پس از شب و روزها سر و كله زدن با این ام تی (MT) بالاخره یك چیزهایی ازش سر درآوردم.
اصولا آدم خنگی نیستم ولی وقتی با یك چیز زیادی ور برم و تازه اون چیز كامپیوتری باشه و من ازش سر در نیارم خیلی ناراحتم میكنه. اونوقته كه مجبورم از اول تا آخر اون چیز رو با مدارك و نوشته هاش بخونم تا یاد بگیرم.
البته مشكل بیشتر مربوط میشه تنبلی ما و راحتی ویندوز و غیره كه این جناب بیل گیتس (گفتم بیلی یادم بندازین بگم این بیلی چه جوری معروف شده) باعث شد ما به طرف لینوكس و یونیكس نریم و كار با اونا رو از الو به جای این داس فكسنی (كه در روش اصل كارش رو از یونیكس كپی كردن و فقط سعی كردن یك كم ساده تر باشه) یاد بگیریم.
حالا از این به بعد سعی میكنم یه راهنمای جمع و جور درباره نصب ام تی و مشكلاتش بنویسم.