Info
تاریخ:
ماه: 'September 2004'
نوشته های September 2004
عید است و كوهش
میتونم بگم تهران امروز تقریبا 20 % مثل اون مدینه ی فاضله ای بود كه امام خمینی تو دوازده بهمن 57 به مردم وعده دادرفتیم سوار اتوبوس شدیم یارو گفت آقا رایگانه !رفتیم سوار تاكسی شدیم رانندهه كه ازون داش مشتیای عشق لاتی بود وقتی گفتم چقدر شد قربان؛ گفت:...

نوشته جناب Lord در تاریخ September 30, 2004 6:23 PM

Yang Yin
این علامت رو حتما خیل جاها دیدیدبیشتر هم فكر میكنند مال طالع بینی چینی باشه و عده ی كمی اسمش رو میدوننخب این دایره از تركیب دو نیم دایره ی معقر و محدب تشكیل شدهاین نیم دایره ها "یانگ" و "یین" نام دارن و برای سهولت در تلفظ اول...

نوشته جناب Lord در تاریخ September 29, 2004 9:56 AM

چهار مهر
وقتی آدم از خواب بلند بشه و بگه خدایا صبحت بخیر و راه بیوفته طرف دانشگاه خیلی احساس خوبی به آدم دست میدهبعد همینكه آدم داره فكر میكنه كه الكی الكی شد ترم پنج و عجب عمر باحال میگذره ،‌  میرسه دانشگاه و جلوی پاش جناب پروفسور هفتاد و سه...

نوشته جناب Lord در تاریخ September 25, 2004 7:01 PM

شاید شبی آن روز فرا رسد
دیر زمانی است که زنان به دنبال پاك مردانی هستند آوازه خوان و مردان به دنبال مادینه فرشته خویانی سپیدپر که رقص کنان آواز محبت و نیكی سر دهند و از کینه ی مادرزاد سخنی نرانند روحشان ترنم باران باشد و قلبشان آکنده از طراوت بهاراناما هزاران هزار افسوس که نه اینان آنان را...

نوشته جناب Lord در تاریخ September 23, 2004 12:00 PM

همه ی دختران من بخوانند
بدون شك كشوری مانند ایران، با پیشینه های درخشان تاریخی و آثار باستانی فراوان، استعداد بی مثالی در جذب و ارائه خدمات مناسب به جهانگردان و توریستان خارجی را دارا میباشد دختران ایران هم بسان كشورشان اینگونه اند سالیانه میلیونها دلار صرف تبلیغات و زیباسازی میكنند تا چشم اندازی مناسب...

نوشته جناب Lord در تاریخ September 21, 2004 6:57 PM

Power Menu منوی قدرت
یه برنامه خوب چه خصوصیاتی باید داشته باشه؟ نمیدونم تا حالا دقت کردین یا نه. هر برنامه ای که من معرفی میکنم، معمولا مجانیه و حجم کمی هم داره و سعی میکنم بهترین توی نوع  خودش باشه. ممکنه کلی برنامه دیگه باشه که همین کارها رو انجام بدن ولی یا...

نوشته جناب lost در تاریخ September 21, 2004 3:44 AM

خانه عكس
خب همونطوری كه ملاحظه می كنید به علت مسلح شدن چشم ما به یك عدد دوربین، یك لینك با عنوان عكاس خانه ، بالای ستون لرد اضافه كردم و از این به بعد دیگه با دوربین مردم عكس نمیندازم از مجیدآقای گل، د.ب* بزرگترم بابت زحمت آوردن دوربین هم تشكر میكنماسلام هم...

نوشته جناب Lord در تاریخ September 20, 2004 7:00 PM

زباله دان تاریخ و من
وقتی ناپلئون شكست خورده با بار یک میلیون کشته روی دست از روسیه برگشت و زنش رو با یه آقایی تو رختخواب دید با یه لبخند ملیح همیشگی گفت:"خب عاقبت یک مساله ی شخصی كه برای تنوع هیچ بد نیست" اما این سوراخ سینك ظرفشویی خیلی شبیه همون زباله دان تاریخهبعضیا...

نوشته جناب Lord در تاریخ September 20, 2004 7:53 AM

راه هایی كه جدا میشن
راه ها كه جدا شدن میشه موازی باشنمیشه آخرش هم به یه جا برسنولی دیگه یكی از یه طرف میره و یكی از یه طرف دیگهنمیشه گفت تو بخیر ما به سلامت ولی دیگه مثل تو یه جاده بودن نیستبعضی وقتا هم اینجوریه نمیشه گفت ما مستقیم رفتیم ، ماه...

نوشته جناب Lord در تاریخ September 19, 2004 2:01 AM

Canon Powershot A95
بعد یه مدت مدید كه بابت تصمیم بر خرید دوربین گذشت بالاخره این طلسم شكسته شدبعد از گشت و گذار و گه گیجه گرفتن و بررسی نرخ و امكانات كاربردی مورد نظر و انتظار برای پایین اومدن قیمت دوربین كه هر روز داره ارزونتر میشه بالاخره یه  Canon Powershot A95...

نوشته جناب Lord در تاریخ September 16, 2004 2:21 AM

خواص عوام و عوام خواص
راستش یه چیزی امروز به فكرم انداخت كه یخورده فكر كنمبا یكی از بچه های دانشگاه سر عوام و خواص حرف میزدماینكه این عامه ای كه راجع بهشون حرف می زنم چه بخشی از جامعه ی ما رو میسازن؟واقعا من كه این همه عوام و خواص میكنم خودم رو باید...

