<?xml version="1.0" encoding="utf-8"?>
<feed version="0.3" xmlns="http://purl.org/atom/ns#" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xml:lang="en">
<title>.: LostLord :.</title>
<link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.lostlord.com/" />
<modified>2008-05-14T12:39:46Z</modified>
<tagline>دونفر و يك بلاگ</tagline>
<id>tag:www.lostlord.com,2008://1</id>
<generator url="http://www.movabletype.org/" version="4.0rc2-en">Movable Type</generator>
<copyright>Copyright (c) 2008, Lord</copyright>

<entry>
<title>پروژه الکترونیک دانشگاه!</title>
<link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.lostlord.com/Lord/post1106.php" />
<modified>2008-05-14T12:39:46Z</modified>
<issued>2008-05-11T17:31:36Z</issued>
<id>tag:www.lostlord.com,2008://1.1106</id>
<created>2008-05-11T17:31:36Z</created>
<summary type="text/plain">توجه! توجه! قابل توجه علاقه مندان به پروژه هاي الکترونيک و ميکروکنترلرها و روباتيک و این جور خورده ریزها! عارضم حضورتون که در بخش دريافت فايل سايت گاسانيک می تونید خیلی چیزها بیابید! همچنین تعداد قابل توجهی مقاله آموزشی و ايده (!) هم در بخش آموزشهاي سايت موجود میباشد! با...</summary>
<author>
<name>Lord</name>

<email>lord1319@yahoo.com</email>
</author>
<dc:subject>آموزشي</dc:subject>
<content type="text/html" mode="escaped" xml:lang="en" xml:base="http://www.lostlord.com/">
<![CDATA[<p>توجه!</p>

<p>توجه!</p>

<p>قابل توجه علاقه مندان به پروژه هاي الکترونيک و ميکروکنترلرها و روباتيک و این جور خورده ریزها!</p>

<p>عارضم حضورتون که در بخش دريافت فايل <a href="www.gasanik.com">سايت گاسانيک</a> می تونید خیلی چیزها بیابید!</p>

<p>همچنین تعداد قابل توجهی مقاله آموزشی و ايده (!) هم در بخش آموزشهاي سايت موجود میباشد!</p>

<p>با تشکر فراوان از اینکه دیگر به ما سفارش پروژه دانشگاهی در زمینه الکترونیک آن هم بصورت رایگان و صلواتی نمی دهید.</p>

<p>:)</p>]]>

</content>
</entry>

<entry>
<title>چیزکی باید نوشت</title>
<link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.lostlord.com/Lord/post1105.php" />
<modified>2008-05-10T11:26:36Z</modified>
<issued>2008-05-10T10:47:46Z</issued>
<id>tag:www.lostlord.com,2008://1.1105</id>
<created>2008-05-10T10:47:46Z</created>
<summary type="text/plain">ذهنم پر از نوشته‌س اما انگار قلمم جوهر نداره ... بعضی وقتا آدم دوست داره فکر یا احساسش رو جایی بنویسه تا بقیه بخونن ... اما این بقیه خب یه سری استثناها هم داره ... راستش خیلی وقته که دیگه اینجا احساس امنیت نمی‌کنم ... از وقتی پای ایمیل‌های فورواردی...</summary>
<author>
<name>Lord</name>

<email>lord1319@yahoo.com</email>
</author>

<content type="text/html" mode="escaped" xml:lang="en" xml:base="http://www.lostlord.com/">
<![CDATA[<p>ذهنم پر از نوشته‌س اما انگار قلمم جوهر نداره ...<br />
بعضی وقتا آدم دوست داره فکر یا احساسش رو جایی بنویسه تا بقیه بخونن ... اما این بقیه خب یه سری استثناها هم داره ... <br />
راستش خیلی وقته که دیگه اینجا احساس امنیت نمی‌کنم ... از وقتی پای ایمیل‌های فورواردی آدرس اینجا رو دیدم یا وقتی راجع به چیزایی که دوست نداشتم سین جیم و بازخواست شدم، <br />
یا دیدم که باید رو در روی افراد خانواده و آشنایان پاسخگوی حرف‌هایی باشم که برای زدنشون حساب و کتاب ِ این رو نکرده بودم که جزء حرف‌های خیلی عمومیه!<br />
جنبه‌ی اینجا و خواننده‌هاش رو بالاتر از اینا حساب می‌کردم ...</p>

<p>بگذریم که باید گذشت</p>]]>

</content>
</entry>

<entry>
<title>حجاب</title>
<link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.lostlord.com/Lord/Hijabpost1104.php" />
<modified>2008-03-10T13:22:33Z</modified>
<issued>2008-03-10T11:10:19Z</issued>
<id>tag:www.lostlord.com,2008://1.1104</id>
<created>2008-03-10T11:10:19Z</created>
<summary type="text/plain">داشتم فکر می‌کردم کار ما یجورایی شیر مرغ تا جون آدمیزادی شده‌ها! دیروز یه نفر از این بچه دبیرستانیا (شایدم از اون بچه دبیرستانیا) اومده بود می‌گفت دستم به شلوارتون که تحقیق می‌خوام در باب حجاب!! ما هم یه حجاب توو گوگل سرچ کردیم و چشمتون روز بد نبینه ......</summary>
<author>
<name>Lord</name>

<email>lord1319@yahoo.com</email>
</author>
<dc:subject>درهم - سوا كردني نيست</dc:subject>
<content type="text/html" mode="escaped" xml:lang="en" xml:base="http://www.lostlord.com/">
<![CDATA[<p>داشتم فکر می‌کردم کار ما یجورایی شیر مرغ تا جون آدمیزادی شده‌ها!</p>

<p>دیروز یه نفر از این بچه دبیرستانیا (شایدم از اون بچه دبیرستانیا) اومده بود می‌گفت دستم به شلوارتون که تحقیق می‌خوام در باب حجاب!!</p>

<p>ما هم یه حجاب توو گوگل سرچ کردیم و چشمتون روز بد نبینه ...</p>

<p>انگار جمیع طلبه‌های محترم حوزه علمیه قم و کاشان و مشهد نشستن فقط راجع به حجاب مطلب نوشتن ...</p>

<p>خلاصه که سر و ته قضیه رو یجوری جمع کردیم و تحقیقم رو شیرین فروختم به قیمت 14 هزار تومن D:</p>

<p>بعد برای عکس‌های تحقیق هم Hijab سرچ نمودیم و خب نتایج جستجو یه مقداری متفاوت بود</p>

<p>این مسئله ی حجاب زنان مسلمان توی اروپا کلاً انگار رنگ و لعاب دیگه‌ای داره</p>

<p>نه یه مسئله ی تعبدی ِ فقهی و خشکه و نه یه مشکل حاد و بغرنج و در حد دسته بیل خوردن از عزرائیل</p>

<p>سخن رو کوتاه می‌کنم و چند تا لینک که به نظر خودم جالب اومد رو می‌ذارم ... باشد که شما هم خوشتون بیاد!‍</p>

<p><a href="http://meysam-shahi.blogfa.com/">آقای میثم شاهی و وبلاگشون</a></p>

<p><a href="http://hijabstyle.blogspot.com/2007/11/basic-shayla-wrap.html">طرز بستن روسری و حجاب لبنانی </a>که خب توی اروپا و بین خانم‌های خارجی که معمولاً با خانم‌های عرب مهاجر در ارتباطن خیلی رایجه<br />
(جالبیت قضیه همین خانمه س که داره آموزش می‌ده!)</p>

<p>بعدیش هم <a href="http://www.aftab.ir/articles/religion/religion/c7c1191943941_veil_p1.php">یکی از هزار مقاله ی سایت آفتاب</a> در مورد حجاب بود که کلی نقد دارم براش و پر از اشکال بود ... ولی خب در کل خوشم اومد ازش</p>

<p>یه چیز بی ربط هم <a href="http://nasiriphotos.com/blog/2007/04/24/00,13,35/">این موضوع جالب </a>توی عکس نوشته‌های جناب نصیری بود که بنده رو به خودش جلب کرد!!</p>

<p>همین دیگه<br />
فعلاً</p>]]>

</content>
</entry>

<entry>
<title>دیوانه ای از جنس گورخر</title>
<link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.lostlord.com/Lord/post1103.php" />
<modified>2008-03-09T14:08:33Z</modified>
<issued>2008-03-09T10:22:36Z</issued>
<id>tag:www.lostlord.com,2008://1.1103</id>
<created>2008-03-09T10:22:36Z</created>
<summary type="text/plain">آقا برداشته روی لپ تاپ آی بی ام ... از اونا که بهش می‌گفتن پنتیوم III و قدیمیه و تینک پد عتیقه‌ای داره و رمش 128 مگابایته ویندوز ویستا ریخته بعد آورده لپ تاپش رو میگه آقا چرا این دیگه بالا نمیاد ... با ویستا یه هفته هم کار کردما...</summary>
<author>
<name>Lord</name>

<email>lord1319@yahoo.com</email>
</author>

<content type="text/html" mode="escaped" xml:lang="en" xml:base="http://www.lostlord.com/">
آقا برداشته روی لپ تاپ آی بی ام ... از اونا که بهش می‌گفتن پنتیوم III  و قدیمیه و تینک پد عتیقه‌ای داره و رمش 128 مگابایته ویندوز ویستا ریخته
بعد آورده لپ تاپش رو میگه آقا چرا این دیگه بالا نمیاد ... با ویستا یه هفته هم کار کردما بعد یهو قاطی کرد!!

بعد نکته ی جالب توجه اینه که وقتی می‌خواستم ویندوزش رو عوض کنم و همون xp خودمون رو بریزم در کمال تعجب دیدم نصب کیبوردش کار نمی‌کنه
بعد یارو می‌خنده می‌گه نصف مدار کیبوردم سوخته!!!
 
روی لپ تاپه هم با برچسب گورخری کاور کرده ...

</content>
</entry>

<entry>
<title>تانترا، انرژی کوندالینی و بی ماری!‍</title>
<link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.lostlord.com/Lord/post1102.php" />
<modified>2008-03-04T15:21:48Z</modified>
<issued>2008-03-04T13:22:51Z</issued>
<id>tag:www.lostlord.com,2008://1.1102</id>
<created>2008-03-04T13:22:51Z</created>
<summary type="text/plain">در مکتب تانترا (Tantra School) اساتید به شاگردان می‌گویند که در كالبد انسانی، انرژی فردی بصورت ماری چنبره زده در انتهای ستون فقرات قرار گرفته كه كندالينی نام دارد و هوشياری فردی كمی بالاتر از فرق سر در مركزی بنام ساهاسرارا قرار دارد و تمرينات تانترا باعث تسريع فرايند تكامل...</summary>
<author>
<name>Lord</name>

