درست نمیدونم ولی یادمه اون قدیما از زبان یکی از بزرگان شنیدم که در زندگی هیچ لغزشی برایم گرانتر از لغزش زبان تمام نشد...
و البته این جمله ی حضرت علی که : هرگز از دست و زبان کسی که او را تحقیر نمودهای در امان نخواهی بود ...
و الان که بهش فکر می کنم، میبینم ریشه ی اینکه تازگیها خیلی حرفها پشت سرم زده میشه و یجورایی هر ننهقمری خوشش میاد اسمم رو به زبون بیاره و یه سری داستان پشت سرم ردیف کنه، همش برای اینه که یه نفر رو توی عالم بچگی (ده دوازده سالگی) و از روی جهل و احساس بامزگی تحقیر کردم و اون آدم یه گره و مشکلی با من پیدا کرد و دیگه فکر نکنم تا آخر عمر بتونم از دلش در بیارم ...
بگذریم
به هر حال نه برای اینکه از طرفش احساس خطر کنم یا اونقدر برام این قضایا گرون تموم شده باشه که بخوام به نحوی از خودم دورش کنم ... نه بابا ... خدای ما بزرگتر از این حرفاس که بذاره برام مهم باشه حرفهای خاله زنکی!
فقط برای همینکه همیشه دوست داشتم ازش عذرخواهی کنم
و یادمه که بلافاصله بعد از این که اون حرف ناراحت کننده رو زدم پشیمون شدم
و راستش اصلاً نمی دونم اینجا رو میخونه یا نه ...
فقط از اونجایی که شنیدم بنابر خوندههای اینجا رفته پشت سرم صفحه گذاشته، میخوام همینجا بهش بگم منم بابت مشکلاتی که برام درست کردی بخشیدمت و ازت میخوام که تو هم من رو ببخشی
با شمام خانم م.ب.
کاش ایمیلت رو داشتم تا بهت بگم اشتباه میکنی و چیزایی که گفتی همه غلط بوده
-----------
پ.ن: دلیل نداره اینجا فقط یه چیزی بنویسم که همه بخونن!
این یه پست شخصیه برای یکی از بستگان!!
همین!
دارم توو دلم میگم: گفتمش تاجر چه تجارت میکنی؟
گفت: با کاروان ریا، نماز و روزه و واجبات و مستحبات و تکلیف میبرم به ناکجا آباد، به طمع بهشت ...
مثل همیشه یهو بی مقدمه تلویزیون روشن میشه
یه نفر میگه: نگاه کن تو رو خدا! ببین چطور با اینهمه پرژکتور و فیلتر نور و بوم صدابرداری و ریل و دو تا دوربین و دکور الکی داره با هنرمندی تمام بازی میکنه!!
بازم یجوری که کسی نشنوه توو دلم میگم: این که هنر نیست ... هنرمند آدمایی هستن که ادعای ایمان به خدا میکنن و میگن همه جا هست و فریاد نزدیک بودن حضور خدا - حتی نزدیکتر از رگ گردن - رو به آسمون بلند میکنن ولی مردم که نباشن نقش عوض میکنن و شیطان مجسم میشن و هرکاری میکنن که مالکیت یه بخش دیگه از شهوات زمین و ثروتش رو داشته باشن و انگار نه انگار که کی بودن ... به قول حبیب "طبیعی رفتار میکنن"
فکر کنم حرف دلم رو همه میشنون که ساکت میشن و هیچی نمیگن ...
دارم به اصطلاح ِ "جور تنهایی کشیدن ِ " سوشیانت فکر میکنم ...
ماه رمضون نزدیکه ... نزدیکیش رو میشه حس کرد ...
اصولاً المپیک مال کفار است
اصولاً حق این چینیهای همه چیز خور است و بس
دم آمریکا و انگلیس و روسیه و استرالیا هم البته گرم
ما و توگو و تاجیکستان و مکزیکو و مراکش و لاتویا و اسرائیل و باقی بچهها هم من حیث المجموع و همه با هم نود و ششم شدیم و حالش رو بردیم ...
برای خنده رفته بودیم به گمونم
خب زحمت کشیدن بچه ها
دستشون درد نکنه!
چی میشد منم میبردین خب؟!
بازم همین نتیجه بود دیگه!
بعد آدم دلش میسوزه که کفاشیان برگشته گفته (شایدم برنگشته!) هشت میلیارد تومن هزینه کردیم برای بچه های المپیک!!
آخه مرد مومن(!) تو یا نمیدونی هشت عدد چندمه یا نمیدونی میلیارد چه عنصریه یا اصلاً با رنگی به اسم تومن آشنایی نداری
حالا که گند بالا اومده دیگه همش رو هم نزنین که حال همه به هم بخوره و من هی فکر کنم چی میشد یک هشتم بودجه ی المپیک مال من بود ... خب بازم که نتیجه همین میشد!!
