه در...
نوشته جناب Lord در تاریخ October 28, 2003 11:20 PM
Peugeot
یه چند وقتیه بد جوری این پژو آلبالوییه 206 چشممو گرفته خدا رو چه دیدید شاید یه بچه مایه دار هم پیدا بشه بیاد ما رو بگیره برامون از اینا بخرهاون فولكس نیو بیتل رو كه بیخیال شدیمآه ای مال دنیا...تا حالا دقت كرده بودین كه ورژنای جدید پژو قیافه...
نوشته جناب Lord در تاریخ October 27, 2003 9:33 PM
و اندر آداب افزودن نشانگر یاهو مسنجر به سایت خود
آورده اند که در بلاد کفر دیاری بود یاهو نام، که جمیع جوانکان و پیرکان بدان شیفته.شیفتگی بدان حد کز ساعات شبانه روز عددی و قسمی به جز مکاشفه و مشاجره در آن به سر همی نمی گردید.این بلاد را فرزندی بود به چهره به غایت زشت رو و کریه...
نوشته جناب lost در تاریخ October 27, 2003 1:44 AM
تغییرات مبارک
مثل همیشه یه روز گیر دادم به سایت و شروع کردم به تغییرات.این ام تی خیلی باحال تشریف دارن ها. برخلاف چیزی که اول به نظرم میرسید خیلی هم سخت نیست. تازه من ام تی رو روی کامپیوتر خودم نصب کردم و دارم حالش رو میبرم. خیلی راحت هی قالب...
نوشته جناب lost در تاریخ October 26, 2003 9:22 PM
Death1
یكی از بستگان از این دنیا محروم شدن و در نتیجه مرحومآدم خیلی با حالی بود همینكه آدما میمیرن و پشت سرشون میگن آدم خوبی بوده فكر كنم برای خدا هم كفایت میكنهبه قول شیخ اجل :عبادت به جز خدمت خلق نیست ....به تسبیح و سجاده و دلق نیستولی...
نوشته جناب Lord در تاریخ October 26, 2003 12:01 PM
weekends2
امروز جمعه است امروز خوب بود و من همامروز به تنهایی به كوه رفتم زیرا دوستانم به دلایل مختلف نیامدندامروز برای نخستین بار به او گفتم كه از صمیم قلب دوستش دارمامروز به او گفتم كه او را میپرستمامروز من و خدا بودیمامروز میشد خدا را حس كردنمیتوانید درك كنید...
نوشته جناب Lord در تاریخ October 24, 2003 9:44 PM
weekends
امروز صبح رفتیم سر كلاس و بعد از یك ماه از شروع كلاسها استاد لطف فرمودند منبع درسی معرفی كردن اسم كتابش درست یادم نیست ولی یه چیزی تو مایه های همین بق بق الحشرات بود كه دكتر قمرالملوك ننه قمرآبادی به عنوان آخرین اثر ماندگارش نوشتهبعد كه كلاس تموم...
نوشته جناب Lord در تاریخ October 23, 2003 9:18 PM
یه كم پیاده روی
وقتی تو خیابون راه میرم و آدما رو نگاه میكنم...وقتی میبینم همه خودشونو مثل هم میسازن..وقتی اكثر دخترا گریم میكنن و اینقدر با دماغشون ور میرن كه میشه كوفته آبغوره و اینقدر با ابروهاشون ور میرن كه میشه مثل یه چیزی...وقتی مردا از پیر و جوون به زنها از پیر...
نوشته جناب Lord در تاریخ October 23, 2003 12:26 PM
دوقلوهای افسانهای
به نظر میاد این روش ما كه اومدیم سایت رو مثل دوقلوها از هم جدا كردیم، مورد علاقه دیگران بوده و افراد دیگری كه وبلاگهای دونفره داشتند نیز از این روش استفاده كردند. اولین سایتی كه به غیر از خودمون دیدم و دو ستونی بود سایت نیمههای ما است. از...
نوشته جناب lost در تاریخ October 22, 2003 2:41 PM
یه داستان
مثل همیشه نشسته بودم و داشتم كارای روزمره رو انجام میدادمبا یه ارباب رجوع داشتم صحبت میكردم و كارش تقریبا تموم شده بودیه نفر دیگه اومد تومثل بقیهنفر اول كارش تموم شد و رفتبدون اینكه سرم رو از روی میز بلند كنم همونطور كه مشغول كارام بودم مثل همیشه گفتم...
نوشته جناب Lord در تاریخ October 21, 2003 10:52 PM
دیروز با بابا رفتیم یه
دیروز با بابا رفتیم یه جایی برای یه كاری...(حال میكنین شفافیت حرف رو!)آقا كه شما باشید هی ما رو معرفی كردن و هی ما الكی لبخند زدیم و دست دادیمنشمردم ولی فكر كنم حد اقلش صد نفر شدهمه هم از اونایی كه حال آدم ازشون به هم میخورهیه مشت...خلاصه خوبیش...