<email>lord1319@yahoo.com</email>
</author>

<content type="text/html" mode="escaped" xml:lang="en" xml:base="http://www.lostlord.com/">
<![CDATA[<p>در مکتب تانترا (Tantra School) اساتید به شاگردان می‌گویند که در كالبد انسانی، انرژی فردی بصورت ماری چنبره زده در انتهای ستون فقرات قرار گرفته كه كندالينی نام دارد و هوشياری فردی كمی بالاتر از فرق سر در مركزی بنام ساهاسرارا قرار دارد و تمرينات تانترا باعث تسريع فرايند تكامل يا به عبارت ديگر اتحاد هوشياری و انرژی فردی در انسان می گردند.<br />
تانترا نه يك مذهب است نه بخشي از سيستمهاي مذهبي مختلف بلكه مجموعه تكنيكهايي است كه در طول تاريخ توسط گروههاي مختلف مردم در سرتاسر دنيا ، بمنظور دستيابي به رشد و تكامل معنوي مورد استفاده قرار گرفته است.</p>

<span class="mt-enclosure mt-enclosure-image"><img alt="kundalini_snake.jpg" src="http://www.lostlord.com/Lord/kundalini_snake.jpg" width="250" height="287" class="mt-image-center" style="text-align: center; display: block; margin: 0 auto 20px;"/></span>

<p>با توجه به تعاریف بالا می‌شه بی‌مار یا همون مریض رو تعریف کرد</p>

<p>به عبارت بهتر، از طريق تمرينات تانترا انرژی كندالنی بيدار شده به سمت بالا حركت كرده ، از چاكراها يا مراكز انرژی كه در امتداد ستون فقرات واقع شده اند می گذرد و در نهایت با هوشياری فردی در ناحيه ساهاسرارا متحد می گردد و این اتحاد نهايی هوشياری و انرژی فردی در ساهاسرارا،  اتحاد اوليه پيش از خلقت هوشياری و انرژی كيهانی (شيوا و شاكتی) را تكرار می كند.<br />
همین حالت است که در سایر مکاتب با اسامی متفاوتی مانند اشراق، فناء، حلول و اتحاد و ... خوانده شده </p>

<span class="mt-enclosure mt-enclosure-image"><img alt="kundalini-4.jpg" src="http://www.lostlord.com/Lord/kundalini-4.jpg" width="443" height="493" class="mt-image-center" style="text-align: center; display: block; margin: 0 auto 20px;"/></span>

<p>تانترا دانش تجربه و شناخت نامتناهی است از طريق دنيای محدود و متناهی يا به عبارت ديگر روش استفاده از ماديات است برای رسيدن به معنويات.</p>

<p>از اینرو هر چیزی در این مکتب مقدسه .. حتی می‌شه از لمس کردن بدن کسی که دوستش دارید به کمال برسید  (:</p>]]>

</content>
</entry>

<entry>
<title>نیک آدینه ی زندگی</title>
<link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.lostlord.com/Lord/post1101.php" />
<modified>2008-02-16T08:58:14Z</modified>
<issued>2008-02-16T08:12:29Z</issued>
<id>tag:www.lostlord.com,2008://1.1101</id>
<created>2008-02-16T08:12:29Z</created>
<summary type="text/plain">خوشحالم برای یکی از بهترین جمعه‌های تاریخ زندگیم ... قبلش تفأل می‌زنم و به نظرم خوب میاد و حافظ هم خوشحاله که ...! اذان مغرب رو که می‌گن جلوی مسجدم و دوباره می‌خونمش و خیلی بیشتر از ظهر پر می‌شم از لذت ... هرچند یاد معنی اصطلاح تفرقه و جمع...</summary>
<author>
<name>Lord</name>

<email>lord1319@yahoo.com</email>
</author>
<dc:subject>درهم - سوا كردني نيست</dc:subject>
<content type="text/html" mode="escaped" xml:lang="en" xml:base="http://www.lostlord.com/">
<![CDATA[<p>خوشحالم برای یکی از بهترین جمعه‌های تاریخ زندگیم ...</p>

<p>قبلش تفأل می‌زنم و به نظرم خوب میاد و حافظ هم خوشحاله که ...!</p>

<p>اذان مغرب رو که می‌گن جلوی مسجدم و دوباره می‌خونمش و خیلی بیشتر از ظهر پر می‌شم از لذت ...</p>

<p>هرچند یاد معنی اصطلاح تفرقه و جمع میوفتم و مجلس انس و لمعات و کشف المحجوب و اینکه چقدر حالم گرفته می‌شد از اینکه حافظ رو غیر عرفانی تفسیر کنن و الان خودم از همین معنی ظاهریش دارم لذت می‌برم!</p>

<p>ولی خب ... کلهم اجمعین از کائنات سپاس‌گذارم (:</p>

<p>شما هم که نمی‌دونین جریان چیه و از این خودسانسوری به نتیجه‌ای نرسیدید همین تفأل رو بخونین و لذت ببرید!!</p>

