برگشتن خیلی سخت تر از رفتنه.
مخصوصا که دیگه برای نوشتن حسی باقی نمونده باشه...
ولی امروز دل رو زدم به دریا و گفتم باید برگشت...
او رفت ولی شاید بتوان همانطور که او همواره چنین بود باز هم به دیگران کمک کرد و کمک کرد و ...
-------------
از همه دوستانی که با ابراز همدردی، خود را شریک ما دانستند تشکر میکنم.
پس از رفتن پدر نمیتوان باور کرد که او دیگر نیست. زیرا او برای کسانی که میشناختندش هنوز زنده است.....

نوشته جناب lost در تاریخ: February 10, 2007 12:54 PM
لینک دنبالک: http://www.lostlord.com/cgi-bin/mt4rc2/mt-tb.cgi/947
نظرها: