Info
تاریخ:
ماه
May 2008
March 2008
February 2008
January 2008
December 2007
November 2007
October 2007
September 2007
August 2007
July 2007
June 2007
May 2007
April 2007
March 2007
February 2007
January 2007
December 2006
November 2006
October 2006
September 2006
August 2006
July 2006
June 2006
May 2006
April 2006
March 2006
February 2006
January 2006
December 2005
November 2005
October 2005
September 2005
August 2005
July 2005
June 2005
May 2005
April 2005
March 2005
February 2005
January 2005
December 2004
November 2004
October 2004
September 2004
August 2004
July 2004
June 2004
May 2004
April 2004
March 2004
February 2004
January 2004
December 2003
November 2003
October 2003
September 2003
August 2003
ماه: 'September 2003'
نوشته های September 2003
كنترل اینترنت ایران - آیا بشه آیا نشه
به نظر من میشه رد افراد رو تو اینترنت گرفت. اونم سه سوت .اولا هر ISP كه بخواد میتونه شماره تلفنهای كسانی رو كه بهش كانكت میشن با Caller ID لیست كنه و بعد اگه لازم شد لیست كسانی رو كه وارد یه سایت بخصوص شدن درآره و بعد بگه...
نوشته جناب lost در تاریخ September 29, 2003 3:49 AM
چرا اینترنت تو ایران اینقدر شل و ول و كنده
قدر عافیت كسی داند كه به مصیبتی گرفتار آید. اگه از اول یه اینترنت برود باند میزاشتن جلو دستمون كه ما ماشالا با این حس خورگی كه به اینترنت داریم كل اینترنت رو دانلود میكردیم میریختیم رو سی دی. حالا لااقل این سرعت كم و گرونی باعث كم شدن تب...
نوشته جناب lost در تاریخ September 29, 2003 3:47 AM
برنامه آخر هفته مثل همیشه
بزرگان گویند ابر و باد و مه و خورشید و فلك (این آخری فكر كنم خودم باشم) در كارند تا تو پولی به كف آری و آخر هفته به جای بوف كه چهار ساعت معطلت میكنه تشریف ببری مكس برگر و تو مكس ثانیه بابت یه دوبل برگر خرجش كنی...
نوشته جناب Lord در تاریخ September 27, 2003 2:19 AM
آینده من و تصمیم جدی
امروز كلی راجع به آینده تفكرات نمودیم و به این نتیجه رسیدیم كه تو این مملكت آینده ای نداریم .ما كه مال و منال نداریم باهاش برج بسازیم و بابامون هم كه كاره ای نیست تو مملكت كه تأمینات باشیمبا این وضع حقوق و دانشگاه و خرج و این حرفا...
نوشته جناب Lord در تاریخ September 27, 2003 2:00 AM
مغز آدمها هم هك شد!! خیلی باحال
آقاجون باور كنی یا نكنی مغز شما هم هك شده؟!!! برین این سایت رو ببینید و از تعجب شاخ درآرین. چند ثانیه صبر كنید و بعد كه اومد شروع كنید. ممكنه اصلا باورتون نشه ولی ممكنه. ممكنه بعضی ها حتی بترسند كه این از كجا مغزشون رو میخونه خود سایت كه...
نوشته جناب lost در تاریخ September 26, 2003 4:27 PM
رنگی كردن عكسهای سیاه سفید
من برای این كار از یك روش ساده استفاده میكنم كه فكر كنم تو هر برنامه رتوش عكسی جواب بده. من خودم برای راحتی كار از پ ینت شاپ پرو (Paint Shop Pro) استفاده میكنم ولی توی فتوشاپ هم با همین روشها میشه عكس رو رنگی كرد. اول باید...
نوشته جناب lost در تاریخ September 26, 2003 4:02 PM
مردی از پیروان دین یهود
مردی از پیروان دین یهود پسری داشت عیاش كه دائم الخمر بود و قمارباز و كج دست و به دنبال نوامیس مردم.نیم شبی پسر وارد خانه شد و پدر كه در انتظار او بود فریاد بر آورد كه پدرت به عزایت بنشیند دائما كه مست هستی ، قمار هر شبت...
نوشته جناب Lord در تاریخ September 25, 2003 1:22 AM
دوش آب سرد رو خیلی
دوش آب سرد رو خیلی میشه دوست داشت چون درست وقتی كه تمام بدنت سوزن سوزن میشه و فكر میكنی كه دیگه بُریدی (تمرین تووپه تنفسی)، تصمیم میگیری كه نیم ساعت دیگه هم بمونی و میمونی و لذت میبری و كلی آروم میشی و میتونی از هجوم اونهمه فكر برای...
نوشته جناب Lord در تاریخ September 23, 2003 11:19 PM
روزنامه
صبح یه كاری پیش اومده بود از جلوی سفارت انگلیس رد شدیم دور تا دورش رو نوار زرد با آرم خطر كشیده بودن و سربازای یگان امداد كه بزن بزنشون خوبه سرتا پا مسلح وایساده بودنپشت سفارت هم كه تا دلتون بخواد سربازان گمنام امام زمان در حال بیسیم بازی...