<p><br />
صبا به تهنیت پیر می فروش آمد   </p>

<p>                    که موسم طرب و عیش و ناز و نوش آمد  </p>

<p>هوا مسیح نفس گشت و باد نافه گشای   </p>

<p>                       درخت سبز شد و مرغ در خروش آمد  </p>

<p>تنور لاله چنان برفروخت باد بهار   </p>

<p>                که غنچه غرق عرق گشت و گل به جوش آمد  </p>

<p>به گوش هوش نیوش از من و به عشرت کوش   </p>

<p>                       که این سخن سحر از هاتفم به گوش آمد  </p>

<p>ز فکر تفرقه بازآی تا شوی مجموع   </p>

<p>                     به حکم آن که چو شد اهرمن سروش آمد  </p>

<p>ز مرغ صبح ندانم که سوسن آزاد   </p>

<p>                      چه گوش کرد که با ده زبان خموش آمد  </p>

<p>چه جای صحبت نامحرم است مجلس انس   </p>

<p>                           سر پیاله بپوشان که خرقه پوش آمد  </p>

<p>ز خانقاه به میخانه می‌رود حافظ   </p>

<p>                          مگر ز مستی زهد ریا به هوش آمد  <br />
</p>]]>

</content>
</entry>

<entry>
<title>کارگاه جامع &quot;روندکاری در تاریکخانه دیجیتال&quot;</title>
<link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.lostlord.com/Lord/Digital Darkroom Workflowpost1100.php" />
<modified>2008-02-06T08:41:42Z</modified>
<issued>2008-02-06T06:46:48Z</issued>
<id>tag:www.lostlord.com,2008://1.1100</id>
<created>2008-02-06T06:46:48Z</created>
<summary type="text/plain">کارگاه جامع روندکاری در تاریکخانه دیجیتال برای علاقه مندان، بر پایه Adobe Lightroom و Adobe Photoshop CS3 و طی یک روز توسط سايت عکاسی و فصلنامه عکاسی حرفه ای برگزار خواهد شد. اگر در عکاسی دیجیتال جدی هستید و می‌خواهید پس از گرفتن عکس، یک روند کاری حرفه‌ای، سریع و...</summary>
<author>
<name>Lord</name>

<email>lord1319@yahoo.com</email>
</author>
<dc:subject>آموزشي</dc:subject>
<content type="text/html" mode="escaped" xml:lang="en" xml:base="http://www.lostlord.com/">
<![CDATA[<p>کارگاه جامع روندکاری در تاریکخانه دیجیتال برای علاقه مندان، بر پایه Adobe Lightroom و Adobe Photoshop CS3 و طی یک روز توسط سايت عکاسی و فصلنامه عکاسی حرفه ای برگزار خواهد شد. اگر در عکاسی دیجیتال جدی هستید و می‌خواهید پس از گرفتن عکس، یک روند کاری حرفه‌ای، سریع و بی‌عیب و نقص داشته باشید، شرکت در این کارگاه یک روزه را به شما پیشنهاد می‌کنیم. در این کارگاه به طور عملی یک روند کاری را از آغاز تا مرحله نهایی و چاپ عکس، در تاریک‌خانه دیجیتال طی خواهیم کرد و در آن با نکات عملی و حرفه‌ای کار آشنا خواهیم شد. هدف، آشنایی عملی با بهینه‌ترین، سریع‌ترین و بی‌عیب‌ترین روش کار است و نه آموزش کار با نرم‌افزار. آنچه در این کارگاه خواهید آموخت، باعث تغییرات کلی در روش کار و نوع برخورد شما با عکاسی دیجیتال می‌شود.</p>

<p><br />
<div style="text-align: center;"><a href="http://akkasee.com/workshop/">[ اطلاعات بيشتر و ثبت نام ]</a></div><br />
<span class="mt-enclosure mt-enclosure-image"><img alt="akkase.jpg" src="http://www.lostlord.com/Lord/akkase.jpg" width="300" height="32" class="mt-image-center" style="text-align: center; display: block; margin: 0 auto 20px;"/></span></p>

<p>توضیحات: <br />
1- از اونجایی که بنده ارادت خاصی به سایت عکاسی و آقای نیک‌نژاد دارم ... اگر ثبت نام کردین حتماً تشریف بیارید!<br />
2- دوم اسفند از ساعت هشت و نیم صبح تا پنج و نیم بعد از ظهر ... ناهار هم می‌دن!</p>

<p>:)</p>]]>

</content>
</entry>

<entry>
<title>چگونه فلیکر را بپیچانید؟</title>
<link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.lostlord.com/Lord/flickrpost1099.php" />
<modified>2008-02-06T08:18:50Z</modified>
<issued>2008-01-29T16:47:19Z</issued>
<id>tag:www.lostlord.com,2008://1.1099</id>
<created>2008-01-29T16:47:19Z</created>
<summary type="text/plain">دوستانی که اهل عکس و عکاسی هستند و به نوعی این سرگرمی، دلمشغولی یا شغلشون هم به حساب میاد، حتماً با فلیکر هم، آشنا و مأنوس هستن البته اگر می‌بینید این سایت محبوب و دلچسب و خوشمزه در ایران به اشتباه فیلتره، خب می‌تونید از مرورگر فایرفاکس استفاده کنید و...</summary>
<author>
<name>Lord</name>