نوشته جناب Lord در تاریخ October 20, 2003 1:05 PM
دانلود کردن فایلهای استریم
مثل اینکه اینجا یه مطلب غلط جا افتاده.معمولا فایلهای استریم رو روی سرورهای مخصوص میگزارن که کسی نتونه اونها رو دانلود کنه و فقط با برنامه مخصوص خودشون بشه پخششون کرد. همونطور که میدونید فایلهای معمولی تو اینترنت روی پروتوکل HTTP یا FTP قرار میگیرند ولی فایلهای استریم مخصوص هر...
نوشته جناب lost در تاریخ October 19, 2003 9:45 PM
در خواب دوش پیری در
در خواب دوش پیری در كوی عشق دیدم كه بهم گفتیا کشته میشوی یا تو را میکشندامروز هم فیلم First Knight رو دیدیم كه جالب بود و نیمه دراماتیك و آره ...Brother to brother yours life and deathارادتپاینده باشید و سلامتتا بعدLord ...
نوشته جناب Lord در تاریخ October 19, 2003 12:31 AM
سفرنامه دزفول
قسمت اول این یه هفته که نبودم رفته بودیم مسابقات رباتیک دزفول.جاتون خالی بد نبود. البته از دماغمون در اومد، اونم به هزار روش مختلف. من تعریف میکنم و شما گریه کنید. ببینید چطور میشه یه گروه اینقدر بد شانس باشه؟ یکی بود دوتا نبود. ما سه تا تیم داشتیم...
نوشته جناب lost در تاریخ October 18, 2003 10:06 AM
?who am I
یكی از دوستام اومده بود اینجا رو دیده بودبعد از تعریفای الكی و این حرفا كه عادت ایرانی جماعته گفت این دیوونهه كیه تو ستون اونوری مینویسهگفتم اوهه رفیقمه درست حرف بزن و اینجور صوبتا(قابل توجه جناب لاست)خلاصه سرتون رو درد نیارم آخر سر كه گفت از اون مطلب رنگی...
نوشته جناب Lord در تاریخ October 17, 2003 11:57 PM
انجمن حمایت از مردان مظلوم
یه دختر خانومی بود میگفت من اگر جای خدا بودم فقط حوا رو خلق میكردم و همه زنای بعدی رو مثل مریم مقدس خلق میكردم كه اونا هم فقط دختر به دنیا بیارن خب به ادم حق بدین كه به یه همچین نتایجی هم برسه ♂ or♀=>♂+♀ In Normal people...
نوشته جناب Lord در تاریخ October 15, 2003 11:31 PM
قصارات
نگذارید كسی بتواند به راحتی اعصابتان را مانند یك شیشه نازك خورد كند مانند یك مرداب یا باتلاق رفتار كنید كه اگر كسی خواست بر روی اعصابتان راه برود در این باتلاق غرق شود.-----------------------پ .ن : البته خودم بیشتر مواقع فقط كمی سعی میكنم تا این حد آروم و خونسرد...
نوشته جناب Lord در تاریخ October 13, 2003 6:26 PM
گفتن این بالا یه چیزی بنویسم یادم نیست
درست نمیدونم حكم شرعی خوردن آش شب تولد امام زمان چیه ولی فكر كنم مستحب باشه و در عوض مطمئنم حكم شرعی مردم آزاری و اعصاب دیگران رو خورد كردن و ترافیك درست كردن و دود اسفند تو حلق یكی از دوستام كه آسم داره دادن حتما و صد در...
نوشته جناب Lord در تاریخ October 12, 2003 2:28 AM
فعلا آبریزش
وقتی كلی ورزش و نرمش میكنید و خیس عرق میرید سر كلاس و یه آدم باحال كولر رو روشن میكنه اونم نیمه اول ماه مهر از فصلی كه میگن خیزید و خز آرید كه هنگام خزان است ...باد خنك از جانب خوارزم وزان است اینا معلومه چه اتفاقی میوفته در...
نوشته جناب Lord در تاریخ October 9, 2003 11:28 PM
افتتاح شاخه ی سفرنامه
جناب لاست رفتن سفر برای مسابقات روبوتیک که آدم اهنی بازی کنن (گفتن نگو کجا) و ما هم در حال آش پشت پا خوردن نیستیم از بد شانسی...یه خورده دقت كنین میبینین كه آدما هر چقدر هم كه بزرگ باشن ، نفس كاراشون تا آخر عمر بچه گونه باقی میمونه...
نوشته جناب Lord در تاریخ October 7, 2003 10:37 PM
قصارات
بیایید باور داشته باشیم كه عده ای برای شكار خرگوش صدای هویج از خود در میاورند. ---------------------------------------------------پ.ن:جملات قصاری خواهم گفت كه درك آن تنها شایسته و بایسته ی اهل دقت استارادت پاینده باشیدتا بعد Lord...
نوشته جناب Lord در تاریخ October 4, 2003 9:58 PM
یک روز خفن ناک
این صحنه رو تجسم كنیدشما یك پسر بسیار معمولی هستید (حداقل از نظر ظاهر)تو یه تاكسی در خیابان وزرا در حال انجام یك مسافرت درون شهری میباشیددختر خانومی در صندلی عقب نشسته است و شما فقط او را هنگام سوار شدن در بین راه دیده ایدبه مقصد مورد نظرتان میرسیدبه...
نوشته جناب Lord در تاریخ October 3, 2003 7:18 AM