نوشته جناب Lord در تاریخ September 20, 2003 10:30 PM
تبریكات فراوان
Congratulations انگلیسیGlückwünsche آلمانیFelicitaciones اسپانیاییFélicitations فرانسویCongratulazioni ایتالیاییFelicitações پرتغالیGelukwensen دانماركیمَبرٌوك عربی بر اساس درخواست دیگر دوستان چند زبان دیگر هم اضافه گردید. اگر دیگران زبان دیگری بلدند بگویید تا اضافه كنیم.دوستان دیگر گفتهاند: GEFELICITEERD هلندی Glückwünsche Grattis سوئدی Omedetou ژاپنی مبارک اولسون ادا بابا ما رو تحویل گرفتن. یواش یواش داره كامل میشه. با تشكر...
نوشته جناب lost در تاریخ September 19, 2003 4:39 AM
آن مرد
آن مرد آمدآن مرد آرام آمدآن مرد تا صبح بر شانه بالشی از پر غو به خاطر تنهایی تمام مردم دنیا گریست و خوابید و کسی باور نکرد مرد گریسته باشد زیرا کسی نبود که شاهد این عظیم ترین تکاپوی خفته باشدآن مرد آرام رفتآن مرد رفتبراستی کسی برای مرد اهمیت...
نوشته جناب Lord در تاریخ September 16, 2003 8:59 PM
وبگردی
آقا رفتیم تو یه سایت خیلی خارجی و مشغول خوندن مطالبش بودیمیه چیزایی فهمیدیم و درجهت ابراز نظر خواستیم كامنت بذاریمرفتیم دیدیم اون پایین قسمت نظر خواهی نوشته : HTML wont work use English language. Avoid bad language (rape porn ass sucks and both the fucking words for instance are...
نوشته جناب Lord در تاریخ September 16, 2003 8:35 PM
یک روز خوب
سلاماما امشب الان از سینما فرهنگ میامفیلم بی خوابی (Insomnia) با بازی استاد آلپاچینو رو قبلا دو بار خونه دیده بودم ولی خب دیگه رفاقت رو كه نمیشه نا دیده گرفتسینما هم كه یه چیز دیگه استسینما فرهنگ سینمای خوبیه فقط من نمیدونم اگر این اولین فیلمه زبان اصلیه كه...
نوشته جناب Lord در تاریخ September 15, 2003 12:55 AM
آموزشهای خودمانی به زبان ساده
فصل سوم function OpenFilm () { window.open('/lost/vb/img/Chapter3-WorkArea.htm' '' 'width=650 height=490 scrollbars=no status=yes top=0 left=0'); } این فصل یك فیلم آموزشی هم داره اینجا رو كلیك كنید تا بصورت زنده اون رو ببینید. (روی خطوط كم سرعت ایران هم خوب جواب میده) آشنایی با محیط كاربالاخره میخواهیم شروع به...
نوشته جناب lost در تاریخ September 10, 2003 3:55 AM
مرام سنجی و از این حرفا
قرار ما این بود كه اگه از آموزشها خوشتون میاد بگین تا ادامه بدیم. ایندفعه كه به جز یكی دو نفر كسی نظر نداده بود. با این حال كلی وقت گذاشتم و حتی فیلم فلش آموزش این قسمت رو هم درست كردم. ( تو پرانتز بگم كه نتونستم كرك این...
نوشته جناب lost در تاریخ September 10, 2003 2:00 AM
بهترین رفیقم روزت مبارک
نوشته جناب Lord در تاریخ September 10, 2003 12:18 AM
Eyes Wide Shut و سیاست
مطلب اول اینكه امشب فیلم چشمان باز بسته EYES WIDE SHUT آخرین اثر استاد استنلی كوبریك رو دیدم.قبل از اینكه فیلم رو ببینم كلی دنبال معنی فیلم گشتم ولی آنچنان چیز بدرد بخوری گیرم نیومد. بعد تو گوگل دنبال نقد فیلم و خلاصه داستانش گشتم و یه چیزایی گیر آوردم...
نوشته جناب Lord در تاریخ September 9, 2003 1:14 AM
Dog day
الان تنها چیزی كه میتونه عصبانیتم رو یه كمی كم كنه اینه كه بشینم اینجا و فكر كنم كه چی شدهامروز رفته بودم یه جایی برای یه كارییه صف طولانی ارباب رجوع وایساده بود تو گرما و معطلما هم كه چیزی نمیخواستیم جز اینكه بریم بپرسیم ببینیم فلانی هست یا...
نوشته جناب Lord در تاریخ September 7, 2003 7:59 PM
عجب!
اولندش كه بنده به دلیل برخی مسائل فرا جناحی شمال نرفتم ولی اگر قرار شد برم حتما نمیگم كه هی بیاید اینجا و حالتون گرفته بشهدویومندش كه اگر كامنت میذارین یه اسمی ایمیلی چیزی از خودتون بذارید كه ما بتونیم جوابتون رو دندان شكن بدیم سیومندش كه من نمیدونم اینجا...
نوشته جناب Lord در تاریخ September 5, 2003 1:30 AM