<email>lord1319@yahoo.com</email>
</author>
<dc:subject>آموزشي</dc:subject>
<content type="text/html" mode="escaped" xml:lang="en" xml:base="http://www.lostlord.com/">
<![CDATA[<p>دوستانی که اهل عکس و عکاسی هستند و به نوعی این سرگرمی، دلمشغولی یا شغلشون هم به حساب میاد، حتماً با <a href="http://www.flickr.com/">فلیکر</a> هم، آشنا و مأنوس هستن<br />
البته اگر می‌بینید این سایت محبوب و دلچسب و خوشمزه در ایران به اشتباه فیلتره، خب می‌تونید از مرورگر <a href="http://www.mozilla.com/en-US/">فایرفاکس</a> استفاده کنید و <a href="https://addons.mozilla.org/en-US/firefox/addon/4286">اکستنشن اکسس فلیکر</a> رو که جناب حامد صابر و سایت فلیکر زحمت تهیه‌ش رو کشیدن در چند ثانیه نصب کنید و لذت ببرید.</p>

<p>و اما ...<br />
بعضی وقتا یه عکسایی هست که خیلی قشنگه و شما می‌خواید خود عکس یا سایز بزرگش رو داشته باشید اما توسط عکاس محترم و سایت فلیکر این امکان از شما گرفته شده و یه Gif شفاف به اسم Spaceball.gif تمام سطح عکس رو پوشونده <strike>و نه تنها امکان ذخیره ی عکس رو به شما نمی‌ده، بلکه شما رو از داشتن عکس بزرگتر هم محروم کرده ...</p>

<p>از اونجایی که آدم چیزی که ببینه دلش می‌خواد و تنها مزیتی که عکاس نسبت به شما داشته این بوده که دوربین داشته و توو اون لحظه در محلی خاص حضور داشته و چیزی که به نمایش در میاد و عکسه خب مثلا چیه که دیگه بخوای جلوی ملت رو بگیری که بر ندارنش ... و در نتیجه ی یه سری توجیه دیگه که یه شوخی بی مزه بیش نیست و قراره شما جدی نگیرین، </strike>بنده می‌خوام عرض کنم که فقط کافیه Browser فایرفاکس رو داشته باشید و فیلتر هم نباشید و روی آخرین میلیمتر عکس راست کلیک کنید</p>

<p><br />
<span class="mt-enclosure mt-enclosure-image"><img alt="flickr_crack1.jpg" src="http://www.lostlord.com/Lord/flickr_crack1.jpg" width="399" height="461" class="mt-image-center" style="text-align: center; display: block; margin: 0 auto 20px;"/></span></p>

<p><br />
با این روش ِ ساده که فکر کنم باگ ِ فلیکر و به هم ریختن استایلش توی فایرفاکس باشه، می‌تونید خیلی راحت تصویر مورد نظر رو save کنید.</p>

<p>بعد هم اگر سایز بزرگترش رو خواستید کافیه از همون میلیمتر آخر و نقطه ای که می‌تونستید عکس رو Save کنید، Properties بگیرید و آدرسش رو کپی کرده و توی آدرس بار با یه تغییر کوچیک Paste کنید</p>

<p>اون تغییر کوچیک اضافه کردن b_ قبل از jpg. و پاک کردن ?v=0 از آخر آدرسه</p>

<p>یعنی <a href="http://farm3.static.flickr.com/2073/2133044174_c3ddb6e2f2.jpg?v=0">این</a> آدرس تبدیل می‌شه به <a href="http://farm3.static.flickr.com/2073/2133044174_c3ddb6e2f2_b.jpg">این</a> آدرس</p>

<p>البته این سایز b  می‌باشد و بعضی وقتا o_ هم که سایز اصلی عکسه موجوده</p>

<p>در ضمن ... دلیلی نداره توضیح بدم که این روش در مورد همه ی عکس‌ها کار نمی‌کنه (نمی‌دونم چرا!)</p>

<p>به هر حال خوش باشید<br />
روحتون شاد و تنتون سلامت</p>

<p>تا بعد</p>]]>

</content>
</entry>

<entry>
<title>محرّم نوشت</title>
<link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.lostlord.com/Lord/post1098.php" />
<modified>2008-01-27T09:40:59Z</modified>
<issued>2008-01-27T09:31:37Z</issued>
<id>tag:www.lostlord.com,2008://1.1098</id>
<created>2008-01-27T09:31:37Z</created>
<summary type="text/plain">حسین بیشتر از آب ، تشنه ی لبیک بود اما افسوس كه به جای افکارش ، زخم‌های تنش را نشانمان دادند و بزرگترین درد او را بی‌آبی معرفی كردند ... دکترعلی شریعتی --------- پ.ن: دقت دارید که چند وقته اینجا خوابیده؟ دقت دارید که بنده نیستم؟ خب ... بیخود شده...</summary>
<author>
<name>Lord</name>

<email>lord1319@yahoo.com</email>
</author>

<content type="text/html" mode="escaped" xml:lang="en" xml:base="http://www.lostlord.com/">
<![CDATA[<p>حسین بیشتر از آب ، تشنه ی لبیک بود <br />
اما افسوس كه به جای افکارش ، زخم‌های تنش را نشانمان دادند <br />
و بزرگترین درد او را بی‌آبی معرفی كردند ...</p>

<span class="mt-enclosure mt-enclosure-image"><img alt="moharram.jpg" src="http://www.lostlord.com/Lord/moharram.jpg" width="224" height="333" class="mt-image-center" style="text-align: center; display: block; margin: 0 auto 20px;"/></span>
دکترعلی شریعتی

<p>---------<br />
پ.ن: دقت دارید که چند وقته اینجا خوابیده؟<br />
دقت دارید که بنده نیستم؟<br />
خب ... بیخود شده از خویشم و از گردش ایام هم شنیدید که؟<br />
همون!</p>]]>