نوشته جناب Lord در تاریخ September 16, 2004 1:21 AM

عید است و خوابش
سكانس یك:این دختركان یا كامپیوترشان سالم است یا ناسالماگر سالم باشد كه فبهاو خدا آنروز را نرساند كه ناسالم شودبا نصب ویندوز یا درایورهای مربوطه كه كار راه نخواهد افتاد ؛ هیچباید بشینی یكی یكی جامپرهای مادربرد رو از اول بازرسی كنی ببینی چه بلایی سر این مادر مرده آوردن با...

نوشته جناب Lord در تاریخ September 13, 2004 3:05 AM

شرک 2
«Shrek2» رو دیدم و کلی لذت بردم، نمیدونم وقتی اینهمه دقت و ظرافت رو توی یک فیلم سینمایی کارتونی یکجا جمع میبینم، چی باید بگم. ببینید چطوری یک سری آدم (که البته آدمهای خیلی نابغه و عجیبی هم نیستن) کنار هم جمع میشن و یک کار گروهی (Team Working)  انجام...

نوشته جناب lost در تاریخ September 13, 2004 3:03 AM

كتابخانه ی مكافات
جلوی من نشسته بودن؛ به نفر كناریش میگفت كسانی كه مرتكب قتل ها و تخلفات اجتماعی و بزهكاریها میشن رو از نظر ظاهری كه تقسیم بندی كردن؛ طبق آمار هفتاد و سه درصد از مردهای این گروه ساعت رو دست راستشون میبندن و خواب موهاشون از راست به چپه و از...

نوشته جناب Lord در تاریخ September 12, 2004 5:51 PM

برای كی سیاسی بشم؟
در راستای با فواد سینما رفتن و شمعی در باد پوران درخشنده و مسیر برگشت طرف منزل و همچنان تفكرات عمیق در باب این فیلم و در بحر ریزه كاریهاش رفتن و ... ببخشید آقا ساعت چنده؟ - هفت و نیم (با صدای نازك شده و ...) ببخشید این تیشرتتون...

نوشته جناب Lord در تاریخ September 10, 2004 2:00 PM

شاد زی ولی نه بعد از مرگ
كانال یك داره یه مستند نشون میده از كسانی كه مرگ رو تجربه كردن و دوباره به این دنیا برگشتناز اونجایی كه اصلا حرفاشون برام غریب نیست همچنان پای كامپیوتر نشستم و فقط گوش میكنم و یه لبند ملیح تحویل خودم میدمولی حرف خواهرم خیلی جالب بودبا یه لحن سوالی...

نوشته جناب Lord در تاریخ September 10, 2004 1:06 PM

بسیار سفر باید تا پخته شود خامی
همراه مقدار معتنابهی كیف كردن واقعا خندیدم وقتی شنیدم پریسا به این نتیجه رسیده كه بنده اگر كفش هم بودم لنگه نداشتم اصولا آدم هر چیزی راجع به خودش بشنوه خوشش میاد نخ سوزن كه جملات گهربار باشهاما میگن سفر خیلی خوبهمیگن سفر خام رو پخته میكنهمیگن تو سفر آدما...

نوشته جناب Lord در تاریخ September 9, 2004 11:01 PM

پروژه اول - یک ماشین حساب ساده
این پست اصلاح شد. شرمنده از ایرادی که داشت. چند قرن پیش (فصل صفرم، فصل اول، فصل دوم، فصل سوم) مقدمات ویژوال بیسیك رو با هم مرور كردیم. حالا میتونید بقیه ماجرا رو از اینجا ادامه بدین. میتونید كد كامل شده رو از اینجا دانلود كنید. توی این سری مطالب...

نوشته جناب lost در تاریخ September 5, 2004 9:27 AM

سفری بعد از گری كوپر
فردا تا یه مدت نسبتا طولانی رفتم شمال (لیسار) برای استراحت و غیره!برمی گردممنتظر نباشینتا یادم نرفته خداحافظ گری كوپر عجب كتابی بودنمیشه گفت قشنگ ولی دختركش بودزیر یه جمله هاییش رو خط كشیدم برای بیست سال دیگه یه نگاهی بهش بندازماز یه جایی خیلی خوشم اومد:هیچوقت كسی را به اندازه ی...

نوشته جناب Lord در تاریخ September 4, 2004 1:44 AM

بال پریدنم كو؟
  بالاخره داره جور میشهپریدن رو میگمزندگیهزنــدگـــیبهانه ش هم فقط بالا بودنهیه قول دایی سهیل :زندگی بهانه ی اوج و عروجه پای رفتن میخواد و بال پریدناز سیاهی كندن و اونور ابرا آسمون آبی رو به بر كشیدنزندگی تجربه بود و نبودهزندگی یعنی رهایی و گسستنزندگی پر شدن از هوای تازس...

نوشته جناب Lord در تاریخ September 2, 2004 2:40 AM

Kazaa Lite Resurrection
خوب قرار شد با كازاآ شروع به كار كنیم. ایندفعه زیاد طولانیش نمیكنم. فقط میرم سراغ اصل موضوع.. 1- نصب برنامه كازاآی احیا شده (كه همونطور كه گفتم، یكی از بهترین نسخه‌هایی هست كه من پیدا كردم، چون هم مجانیه و هم هیچ برنامه دزد و Spyware همراهش نیست)از این...

نوشته جناب lost در تاریخ September 1, 2004 3:08 AM