Info
لجاجت

glass.jpg

نمیدونم چی بگم...

فعلا که پیروزی با اون طرفی‌ها است.

تا حالا این حس رو داشتین که شکست بزرگی خوردین...

انتخابات این دوره به این شبیه بود که برای یه امتحان سخت کلی درس بخونی، بعد سر امتحان هم خوب به سئوالات جواب بدی ولی استاد باهات لج کنه و یه نمره 3 بهت بده...

یا مثل اینکه، مثل همه همکلاسی هات، درس رو بخونی، ولی سر امتحان که میرسی میبینی که اونها یه کتاب دیگه رو خوندن و تو یه کتاب دیگه رو و آخر سر هم استاد نامردی نکرده و از همون کتابی که اونها خوندن امتحان گرفته.

از سال 74 به بعد یه جورایی به این نتیجه رسیده بودم که مردم روستاها و شهرهای کوچیک هم، با اینکه از نظر اقتصادی و فرهنگی و امکانات خیلی کمبود دارن، ولی طریقه فکر کردنشون، تقریبا شبیه خودمونه. یعنی لااقل توی خیلی از مواضع با هم اتفاق نظر داریم.

ولی حالا به نظر میرسه باید یه تجدید نظری توی فکرمون بکنیم.
خیلی از ما در دور اول، فکر میکردیم که معین حتما نفر دوم یا اول میشه و توی دور دوم هم احتمالا میشه هاشمی رو شکست داد. (شکست از نظر سیاسی)

خیلی ها هم به خاطر انتقاداتی که در دو دوره ریاست جمهوری هاشمی به اون و خاندانش وارد بود، برای اینکه تصور میکردن که حاکمیت میخواد اون رو رییس جمهور کنه، رفتن و به یکی دیگه رای دادن... ولی به نظر میاد اونها هم اشتباه کردن...

باید قبول کرد که شکست خوردیم... اولش خیلی سخته... حتی با یک جور لجاجت، دلم نمیخواد این واقعیت رو قبول کنم. دلم میخواد شکست رو بندازم گردن یکی دیگه، ولی این راهش نیست...

فکر کنم الان هم باید بهترین تصمیم رو گرفت...

فکر میکنید بهترین تصمیم چیه؟


نوشته جناب lost در تاریخ: June 25, 2005 9:23 PM
لینک دنبالک: http://www.lostlord.com/cgi-bin/mt4rc2/mt-tb.cgi/680


نظرها:
1-

بايستيم، دست‌هاي هم را بگيريم، منتظر آينده باشيم و تلاش کنيم.


نوشته جناب پاييزان در تاریخ June 25, 2005 9:58 PM

2-

خیلی جالبه که من تو اینترنت کمتر کسی رو می بینم که اصلاح طلب نباشه. کاش اینترنت یک فضای آماری کوچک شده از جامعه مون بود. حیف که نیست.


نوشته جناب محمد در تاریخ June 26, 2005 3:36 PM

3-

به پیشنهاد میکنم حتما این عکس ها رو ببینی http://microdump.blogspot.com/2005/06/blog-post_25.html
و نامه ی هاشمی رو هم که توی باز تاب داده:
http://www.baztab.com/news/25790.php


نوشته جناب Micro Dump در تاریخ June 26, 2005 5:37 PM

4-

بيشتر شبيه اين ميمونه كه داري رو يه درياچه يخزده قدم ميزني با گرل فرندت و يهو يخ زير ژات ميشكنه و تو ميوفتي تو صفر درجه.!!


نوشته جناب fesgheli در تاریخ June 26, 2005 8:35 PM

5-

بيشتر حماقته تا لجاجت


نوشته جناب m در تاریخ June 27, 2005 10:24 PM

6-

هيچ بايد افسوس خورد و بعد به آينده اميدوار بود..شكست اولين گام پيروزي است.. ولي جدا حيف..!!


نوشته جناب رهگذر بی نشان در تاریخ June 27, 2005 11:26 PM

7-

سلام مرتضي جان ! برات يه ايميل فرستادم ... اگه خونديش برام جواب رو بفرست. ممنون ميشم ...


نوشته جناب محمد آنلاين در تاریخ June 27, 2005 11:32 PM

8-

بهترين تصميمو يادم رفت بگم , بايد رفت فقط همين.


نوشته جناب m در تاریخ June 28, 2005 10:16 PM

9-

سلام.دلم براي نوشته هاي كامپيوتريت تنگ شده. بي خيال سياست. موفق باشي.


نوشته جناب drritalin در تاریخ June 29, 2005 11:16 PM

10-

مرتضي جان اگه ميشه ايميلت رو چك كن !
ممنون ميشم


نوشته جناب محمد آنلاين در تاریخ June 30, 2005 8:34 PM

11-

من تصميمم اينه كه بعد فارغ التحصيلي برم افغانستان زندگي كنم بي شوخي


نوشته جناب نوشین17 در تاریخ July 5, 2005 1:49 PM

12-

من لاستش رو بيشتر پسنديدم البته شعر ابوي لرد رو هم خيلي زياد دوست داشتم


نوشته جناب دستنوشته هاي پسري در حال كما در تاریخ July 10, 2005 4:11 AM


نظر شما