</content>
</entry>

<entry>
<title>دوست خارجکی ِ ما!</title>
<link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.lostlord.com/Lord/post1097.php" />
<modified>2007-12-10T17:44:04Z</modified>
<issued>2007-12-10T13:42:55Z</issued>
<id>tag:www.lostlord.com,2007://1.1097</id>
<created>2007-12-10T13:42:55Z</created>
<summary type="text/plain">آلمانیا (اتریشیا) انگلیسی رو خیلی بد حرف می‌زنن و سخت ... اما ایندفعه کافی نت خلوت بود و درست حسابی دقت کردم موقع حرف زدنش بفهمم چی می‌گه! مشکل آپلود عکساش رو حل کردم و کلی خوشحال شد و هی تشکر می‌کرد و قاه قاه می‌خندید و می‌زد پشتم ......</summary>
<author>
<name>Lord</name>

<email>lord1319@yahoo.com</email>
</author>

<content type="text/html" mode="escaped" xml:lang="en" xml:base="http://www.lostlord.com/">
<![CDATA[<a href="http://seidenstra8e.at/">آلمانیا (اتریشیا)</a> انگلیسی رو خیلی بد حرف می‌زنن و سخت ... اما ایندفعه کافی نت خلوت بود و درست حسابی دقت کردم موقع حرف زدنش بفهمم چی می‌گه!
مشکل آپلود <a href="http://seidenstra8e.at/index.php?tld=galerie">عکساش </a>رو حل کردم و کلی خوشحال شد و هی تشکر می‌کرد و قاه قاه می‌خندید و می‌زد پشتم ...

خلاصه که اسم سایتش جاده ی ابریشمه و می‌خواد همه ی این مسیر رو ببینه ...
توی دلم یه کوفتی بهش می‌گم ... از همون کوفتیا که تووش کلی غبطه و دل‌خواستنه ...

تو خود imagine کن و حالشو ببر!]]>

</content>
</entry>

<entry>
<title>اغتشاشات ذهنی</title>
<link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.lostlord.com/Lord/post1095.php" />
<modified>2007-12-07T15:25:45Z</modified>
<issued>2007-12-07T14:53:01Z</issued>
<id>tag:www.lostlord.com,2007://1.1095</id>
<created>2007-12-07T14:53:01Z</created>
<summary type="text/plain">دست خودم نیست ... توی بکگراند ذهنم هنوز این سواله مونده که چرا آمریکا خودش میاد گزارش جامع سازمان ملی اطلاعاتش رو پخش می‌کنه (یه بخشی مثل ستاد مشترک اطلاعات خودمون!) ... اونم در حالی که به نفع خودش نیست؟!‍ می‌دونم که اونجا هم مثل اینجا سیستم سیاسی یکدستی نداره...</summary>
<author>
<name>Lord</name>

<email>lord1319@yahoo.com</email>
</author>
<dc:subject>درهم - سوا كردني نيست</dc:subject>
<content type="text/html" mode="escaped" xml:lang="en" xml:base="http://www.lostlord.com/">
<![CDATA[<p>دست خودم نیست ... توی بکگراند ذهنم هنوز این سواله مونده که چرا آمریکا خودش میاد گزارش جامع سازمان ملی اطلاعاتش رو پخش می‌کنه (یه بخشی مثل ستاد مشترک اطلاعات خودمون!) ... اونم در حالی که به نفع خودش نیست؟!‍<br />
می‌دونم که اونجا هم مثل اینجا سیستم سیاسی یکدستی نداره ولی بازم نمی‌تونم هضمش کنم و معده ی مغزم رو هم شدیداً مشغول کرده ... یعنی بوش و چنی که دنیا رو داغون می‌کنن توی خود ِ امریکا اینقدر قدرت ندارن که جلوی انتشار این گزارش رو بگیرن؟!<br />
عملیات آتش زدن ققنوس برای تولد ققنوس جدید و ماسک نئو آمریکن زدن؟!!<br />
خیانت سگ زرد دموکرات به برادرش، شغال جمهوری‌خواه؟! <br />
ماست مالی کردن ِ چه قضیه ای پشت این خبره خوابیده ... الله اعلم</p>

<p>به هر حال منم به عنوان یه ایرانی خوشحالم ... دست کم از این نظر که فعلاً خطر حمله نظامی بر طرف شده ولی از طرف دیگه به این فکر می‌کنم که این ورق ِ رو شده برای پرت کردن حواس کدوم طرفه ...</p>

<p>پ.ن: الساعه یکی از دوستان از آنلاین بودن ِ بنده سوء استفاده کرد و یک فقره آفلاین (!) برام گذاشت مبنی بر اینکه شما کجا <a href="http://www.futurama.ir/2007/11/post_183.html#more">اونجا</a> کجا و این حرفا!!<br />
والا بنده چه عرض کنم غیر از تکذیب؟!<br />
من خاتمی نیستم که!!<br />
من اصلاً این آقای مرحوم قیصر امین‌پور رو نمی‌شناختم غیر از اینکه فکر کنم اسمش زیر چند تا از شعرای کتابای فارسی راهنمایی و دبیرستانمون بود ... و از سبک شعری ایشون هم خوشم نمیومد ... خدایش رحمت کند ...<br />
ما کجا ... چنین مجالسی کجا؟! هرچند حسام الدین سراج هم بوده و خب بدم نمیومد می‌رفتم!!</p>