البته آقایی هم هستن اینجا که میگن هنوز تا آخر بازیها چند روزی مونده!!
به امید افتخار
--------+
* مصرعی است از شعری منسوب به مهدی اخوان ثالث که در دهه فجر اکثر عوام الناس از روی جهالت زیر لب میخوانند!! خداوند هدایتشان گرداند!
پ.ن: رقم هشت میلیارد تکذیب شد و رقم بیست و هشت میلیارد در جراید ذکر شد
پ.ن2: باز هم دم هادی ساعی گرم .. الحق که ساعی است!
به تحقق تاریخی دین فکر میکردم و نفس دین
اینکه یه دین واقعاً برای چی و با چه هدفی اومده و بعد دعوای فرقههای مختلف اون دین سر چی بوده و چقدر از خود ِ دین دور شدن و هرچی از تاریخ تولید ِ دین گذشته، اون دین بیشتر تبدیل شده به یه بهانه برای رسیدن به اهداف و امیال شخصی ِ عدهای یا یه سری حرف فراموش شده برای یه عدهی دیگه
اگر با خودمون رو راست باشیم اغلب مردم اونطوری عمل میکنن که فکر میکنن بهتره و راضی ترن و کاری رو میکنن که دوست دارن
و همیشه هم مذهب مردم توی هر دین و آئینی چیزی بوده متفاوت از اون چیزی که مبلغان و واعظان دینی مطرح کردند
دین موبدان زرتشتی و جانشینان زرتشت رو که نگاه کنید تعجب میکنید که چقدر با دین ِ خود مردم متفاوت بوده ...
و مردم در طول هزاران سال اونقدر بی توجه بودن به حدود و قوانین که رفته رفته خود ِ موبدها هم باورشون شد به عنوان مثال خوردن ِ شراب سوما (که از گیاه هئومه تهیه میشه) از رسومات زرتشتیه و توی یشتها چند فصلی راجع بهش گنجانده شد! در حالی که خود ِ زرتشت با این قضیه و کلاً با هر مست کنندهای به هر بهانهای ولو مقدس مخالف بوده!
برای سایر ادیان زنده ی جهان هم همین قانون کمابیش صادقه و حکومتها چه دینی باشن و چه غیر دینی، بسته به مصلحت و نفعشون تصمیم میگیرن و دائم در حال توجیه کردن ِ هر عملی هستن تا به بقای خودشون ادامه بدن
بگذریم
دیشب اونقدر به همه اینها فکر کردم که خوابم برد و صبح که بیدار شدم ، یادم افتاد که چطور خوابم برده
گفتم مثل شمردن گوسفند میمونه دیگه!
خواستم بگم : باشد که اشک در غم ما پرده در شود ...
زدم تو دهن ذهنم و گفتم : گر نکوبی شیشه ی غم را به سنگ ، هفت رنگش میشود هفتاد رنگ ...
انسان ها
هر کدام
بویی،
رنگی،
و نگاهی ...
در برابر ناچاری
گاه باید مرد بود
گاه باید مُرد
گاه ِ مردن ...
و زندگی ِ همیشه و همواره و هنوز
در دنیایی خیالی
بدنی بی مرز
فارسی به صورت کامل:
مردم بندگان دنیایند و دین، تنها بر زبانشان جاری است، هنگامی که زندگیشان سرشار است دین گرایند ولی هنگامی که در تنگنای بحرانها قرار گرفتند دین داران واقعی اندک میگردند.
عربیش:
«الناس عبید الدنیا و الدین لعق علی السنتهم یحوطونه مادرت معایشهم فاذا محصوا بالبلاء قل الدیانون».
امام حسین علیه السلام
بحارالانوار، ج44، ص383 (آقای همیشه دنبال منبع حالا اگه راست میگی برو نگاه کن!)
(July 23, 2008 3:12 PM) -
(June 28, 2008 5:08 PM) - روز میلاد تن خود!
(May 26, 2008 12:44 PM) - Untitled 29
(May 17, 2008 4:30 PM) - سروش و دیگران
(May 11, 2008 10:01 PM) - پروژه الکترونیک دانشگاه!
(May 10, 2008 3:17 PM) - چیزکی باید نوشت
(March 10, 2008 2:40 PM) - حجاب
(March 9, 2008 1:52 PM) - دیوانه ای از جنس گورخر
(March 4, 2008 4:52 PM) - تانترا، انرژی کوندالینی و بی ماری!