<p>روحتون شاد و تنتون سلامت</p>]]>

</content>
</entry>

<entry>
<title>کسالت‌باری</title>
<link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.lostlord.com/Lord/post1094.php" />
<modified>2007-12-07T14:46:06Z</modified>
<issued>2007-12-07T14:43:24Z</issued>
<id>tag:www.lostlord.com,2007://1.1094</id>
<created>2007-12-07T14:43:24Z</created>
<summary type="text/plain">به علت کسالت و درد و مرض چند روزیه که بستری ام و به کلی کار عقب افتاده ام رسیدم (عدو شود سبب خیر و اینا) (: شاید یخورده دیر ولی بالاخره Italian Job و یه سری فیلم در پیت دیگه رو دیدم که مورد مذکور برجسته ترینشون بود و...</summary>
<author>
<name>Lord</name>

<email>lord1319@yahoo.com</email>
</author>
<dc:subject>درهم - سوا كردني نيست</dc:subject>
<content type="text/html" mode="escaped" xml:lang="en" xml:base="http://www.lostlord.com/">
<![CDATA[<p>به علت کسالت و درد و مرض چند روزیه که بستری ام و به کلی کار عقب افتاده ام رسیدم (عدو شود سبب خیر و اینا)<br />
(: <br />
شاید یخورده دیر ولی بالاخره Italian Job و یه سری فیلم در پیت دیگه رو دیدم که مورد مذکور برجسته ترینشون بود و ببین دیگه چقدر فیلم مزخرف دیدم که این توش بهترین بوده!! و خب از اون فیلماس که به درد مریض می‌خوره و به یه بار دیدنش می‌ارزه!<br />
و اصولاً ایتالین جاب (کار ایتالیایی) یعنی همون کاری که توو ایتالیا کردیم و بابای صاب بچه رو آوردیم جلوی چشم مادرش ...</p>

<p>داستان در دو دقیقه:<br />
ما می‌ریم با دو تا قوطی Nitromon سقف رو رنگ می‌کنیم و چاشنی عمل می‌کنه و تخریب صورت می‌گیره و گاوصندوقی که 35 میلیون دلار شمش طلا توشه و معلوم نیست چرا اونجا نگهداری می‌شه و مال کیه رو می‌ندازیم توی آب و خیلی راحت زیر فشار سه متر آب در اون گاو صندوق بزرگ رو می‌تونیم باز کنیم و می‌زنیم به چاک جاده!<br />
بعد یکی از ما بهمون خیانت می‌کنه و به خیال خودش همه مون رو می‌کشه ولی در واقع فقط بابای مجموعه رو به فنا داده و چون آدم سست عنصر و احمقیه و وجودش خیلی بیخوده، آرزوهای ما رو می‌دزده و اون چیزایی که ما می‌خواستیم رو می‌خره ... بدون اینکه ازشون لذت ببره!!<br />
بعد ما می‌ریم و پیداش می‌کنیم و دختر بابای مجموعه رو هم که الان در زمینه ی تست گاوصندوق و قفل برای پلیس کار می‌کنه، پیدا می‌کنیم و با هم بالاخره حال اون خیانتکار عوضی رو میگیریم و همه به آرزوهاشون می‌‌رسن!!<br />
البته خب زیاد هم ساده نیست ...</p>

<span class="mt-enclosure mt-enclosure-image"><img alt="Italianjob.jpg" src="http://www.lostlord.com/Lord/Italianjob.jpg" width="200" height="285" class="mt-image-center" style="text-align: center; display: block; margin: 0 auto 20px;"/></span>

<p>و اما پیام‌های این فیلم ِشدیداً خانوادگی بسی قابل توجه است:</p>

<p>- دزدی‌های بزرگ اگر برای اهداف بزرگ ِ زندگی باشه کار خوب و شرافت‌مندانه‌ایه .. نخ‌سوزن که یه ماهپری هم بیاد توی گروه!<br />
- پلیس یه موجود خیالیه که وجود خارجی نداره و تو با اعتماد به نفس هر کاری دلت بخواد می‌تونی بکنی، فرقی هم نداره کجای دنیا باشی!<br />
- از ابلیس درون ِ انسان‌ها باید ترسید<br />
- خیانت خوب نیست و چوبش رو می‌خوری و دهنت آسفالت می‌شه، دیر و زود داره ولی سوخت و سوز هرگز!<br />
- به یه غول صد و هشتاد کیلویی که نمی‌تونه توپ گلف رو از نیم متری بفرسته توی سوراخ نباید زل زد چون خوشش نمیاد و فکر می‌کنه ظاهرش غیر عادیه!<br />
- می‌نی‌ماینر یکی از بهترین ماشین‌های دنیاست ... یکی برای من بخره لطفاً<br />
- چقدر آرزوها کودکانه و ساده است وقتی می‌پرسی اگر اینقدر پول داشتی باهاش چیکار می‌کردی ... مردم از چه چیزایی لذت می‌برن ...<br />
- و دنبال کسی باش که ارزش این رو داشته باشه که یک عمر زندگیت رو باهاش زندگی کنی و در ضمن (:‌ و D: هم باشه ...</p>

<p>به جز این فیلما چیکار کردم؟!<br />
دو تا کتاب شاخ فلسفه رو تموم کردم و جای تعجب اینجاست که در اثر عوارض جانبی آنتی بیوتیکایی که می‌خورم حواسم شش دانگ غرق کتاب بود و نشد که صفحه ای رو بخونم و نفهمم و دوباره برگردم از سر پاراگراف شروع کنم!!!!!!!<br />
در نتیجه برای تلاوت فلسفه از این به بعد آنتی بیوتیک 625 فیل افکن تجویز می‌شه که شدیداً موثره ...</p>