(February 16, 2008 11:42 AM) - نیک آدینه ی زندگی
(February 6, 2008 10:16 AM) - کارگاه جامع "روندکاری در تاریکخانه دیجیتال"
(January 29, 2008 8:17 PM) - چگونه فلیکر را بپیچانید؟
(January 27, 2008 1:01 PM) - محرّم نوشت
(December 10, 2007 5:12 PM) - دوست خارجکی ِ ما!
(December 7, 2007 6:23 PM) - اغتشاشات ذهنی
امشب به یک سایتی برخوردم که ادعا میکنه که اکانت رایگان Rapidshare و Megaupload اعطا میکنه.
من ثبت نام کردم ولی هنوز نمیدونم واقعیه یا نه.
توی این فصل اولین کاری که باید بکنیم اینه که یک کابل درست کنیم تا بتونیم از کامپیوتر توی میکرو برنامه بریزیم. این کابل خیلی پیچیده نیست ولی یک کم دقت میخواد تا پایههای میکرو رو درست وصل کنیم.
کسانی که یک کم تجربه الکترونیکی دارن حتما شنیدن یا دیدن که میکروها رو باید بوسیله یک دستگاه خاصی به اسم پروگرامر (Programmer) برنامههاشون رو توش ریخت. معمولا ساخت یا خرید این دستگاهها خودشون یک داستان مفصلی دارن و خیلیها از کار با میکرو به خاطر همین دنگ و فنگها صرف نظر میکنن. اما.....
اما جناب AVR ما، علاوه بر تمام مزیتهایی که فصل قبل رو به خودش اختصاص داده بود، برنامه ریزیش هم یک شاهکاره.
یعنی کافیه پنج تا سیم از میکرو بکشید به کامپیوتر وصل کنید تا بتونید به راحتی میکرو رو پروگرام کنید.
هیچ دستگاه خاصی برای پروگرام کردن میکروهای AVR احتیاج نیست. ساخت کابل مخصوص پروگرام کردن میکروهای AVR
برای پروگرام کردن یک میکروی AVR تنها به یک فیش پارالل (Parallel) که بهش LPT یا DB-25 هم میگن نیاز داریم.
بعد باید یک سری از پایههای میکرو رو به پایههای فیش پارالل لحیم کرد.
یکی از بهترین پروژه های عملی بچه های برق، الکترونیک، مخابرات و کنترل و خیلی رشته های دیگه، پروژه های الکترونیکی با استفاده از میکرو کنترلرها است.
توی چند قسمت چندین پروژه ساده و جالب رو با میکرو کنترلر درست میکنیم که به درد همه بخوره، هم نمره بگیرین و هم خودتون از اینکه یک مدار ساختین لذت ببرین.
اول از همه بگم که در قسمت اول که الان خواهید خوند، سعی کردم یک کمی مقدمه بگم و طوری توضیح بدم که افرادی هم که علاقه دارن ولی دانش زیادی از الکترونیک ندارن اما از کارهای فنی سر درمیارن بتونن استفاده کنن.
اگه استاد برنامه نویسی میکرو و یا الکترنیک هستید میتونید از این بخش صرف نظر کنید.
مقدمه خوب برای بچه های خوب
میکرو چیه؟
تو فارسی ما استاد خلاصه کردن کلمه های سخت و قلمب سلمبه خارجی هستیم. میکرو در اصل خلاصه شده میکرو کنترلر (Microcontroller) هست. (بعضی وقتها به میکرو پروسسور هم میکرو میگن که یک سری تفاوت عمده داره و به درد این مطلب نمیخوره)
از وقتی الکترونیک اومد زندگی متحول شد و از وقتی IC اومد الکترونیک متحول شد!
از فرمایشات حکیم بزرگوار Lost !!
IC دیگه چیه؟
آی سی یک قطعه الکترونیکی هست که یک مدار خیلی بزرگ رو توی یک فضای خیلی کوچیک فشرده کردن و تنها سیمهای رابطش رو بیرون آوردن. مثلا فرض کنید همین CPU کامپیوتر شما که یک آی سی فسقلی هست حدود 200 میلیون قطعه مختلف توش کار گذاشته شده. حالا تعداد قطعات روی Motherboard خودتون رو بشمرید به زحمت به 1000 قطعه میرسه.
یعنی اگه قرار بود CPU شما رو توی یک بسته کوچیک جاساز نکنند، الان اندازه اون CPU در حدود یک اتاق بزرگ بود.
ما که آخرش نفهمیدیم میکرو چیه؟
میکرو یک IC خیلی جمع و جوره که معمولا چندین هزار قطعه الکترونیکی رو در کنار هم در یک بسته قرار دادن. اینطوری هم در فضایی که یک مدار خیلی بزرگ نیاز داره صرف جویی میشه، هم هزینه ساخت میاد پایین و هم مصرف برق کمتری داره.