<p>و خبر خوب: تقریباً کار پایان نامه م توی ذهنم یه چارچوب اساسی پیدا کرده ... هرچند هنوز روی کاغذ نیاوردمش!!</p>]]>

</content>
</entry>

<entry>
<title>خود آی</title>
<link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.lostlord.com/Lord/post1093.php" />
<modified>2007-11-27T13:29:55Z</modified>
<issued>2007-11-27T12:12:56Z</issued>
<id>tag:www.lostlord.com,2007://1.1093</id>
<created>2007-11-27T12:12:56Z</created>
<summary type="text/plain">به حال و روزی که تقدیر من است، بر آن دریا مجال در افتادنم نبود که از ترس تر شدن تن باشد یا نمی‌دانم ترس غرق شدن و بر نیامدن تنها بر ساحل آن دریا چند قدمی تفرج کردم و یافتم آنچه یافتم خدای را دیدم مانند شعری موزون که...</summary>
<author>
<name>Lord</name>

<email>lord1319@yahoo.com</email>
</author>

<content type="text/html" mode="escaped" xml:lang="en" xml:base="http://www.lostlord.com/">
<![CDATA[<p>به حال و روزی که تقدیر من است، بر آن دریا مجال در افتادنم نبود که از ترس تر شدن تن باشد یا نمی‌دانم ترس غرق شدن و بر نیامدن</p>

<p>تنها بر ساحل آن دریا چند قدمی تفرج کردم و یافتم آنچه یافتم</p>

<p>خدای را دیدم مانند شعری موزون که هر طایفه و قومی ترجمانی از آن را به زبان حال خود درآورده اند و می‌خوانند و هر کسی پندارد که خود خوشتر می‌خواند</p>

<p>و من متحیرم در وجود این شعر و توانم نیست که لامی از کامم بر آید</p>

<p>تنها می‌دانم که دل خوش داشتن به این نیز بس گران است برایم ...</p>]]>

</content>
</entry>

<entry>
<title>عاشقی ...</title>
<link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.lostlord.com/Lord/post1092.php" />
<modified>2007-11-05T16:00:11Z</modified>
<issued>2007-11-05T10:51:19Z</issued>
<id>tag:www.lostlord.com,2007://1.1092</id>
<created>2007-11-05T10:51:19Z</created>
<summary type="text/plain">... می‌خوام بذارمشون لای کالباسای ساندویچم ... نمی‌دونم چی می‌شه و چرا ولی به کاهو می‌گم اسفناج &quot;یه کم اسفناج بدید این طرف&quot; می‌خندن ... می‌گن عاشقی؟! فکر کن ... از چه چیزایی به چه چیزایی می‌رسن مردم... والا!...</summary>
<author>
<name>Lord</name>

<email>lord1319@yahoo.com</email>
</author>
<dc:subject>درهم - سوا كردني نيست</dc:subject>
<content type="text/html" mode="escaped" xml:lang="en" xml:base="http://www.lostlord.com/">
<![CDATA[<p>... می‌خوام بذارمشون لای کالباسای ساندویچم ... نمی‌دونم چی می‌شه و چرا ولی به کاهو می‌گم اسفناج<br />
<em>"یه کم اسفناج بدید این طرف"</em></p>

<p>می‌خندن ... می‌گن عاشقی؟!</p>

<p>فکر کن ... از چه چیزایی به چه چیزایی می‌رسن مردم... والا!</p>]]>

</content>
</entry>

<entry>
<title>کمدی الهی ما!</title>
<link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.lostlord.com/Lord/post1091.php" />
<modified>2007-11-02T19:34:58Z</modified>
<issued>2007-11-02T19:32:32Z</issued>
<id>tag:www.lostlord.com,2007://1.1091</id>
<created>2007-11-02T19:32:32Z</created>
<summary type="text/plain"> به مثابه دانته ای بی‌چاره و بدون ویرژیل وارد جهنم می‌شوم ... با تعجب زیاد ... در کمال حیرت ... در نهایت بهت زدگی ... این چندمین طبقه بود؟ چند طبقه ی دیگر مانده تا بهشت؟ پس بهشت ما کجاست؟‍!...</summary>
<author>
<name>Lord</name>

<email>lord1319@yahoo.com</email>
</author>
<dc:subject>درهم - سوا كردني نيست</dc:subject>
<content type="text/html" mode="escaped" xml:lang="en" xml:base="http://www.lostlord.com/">
<![CDATA[<span class="mt-enclosure mt-enclosure-image"><img alt="William Bouguereau.JPG" src="http://www.lostlord.com/Lord/William%20Bouguereau.JPG" width="161" height="200" class="mt-image-center" style="text-align: center; display: block; margin: 0 auto 20px;"/></span>

<p>به مثابه دانته ای بی‌چاره و بدون ویرژیل وارد جهنم می‌شوم ...</p>

<p>با تعجب زیاد ... در کمال حیرت ... در نهایت بهت زدگی ...</p>

<p>این چندمین طبقه بود؟</p>

<p>چند طبقه ی دیگر مانده تا بهشت؟</p>

<p>پس بهشت ما کجاست؟‍!</p>]]>

</content>
</entry>

</feed>