مثلا کیبرد شما، ماوس شما، تلوزیون، یخچالهای جدید، ساعتهای دیجیتال، ماشین حسابها، درب بازکنهای تصویری و غیره همه میکرو دارن. کارهایی هم که میکرو میتونه بکنه تقریبا نامحدوده، یعنی از اندازه گیری دما در یخچال، تا دریافت و ارسال مادون امواج قرمز در کنترل تلوزیون، محاسبات پیچیده ریاضی تا کنترل ربات و هوش مصنوعی رو میتونه انجام بده.
این ورد 2007 عجب چیز جالبیه. باز هم مایکروسافت از دستش در رفت و یک برنامه خوب ساخت.
امشب داشتم با ورد کار میکردم که دیدم امکان پست برای وبلاگها رو هم داره. گفتم حتما باید راهش بندازم.
یک خورده ور رفتن باهاش و یک کم جستجو در اینترنت این نتیجه رو داد که به سادگی میشه از ورد به وبلاگ مورد نظرتون پست کنید.
این پست رو الان دارم با همین ورد تایپ میکنم.
فعلا ببینم چطوریه.. هنوز نمیتونم صد درصد بگم که خیلی عالیه.
چون مثل برنامه «Windows Live Writer» که قبلا معرفی کرده بودم قالب وبلاگ رو توش قرار نمیده. ولی امکانات ویرایش بسیار عالی ورد در اختیار آدمه.
برای راه انداختنش این مراحل رو طی کردم.
همونطور که میبینید عکسها رو با استفاده از خود ورد 2007 سایه زنی کردم و تغییر اندازه دادم. تازه میتونید به سادگی چارت و جدول هم به متن اضافه کنید.
فعلا همین قدر بلدم. اگه نکته جدیدی گیرم اومد حتما میگم.
اینو چند وقت پیش توی یک سایت روسی گیر آوردم خیلی برام جالب بود.
My Dear Love,
Yesterday, I was passing by your rectangular house in trigonometric lane. There I saw you with your cute circular face, conical nose and spherical eyes, standing in your triangular garden.
Before seeing you, my heart was a null set, but when a vector of magnitude (likeness) from your eyes at a deviation of theta radians made a tangent to my heart, it differentiated.
My love for you is a quadratic equation with real roots, which only you can solve by making good binary relation with me. The cosine of my love for you extends to infinity. I promise that I should not resolve you into partial functions but if I do so, you can integrate me by applying the limits from zero to infinity.
You are as essential to me as an element to a set. The geometry of my life revolves around your acute personality. My love, if you do not meet me at parabola restaurant on date 10 at sunset, when the sun is making an angle of 160 degrees, my heart would be like a solved polynomial of degree 10. With love from your higher order derivatives of maxima and minima, of an unknown function.
Yours ever loving,
x*y*z
به قول جناب لرد:
پ.ن.: اولن این جناب مجهول الهویه ایکس وای زد هیچ نسبتی با من ندارن و دویومن من اصلا از این سوسول بازیها بلد نیستم که نامه عاشقانه از خودم در کنم. محض روشن شذن قضیه گفتم ها....
(April 22, 2007 3:07 AM) - وبلاگ نویسی به کمک ابزار جدید ماکروسافت
(March 24, 2007 5:49 AM) - نوروزتان مبارک
(March 23, 2007 8:43 PM) - فیلمهای نوروزی تلوزیون
(March 10, 2007 12:47 AM) - بازگشت منزیلا (بر وزن گودزیلا)
(February 10, 2007 12:54 PM) - پدر رفت
(September 18, 2006 5:41 PM) - انوشه انصاری قسمت دوم
(September 17, 2006 2:04 PM) - HTMLArea 3 کاملا فارسی و MT 3.32
(September 13, 2006 5:20 PM) - Anousheh Ansari First Iranian Astronaut
(September 5, 2006 1:46 PM) - یک گیگابایت فضای رایگان!؟
(August 8, 2006 2:07 PM) - پرگردیدگی پهنای باند سایت و
(May 5, 2006 8:32 PM) - ترشی دوست دارید؟ ریواس چطور؟
(April 17, 2006 9:27 PM) - شبیه سازی PlayStation
(April 16, 2006 6:05 AM) - امولاتورها - یا شبیه سازها (Emulators)
(April 14, 2006 1:59 AM) - اضافیدن یک خالکوبی بر بدن
(April 8, 2006 11:30 PM) - درج زیرنویس فارسی بر روی DVD